saeid online

رای‌گیری برای گردهمایی

١) به نظر شما مکان گردهمایی بهتر است کجا باشد؟
الف- تهران
ب- اصفهان
ج- اراک

٢) زمان گردهمایی؟
الف- مهر ٩٠
ب- آبان ٩٠
ج- اسفند ٩٠
(به خاطر سردی هوا در آذر، دی و بهمن، تنها به سه گزینه بالا بسنده شد!)


و اما نظر بنده: اراک، اسفند ٩٠. شهر اراک با خیابان‌های کج و معوجش و خود دانشگاه فضای بهتری از تهران و اصفهان دارد و می‌تواند یادآور خاطرات گذشته باشد. اسفندماه هم بوی بهار به مشام می‌رسد!

   + سعید ; ٧:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

در جواب حسن

محمد دشتی درباره ویژگی ترجمه‌ نهج‌البلاغه‌اش می‌گوید:
اگر در ترجمه‌ها، اصل پیام‌رسانی رعایت نشود، ضرب‌المثل اقوام و ملل برای یکدیگر قابل فهم نخواهد بود و چون در ترجمه‌های موجود، این اصل رعایت نشده است، خواننده فارسی‌زبان حق دارد بپرسد:
"من کفتار نیستم." یعنی چه؟
"چون بچه‌شتر دنبال شتر بودم."  چه مفهومی دارد؟
"زن عقرب است." یعنی چه و چرا به زنان باید توهین شود؟

وی می‌گوید: پس از بررسی و شناخت کاربردی ضرب‌المثل‌های نهج‌البلاغه در روزگاران گذشته به این نتیجه می‌رسیم که امام می‌خواهد بگوید:
"از مسائل سیاسی غافل نیستم."
"چونان فرزندی که از مادر جدا نمی‌شود، همواره با پیامبر بودم."
"نیش زن برای شوهرش شیرین است."

... در ترجمه‌های موجود، "النساء نواقص العقول" را همه این‌چنین ترجمه کرده‌اند: "عقل زنان ناقص است." و "المرئة شر کلها" را همه ترجمه کرده‌اند: "زن همه‌اش شر است." در حالی که امام در خطبه 80 در مقام بیان تفاوت‌های زن و مرد است و در این‌جا "نواقص" به معنای "تفاوت" است. و در حکمت 238 واژه شر را به معنای بدی به کار نبرده است، بلکه می‌خواسته بفهماند که ازدواج و تشکیل زندگی، مسئولیت دارد. مانند همان مثل فارسی که می‌گوید: زن و بچه دردسرند...


**************
پی‌نوشت:
محمد دشتی که ترجمه نهج‌البلاغه‌اش روان‌ترین، شیواترین و ساده‌ترین ترجمه‌های موجود است، در ابتدای نهج‌البلاغه می‌گوید:
از آغاز حوزه (1343 تا 50) که ترجمه‌های موجود را می‌خواندم و کاستی‌های مفهومی را می‌یافتم، در فکر چاره بودم که جرج جرداق مسیحی (استاد ادبیات عرب در لبنان) اعتراف کرده بود: "جاذبه کلمه‌های امام علی شوری در من ایجاد کرد که 200 بار نهج‌البلاغه را خواندم." چنان بر خود لرزیدم و به تعصب اعتقادی‌ام ضربه زد که تا مدتی حالت عادی نداشتم. بر خود نفرین می‌کردم که چرا یک مسیحی نهج‌البلاغه را 200 بار می‌خواند اما من که خود را از شیعیان علی می‌شمارم و ادعای محبت و ولایتش را دارم چند بار نهج‌البلاغه را خوانده‌ام؟...

   + سعید ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تک جمله هایی از نهج البلاغه

احمق‌ترین خلق کسی است که خود را دانا‌ترین بداند.
آفت وقار مرد، شوخی است.
با نیکان بدی مکن، چه آنان را از نیکی باز می‌داری.
با پدران خود به نیکی رفتار کنید، تا پسران تان به شما نیکی کنند.
بد‌ترین رفیق کسی است که تو را به گناه وا دارد.
از هر چیزی که در دنیا بیشتر به آن انس داری، بسیار بترس.
بلای آدمی در زبان اوست.
کسی که تنبلی کند به اندوه دچار می‌شود.
شادی مؤمن در چهره اوست و اندوهش در دل.
نادانی، دردناک‌ترین دردهاست.
دانشی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است.
درباره آن چه ‌شناختی نداری، سخن مگوی.
یا دانشمندی گویا باش یا شنونده‌ای علم نگهدار.
سه کار شرم ندارد: خدمت به مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق.

