saeid online

روشهای گسترش اندیشه خلاق

- اطلاعات و تجارب خود را در موقعیتهای گوناگون گسترش دهیم.
- پرسشهایی از دیگران و کودکان بپرسیم که پاسخهای متعدد داشته باشد.
- تلاش کنیم در پاسخ به پرسشهای غیرمعمولی دیگران با همکاری خودشان پاسخهای جدید و نو را کشف کنیم.
- رفتارها و الگوهای افراد خلاق را سرمشق زندگی قرار دهیم.
- از فنون ویژه اندیشه خلاق مانند «بارش فکری» به خوبی استفاده کنیم. (حمله ذهنی به یک موضوع را بارش فکری می گویند.)
- تصور ذهنی را در خود و دیگران تقویت کنیم، زیرا تصویرسازی کمک می‌کند اطلاعات در حافظه بلندمدت ذخیره شوند. برای مثال اگر فرزندمان داستانی از دایناسورها را می‌خواند، از او بخواهیم تصور کند که میان جنگل است، به صدای آنان گوش دهد، بزرگی جثه‌شان را در نظر بگیرد، صدای پای آنان را بشنود و...
- در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و... به جای استفاده از نمونه، از طرحهای خلاق ذهن خود استفاده کنیم.
- مهمترین نکات هر چه را که می‌خوانیم، می‌بینیم و می‌شنویم، یادداشت کنیم.
- هر اندیشه جدیدی که به ذهن‌مان می‌رسد را بنویسیم.
- بازیهای فکری، ساخت اشیا با گل، مجسمه‌سازی، نقاشی و داستان‌نویسی موجب شکوفایی ذهن و خلاقیت می‌شوند.
- اجازه دهیم از ما بپرسند.
- طرح پرسشهای باز و تکمیل جمله‌ها و داستانهای ناتمام اندیشه خلاق را بارور می‌کنند.
- به عقاید دیگران احترام بگذاریم و اجازه دهیم تا حد ممکن کارهایشان را با سلیقه خود انجام دهند.
- ابتکار و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه بروز فعالیتهای خلاق فراهم شود.
- تلاش کنیم پاسخهای ما به گونه‌ای باشند که دیگران را به سوالهای جدیدتر رهنمون کنند.
- فرصت ابتکار و نوآوری را در خانواده و محل کار به دیگران بدهیم.
- از موقعیتهایی مانند مسافرت، تماشای موزه‌ها و رفتن به مکانهای تفریحی و فرهنگی برای آموزش اندیشه خلاق استفاده کنیم.
- احساس امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی اندیشه خلاق هستند، آنها را از خود و دیگران دریغ نکنیم.
- هوش، استعداد، مهارت و تلاش جدی بخشی از عوامل رشد خلاقیت به شمار می‌روند، امّا باید به انگیزه نیز توجه ویژه‌ای داشته باشیم.
- توانایی دیگران حتا کودکان را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر کسی منحصر به فرد است و مانندی ندارد.
- وقتی اندیشه جدید و خلاقانه‌ای را از دیگران مشاهده کردیم، با تشویق، خوشحالی خود را نشان دهیم.

   + سعید ; ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

از آن حرفها

1) حرف از اعتیاد بود. گفت که باید با هر معتادی برای اولین بار به عنوان یک بیمار برخورد کرد، اگر خوب شد که چه بهتر؛ اگر نه، باید اعدامش کرد. و در ادامه این را گفت که کمی برای من عجیب بود: "چین وضعیتش از ایران بدتر بود، ولی سیاست اعدام معتادها را در پیش گرفت. حتا در یک روز یک و نیم میلیون معتاد را با گیوتین اعدام کرد!"
توضیح: اگر اهل حساب و کتاب باشید، می‌بینید که اعدام یک و نیم میلیون معتاد با گیوتین در یک روز ناممکن است. اگر اعدام این همه معتاد به طور همزمان با هزار دستگاه گیوتین انجام شود و برای هر معتاد پنج دقیقه زمان برای قطع کردن سر و کفن و دفن لازم باشد، این کار به 5 روز نیاز دارد و در یک روز شدنی نیست.
اگر هم فرض کنیم همه این یک و نیم میلیون معتاد را به جایی دورافتاده انتقال داده باشند و با بمب اتمی به حسابشان رسیده باشند، دست کم به 10 بمب اتمی نیاز است!


2) یکی دو هفته پیش در کلاسی که در محل کارخانه برگزار شده بود، حرف از چین شد. مدرس کلاس که به نظر من آدم باسوادی بود، گفت که ما خیال می‌کنیم افغانیها کار می‌کنند، چینیها در کار کردن افغانیها را از رو برده‌اند! در پاسخ سوالی که پرسیدم چگونه قیمت تمام‌شده اجناس چینی در ایران یا دیگر نقاط جهان حتا از هزینه حمل و نقل آنها کمتر می‌شود، در کمال تعجب گفت: 
هنوز راز ارزانی اجناس چینی برای هیچ کس برملا نشده است!