   + سعید ; ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

برای هیچ...

گفت: برای خدا چی کار کردی؟
گفت: سه تا کربلا رفتم، چهار تا مکه، دو تا سوریه.

   + سعید ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

فقط دو بیت

هنگام سپیده‌دم، خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه‌گری؟
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری

   + سعید ; ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

صندلی داغ 12: رضا علیزاده

رضا علیزاده را نه تنها به عنوان یکی از چهره‌های خاص و منحصر به فرد شیمی79، بلکه در سطح دانشگاه‌های سراسر کشور باید دانست. کمتر کسی (و شاید هیچ‌کس) در درس خواندن (خر زنی!) به گرد تک‌سوار پیست‌های خر زنی (=سالن‌های مطالعه) می‌رسید. الحق و الانصاف، رضا پشتکار خوبی داشت. پشتکاری که معلوم نبود از کجا آورده بود. پیشتر گفته بودم که خانه اول رضا سالن مطالعه بود؛ بیشتر وقتش را در آن جا سپری می‌کرد، همان جا می‌خوابید و فقط برای صرف نهار یا شام به اتاق دومش سر می‌زد، آن هم برای چند دقیقه! رضا (به همراه کاشی) رقابت سرسختانه‌ای با خانم‌های کلاس برای معدل الف شدن داشت؛ رقابتی که نمی‌دانم نتایج آن بعدها به درد دکتر رضا خورد یا نه.
فکر کنم یک دو تکیه کلام داشت که متاسفانه خاطرم نیست؛ این تکیه‌کلام‌ها را محمد و بهزاد نزد همه مسخره می‌کردند. از معدود نفراتی بود که هفت ترمه تمام کرد و بدون فوت وقت، در مقطع کارشناسی ارشد آلی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد. دکتر رضا آن‌قدر معرفت داشت که به وی اجازه می‌داد به ما ترم هشتی‌ها در خوابگاه پردیس چندین بار سر بزند. به خوبی یادم هست که در یکی از همین دیدارها، ذوق‌زده و سربلند، درباره یکی از موفقیت‌هایش در دانشگاه جدید که تغییر زاویه شاخه متیل یکی از ملکول‌های آلی بود، برای‌مان می‌گفت.
خوب نیست حالا که دکتر رضا افتخار جلوس بر صندلی داغ وبلاگ را داده است، ما زیاده‌گویی کنیم...


عکس‌‌های جدید از رضا که بزنم به تخته، به قالی کرمون می‌ماند؛ انگار سال به سال جوان‌تر و جذاب‌تر می‌شود!


--> (همه صندلی داغ‌ها در این‌جا)

   + سعید ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نوشابه یا دوغ؟!

نوشابه‌های گازدار به دلیل مقدار بسیار زیاد قند و رادیکال‌های آزادی که دارند موجب آسیب به بافت‌های بدن، چاقی، اضافه وزن و ابتلا به دیابت می‌شوند.
کسانی که نوشابه گازدار می‌خورند احتمال دارد به مقدار کافی ویتامین A، کلسیم و منیزیم دریافت نکنند و احتمال ابتلا به پوکی استخوان در افرادی که نوشابه گازدار زیاد مصرف می‌کنند، بیشتر است. نوشابه دشمن بافت استخوانی است. حتا اسید موجود در نوشابه‏‌های گازدار می‏‌تواند موجب ساییدگی و پوسیدگی دندان‏‌ها شود.
بعضی‌ها به جای نوشابه‌های گازدار معمولی، از نوشابه‌های گازدار رژیمی استفاده می‌کنند. در حالی که هنوز تاثیر نوشابه‌های رژیمی‌‌ بر کاهش وزن ثابت نشده است. نوشابه‌های رژیمی همه زیان‌های نوشابه‌های دیگر را دارند منهای کالری زیاد!

دوغ، نوشیدنی پرفایده و سالم
اما دوغ به طور میانگین 50 درصد ترکیبات و ارزش غذایى ماست را داراست و چون در تولید آن از مواد نگهدارنده استفاده نمى‌شود، یک نوشیدنی سالم به شمار می‌رود.
دوغ می‌تواند یک‌چهارم نیاز روزانه به کلسیم و ویتامین‌هاى گروه B را تامین کند. از این رو برخلاف نوشابه، قوی‌کننده استخوان‌هاست.
هر لیتر دوغ حاوى 1/5 تا 2 درصد پروتئین و 6/0 گرم کلسیم است. میزان کلسیم، فسفر و پروتئین دوغ زیاد است و این مواد نیز براى استخوان‌سازى و متابولیسم بدن لازمند.
دوغ حاوى باکترى‌هاى مفیدى است که اثرات زیادى بر سلامت گوارش دارند.
البته بهتر است دوغ به صورت بدون گاز و کم‌نمک استفاده شود.

   + سعید ; ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مخفف‌نویسی

در دوران دانشجویی، کم نبودند استادهایی که معتقد بودند زبان فارسی هنوز علمی نشده است و بیشتر به درد شعر و شاعری می‌خورد، اعداد را به زبان انگلیسی می‌نوشتند و هر جا که در ترجمه یک متن انگلیسی کم می‌آوردند، مشکل را نه در خودشان، بلکه در کمبودها و کاستی‌های زبان فارسی می‌دانستند. کاری به این ندارم که زبان انگلیسی از کی و چرا به عنوان زبان علمی دنیا پذیرفته شد؛ شکی هم در این نیست که یکی از دلایل جهانی شدن زبان انگلیسی سادگی آن است. فقط می‌خواهم به یکی از تفاوت‌های آن با زبان فارسی خودمان اشاره کنم. تفاوتی که به نظر می‌رسد یکی از علل سادگی زبان انگلیسی و نفوذ هر چه بیشتر آن در زبان‌های دیگر باشد.
حتا خودم هم نمی‌دانم چه نام یا عنوانی برای این تفاوت یا به عبارت بهتر، مزیت زبان انگلیسی بگذارم. شاید "کوتاه‌نویسی" یا به عبارت دیگر، "مخفف‌نویسی" نام‌هایی باشند که بتوانند گویای این تفاوت باشند. در زبان انگلیسی، مخفف‌نویسی که Abbreviation نامیده می‌شود به وفور و بر پایه قواعدی که خودشان تدوین کرده‌اند، انجام می‌شود؛ امری که هنوز در دستور زبان فارسی جا نیافتاده است و به نظرم اگر دور از هر گونه افراط و تفریط انجام بشود، می‌تواند به ساده‌سازی و گسترش زبان فارسی کمک شایانی بکند.
چند مثال: در زبان انگلیسی هر وقت قرار باشد وزن جسمی را گزارش کنند، می‌نویسند: 20kg. ولی در زبان فارسی می‌نویسند 20 کیلوگرم و کمتر کسی (چه بسا هیچ‌کس) می‌نویسد ٢٠ک‌گ.
منچستر یونایتد را برای راحتی کار خودشان در نوشتن و گفتن، به این شکل می‌نویسند: Man united ولی در ایران نمی‌دانم چه الزامی وجود دارد که هر نام هرچند طولانی‌ای را باید تمام و کمال نوشت؛ مثلا باشگاه فرهنگی‌ورزشی فولاد مبارکه سپاهان اصفهان!
در زمینه‌های علمی هم همین طور است؛ در زبان انگلیسی همه کلمه‌ها و واژه‌های قلمبه‌سلمبه علمی را کوتاه و خلاصه می‌کنند تا خودشان را از شر اسم‌های درازی که به سختی یاد گرفته می‌شوند و در خاطر نمی‌مانند راحت کنند. به جای بیماری Multiple sclerosis به سادگی می‌نویسند MS و آب از آب تکان نمی‌خورد. تب خونریزی‌دهنده کریمه گنگو را خودشان کشف کرده‌اند ولی به آن می‌گویند CCHF ولی در ایران همان عنوان پنج کلمه‌ای را به کار می‌برند. یا به جای central prossecing unit می‌گویند: CPU و چندین و چند نمونه دیگر که شما بهتر از من می‌دانید.
در ایران خیلی به ندرت پیش می‌آید که اداره یا سازمانی به مخفف‌نویسی روی بیاورد؛ ناجا (به جای نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران) یا پلیس راهور (به جای پلیس راهنمایی و رانندگی) از موارد کمیابی هستند که به خوبی امتحان خودشان را پس داده‌اند.
جدای از مخفف‌نویسی عناوین چند کلمه‌ای که در زبان فارسی خیلی کمتر به کار می‌رود، نمی‌دانم بعضی‌ها چه علاقه‌ای دارند که قبل و بعد از یک کلمه فارسی، چندین کلمه بی‌خاصیت که بار معنایی دیگری ندارند و تنها به درازا کشیدن کلام منجر می‌شوند، ردیف کنند. برای مثال به جای گرفتن می‌نویسند: به خود اختصاص دادن! یا به جای نوشتن، به رشته‌ی تحریر در آوردن! به جای بررسی کردن، مورد بررسی قرار دادن و... که این امر نیز به دشواری هر چه بیشتر در نوشتن می‌انجامد.

امیدوارم کسانی که دستی در آتش دارند و خودشان را کارشناس زبان و ادب فارسی می‌دانند، با تدوین اصول مخفف‌نویسی و معرفی آن به همه فارسی‌زبانان دنیا، خدمتی شایان و اثرگذار به این زبان شیرین بکنند تا دیگر هیچ کسی زبان فارسی را به ناکارآمدی متهم نکند.

   + سعید ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

بازگشت سعادتمندانه

پس از چندی دوری از فضای مجازی و دوستان همیشه همراهمان که هیچ کدامشان برایمان مجازی نیستند و چهار سال از بهترین روزهای عمر شریفمان را با آنها سپری نمودیم دوباره پای مبارکمان را به عرصه نهاده حالی به حول دوستان حوالت مینماییم تا همگان حظ وافر برده گل از گلشان شکوفا گردد.
خدمت همگی دوستان مجازی و واقعی خودمان معروض میداریم همانگونه که جسته و گریخته از این سو و آن سو شایعاتی به سمعتان رسید ما نیز جبر خداوندگار یکتا شامل حالمان گشت و ضربتی خوردیم که هنوز گیجی از احوالمان رخت بر نبسته است و تا آخر عمر گرانقدرمان وامدار این جبر الهی خواهیم بود.
بدینوسیله هرگونه ذهاب به سوی ماه عسل با هرکدام از دوستان وبلاگی را به شدت هرچه تمامتر تکذیب نموده و اعلام میداریم مهربان عیالمان اصلا اهل دنیای مجازی و این دست امور نمیباشد و فیس بوک را هم شدیدا تحریم مینماید.
با بیان این جمله که میفرماید: من زن ذلیل نیستم ولی زن ذلیلها را دوست دارم همدردی خویش را با دوستان زن ذلیل اعلام نموده و هرچند که میدانم به بی جنبگی و این قبیل القاب متهم میشوم کلیه دوستان خودم را به تقوای الهی و اختیار عیال تشویق مینمایم .
در پایان ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد:
١- من به هیچ عنوان در زمان نظر سنجی مسافرت تصمیمی بر تکمیل نیمه دین خود را نداشتم و همه چیز طی دو روز اتفاق افتاد.
٢- ازدواج آنطورها هم که میگویند بد نیست ( حداقل تا اینجای کار ) بعدش را نمیدانم.

   + میثم ; ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شیمی 79 = شیمی طلا

در جدول تناوبی، عدد اتمی 79 متعلق به طلاست. پس:
شیمی 79 یعنی شیمی طلا !

   + سعید ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

بیچاره کولرهای آبی!

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

از کت و شلوار تا سوسک و...

1) به نظر شما چرا با فرارسیدن تابستان و گرم شدن هوا، کارمندان دولت همچنان با لباس رسمی (کت و شلوار) سر کار حاضر می‌شوند؟!
البته که بدون شلوار نمی‌شود، ولی اگر مدیر یا کارمندان اداره‌جات و بانک‌ها کت نپوشند و با لباس‌های نازک نخی به ادای ماموریت مشغول بشوند، اتفاق بدی می‌افتد؟! از شان و مقام‌شان چیزی کم می‌شود؟! در حالی که با این کار، هم در مصرف انرژی وسایل سرمایشی صرفه‌جویی می‌شود و هم به دلیل احساس راحتی بیشتر، بازدهی کارمندان افزایش می‌یابد. ولی این روزها کارمندان و مدیران ملبس به کت و شلوار ولی در عین حال، کلافه و با لپ‌های گلگون در فضای دم‌کرده بانک‌ها و اداره‌ها به وفور دیده می‌شوند.

2) فرض را بر این می‌گذاریم که ادعاهایی مبنی بر جنگ نرم و هجمه فرهنگی و دشمنانی به نام ماهواره و اینترنت درست باشند. به نظر شما شبکه‌های استانی سیمای جمهوری اسلامی ایران که تعدادشان هم کم نیست، چگونه می‌توانند با برنامه‌های بی‌کیفیت، پوچ و بی‌جاذبه خودشان (به توضیح بیشتر نیازی نیست.) با چند هزار شبکه رنگارنگ ماهواره‌ای که بعضی از آن‌ها با امکانات و کارکنان بسیار کمتر، بینندگان بسیار بیشتری را به تماشای خود می‌نشانند، رقابت کنند؟! شما باشید، سریال‌های آبکی ساخت شبکه استانی‌تان را ترجیح می‌دهید یا سریال‌های فارســـی‌وان را؟ مستندهای من‌وتو را ترجیح می‌دهید یا مستندهای برفکی شبکه مستند ایران را؟

3) در بسیاری از پیام‌های بازرگانی که در آن‌ها بانک یا هر موسسه دیگری به هر مناسبتی از قبیل قرعه‌کشی یا برنده شدن در مسابقه پیامکی یا...، سکه و نیم‌سکه و ربع‌سکه جایزه می‌دهد، در اشتباهی ناشیانه تمام‌سکه بهار آزادی گفته می‌شود: سکه تمام‌بهار. نیم‌سکه را می‌گویند: سکه نیم‌بهار و ربع‌سکه هم سکه ربع‌بهار!
(باور کنید موضوع بهتری پیدا نکردم که به آن بپردازم!)

4) تا همین دیروز فکر می‌کردم سوسک‌ها و چرخ‌ریسک‌ها از یک خانواده باشند؛ یعنی هر دو از خانواده همان حشراتی که تقریبا همه ما با دیدن آن‌ها چندش‌مان می‌شود. ولی سوسک‌ها کجا و چخ‌ریسک‌ها کجا! سوسک‌ها جزء حشرات بندپا به شمار می‌روند و چرخ‌ریسک‌ها جزء پرندگان گنجشک‌سان. خودم هم دلیل این اشتباه را نمی‌دانم.

   + سعید ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تامل!

* هرگز از رودی که خشک شده است به خاطر گذشته‌اش سپاس‌گزاری نمی‌کنند.

* نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع می‌کنیم بلکه قلب‌هایی است که جذب می‌کنیم.

* فقیر کسی نیست که کم دارد، فقیر کسی است که بیشتر بخواهد.

* تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباه‌های خود می‌گذارند.

* خردمندان همیشه از بدگویی‌هایی که از آنها می‌شود استفاده می‌کنند.

* آن چه رخ داده است را باید پذیرفت اما آن چه روی نداده را می‌توان به میل خویش بنا نمود.

* مشکلات خود را بر ماسه‌ها بنویسید و موفقیت‌هایتان را بر سنگ مرمر.

* پیوسته باید مراقب سه چیز باشیم: در تنهایی مراقب اندیشه خود، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و در جامعه مراقب زبان خود.

* بهترین ایمان آن است که معتقد باشى هر جا که هستى خدا با توست.

* پرنده‌ای که هدفش کوچ است، به ویرانی لانه‌اش نمی‌اندیشد.

* کلمه جادویی که شما را به همه آرزو های‌تان می‌رساند: خواستن! 

* مطمئن ترین اصل در طول زندگی، خود سازی است نه اصلاح دیگران. 

* همه چیزی که باید از زندگی آموخت، تنها یکی کلمه است: می‌گذرد.

* آتش فریاد را با آب سکوت خاموش کن.

* باران باش و ببار، نپرس پیاله‌های خالی از آن کیست.

   + سعید ; ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

به مناسبت روز مادر

و به انسان سفارش نمودیم که به پدر و مادر خود نیکی کن، به ویژه مادر که چون بار حمل فرزند برداشته و تا دو سال که کودک را از شیر گرفته، بر ناتوانی‌اش افزوده شده است.
سپاس من و پدر و مادرت به جا آور که بازگشت (همه) به سوی من خواهد بود.

سوره 31، آیه 14

   + سعید ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

پلیمر و پلورالیسم

1) پلیمرها (polymer)، ملکول‌های بزرگی هستند که از به هم پیوستن واحدهای ساختمانی مشابه به نام مونومر یا تکپار پدید می‌آیند. پلیمر از دو واژه یونانی Poly و Meros تشکیل شده و به معنی بسپار یا چندپار است.

2) پلورالیسم (Pluralism) برگرفته از دو کلمه plural به معنای جمع و ism به معنای گرایش است. بنا بر این در لغت به معناى چندگانگى، جمع‏گرایى، تعدد مقام و تعدد شغل به کار می‌رود. پلورالیسم بدین معنی است که در یک عرصه فکری و مذهبی، عقاید و روش‌های گوناگونی پذیرفته شده باشند. در زمینه پلورالیسم دینی‏ با توجه به مجموع نوشته‏ها مى‏توان گفت: حقیقت یکی است، اما راه‏هاى رسیدن بدان متفاوت است. ادیان و مذاهب گوناگون راه‏هاى رسیدن به‏ آن حقیقت واحدند و همه در رسیدن به حقیقت، مشترک مى‏باشند...

3) این دو مقدمه را گفتم تا یادی از حسین علایی، هم‌کلاسی خوش قد و قامت‌مان کرده باشیم؛ حسین می‌گفت: من در عجبم یک دانشجوی شیمی که مبانی پلیمر را پاس کرده است، چگونه نمی‌داند پلورالیسم چیست و چه مفهومی دارد!
می‌گفت: پلیمر و پلورالیسم معنی و مفهوم نزدیکی دارند و همان‌طور که پیشوند پلی (poly) به معنی بسیار است، یک کارشناس شیمی باید بداند پلورالیسم هم به معنی حقیقت‌های بسیار است!
و البته حسین نمی‌دانست که پلورالیسم هیچ‌گاه پلی‌رآلیسم نمی‌شود و این مقایسه‌اش به طور کلی در تضاد با مفهوم حقیقی پلورالیسم است.

4) اگر هر poly و هر  pluیی به معنی چند و بسیار باشد، معنی کلمه‌های زیر را باید به این شکل تغییر داد:
پلوپز: قابلمه‌ای که به چند روش غذا را پخت می‌کند.
پلیتیک: تیک‌های بسیار!
پلوتون (کوچکترین سیاره در سامانه خورشیدی) : ؟؟
پلیور: کسی که خیلی ور می‌زند!

   + سعید ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

برای اسامه

هو الباقی
برای چهلمین روز درگذشت

باور نیست اسامه رفتی و خاموش شدی، ترک ما کردی و با خاک هم‌آغوش شدی
افغانستان را نوری اگر بود ز رخسار تو بود، ای امید پاکستان از چه تو خاموش شدی

بخشی از وصیت‌نامه: چون زندگی‌ام به پایان رسیده، می‌روم جسمم را به خاک و روحم را به افلاک می‌سپارم. احساسم را در افغانستان بجویید، سیاستم را در پاکستان و هنرم را در آمریکا. پنهان زیستم و پنهان می‌میرم. بی‌نمایش و بی‌مراسم. بدون اشک و شیون. گوری ساده می‌خواهم و خاطره خوشی در دل‌های شما. بر سر مزارم نیایید که در آن جا نیستم و... 

ضمن تقدیر و تشکر از همه کسانی که در مراسم ترور، تشییع و به دریا سپاری شاهزاده مجاهد، سیاستمدار بی‌باک، رهبر ساده، پدری فداکار و همسری مهربان: مرحوم مغفور شادروان الحاج شیخ اسامه بن محمد بن عوض بن لادن بن... حضور به هم رساندند و اسباب تسلی خاطر بازماندگان را فراهم کردند، به آگاهی کلیه دوستان، آشنایان، هم‌رزمان، موافقان و مخالفان در اقصا نقاط جهان می‌رساند مراسم چهلمین روز درگذشت آن نامرحوم امروز و فردا ساعت 7 شب الی 7 صبح در مسجد حضرت اسامه (لعنه ا... علیه) برگزار می‌گردد. با حضور خود و تلاوت فاتحه، روح آن بزرگ طالب را شاد و شبه‌نظامیان بازمانده از القاعده را قرین امتنان فرمایید.
لازم به ذکر است به دلیل حضور مخالفان و موافقان در مجلس یادبود، از حمل هرگونه جلیقه انتحاری، کمربند انفجاری، گردنبند افتخاری و دیگر وسایل خشونت‌آمیز خودداری کنید.

..............................................

از این‌جا با اندکی دخل و تصرف

   + سعید ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()