   + سعید ; ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اولین جلسه خواستگاری

گفته بودم بایدها و نبایدهای اولین جلسه خواستگاری را در این یادداشت می‌آورم. به این امید که به دردتان بخورد.

1) هنگامی که تصمیم می‌گیرید همراه خانواده به خواستگاری بروید، بهتر است کمی با خود خلوت کنید.
2) واقع‌بینانه به خود و شرایط موجود نگاه کنید.
3) خود را از دید زیبایی، تحصیلات، شرایط مالی و فرهنگ خانواده بسنجید. این کار به شما برای سنجیدن خواسته‌های خود از زندگی و همسر آینده، کمک می‌کند.
4) به این پنج نکته توجه کنید: طرف مقابل در سن انتخاب باشد، زندگی متعادلی داشته باشد، با والدینش رابطه خوبی داشته باشند، رشد عقلانی کافی و استقلال فکری داشته باشد.
5) در مراسم خواستگاری، زیباترین لباسها را بپوشید چرا که اولین دیدار همیشه در اذهان باقی می‌ماند.
6) دقت کنید آیا شخصیت اجتماعی یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آداب معاشرت و برخورد کسی که برای ازدواج انتخاب می‌کنید، با عقاید شما همخوانی دارد یا خیر؟
7) جمال صورت و باطن او را برانداز کنید.
8) با خود فرد به گفتگو بنشینید تا به زوایای پنهان شخصیت وی پی ببرید. امام علی می‌فرمایند: "هیچ‏کس چیزی را در قلب خود نهان نکرد مگر این که در چهره‏اش یا لغزشهای گفتارش آشکار گردد."
9) پیش از گفتگو ابتدا اعتماد طرف مقابل را جلب کنید.
10) گفتگو و تامل در رفتار و کردار یکدیگر، شما را قادر می‏سازد که در صورت عدم تفاهم، پیش از آن که عوامل عاطفی پدید آیند، از ادامه کار جلوگیری نمایید.
11) گفتگو نباید حالت بازجویی داشته باشد.
12) جلسه گفتگو جای دل دادن و دل سپردن نیست، بلکه بایستی "قول سدید" داشته باشید؛ قول سدید چهار ویژگی در کلام و یک ویژگی در لحن بیان دارد: شفافیت، مستدل بودن، واقعیت داشتن و قاطعیت در لحن کلام.
13) "آدم کم‌رو گرسنه از سر سفره بلند می‌شود" : یادتان باشد هنگام انتخاب همسر حجب و حیای نامعقول را کنار بگذارید تا دچار محرومیت نشوید.
14) به یاد داشته باشید که این حق شرعی و اجتماعی شماست که بدانید، بسنجید و تصمیم بگیرید.
15) بدانید که دیگران ذهن‌خوان و قلب‌بین نیستند تا بدانند درون شما چه می‌گذرد. آنها کلمه‌ها را می‌بینند نه نیتهای درونی شما را.
16) بهتر است برای اولین پرسش، از طرف مقابل بخواهید خودش را به طور کامل معرفی کند و خلاصه‌ای از گذشته زندگی‌اش را برای شما بگوید.
17) در ادامه، درباره نگرش طرف مقابل درباره مسائل اقتصادی و نحوه درآمد بپرسید.
18) از نامزد خود بپرسید چه مقدار پول را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می‌دانند.
19) بپرسید یک همسر ایده‌آل چه شرایطی باید داشته باشد؟
20) اگر خصوصیاتی که از سوی وی مطرح می‌شود، در وجود شما نیست، به سرعت اعلام نمایید که این گونه نیستید.
21) هنگام صحبت کردن طرف مقابل، سراپا گوش باشید و دقت کنید تا مطالب گفته‌شده را بهتر بتوانید به یاد بسپارید.
22) به آرمانهای فرد نیز توجه کنید و بسنجید آیا این ادعاها با توجه به شرایط شما امکان‏پذیر هست یا نه.
23) شما نیز متقابلاً خلاصه‌ای از پیشینه و سرگذشت خود را تعریف نمایید.
24) هنگامی که صحبت می‌کنید، سنجیده حرف بزنید.
25) ابتدا بیوگرافی خوتان را بگویید: سن، تحصیلات، شغل، وضعیت پدر و مادر، خواهر و برادرها و این که چندمین فرزند خانواده‌اید.
26) در باره آن چه هستید پیش از این که از شما پرسیده شود، توضیح دهید.
27) هدف خود را از ازدواج، اعلام نمایید.
28) علایق مهم و سطح اعتقادات فرهنگی خود را بیان کنید. در باره اعتقادات مذهبی خود نیز سخن بگویید.
29) اگر شما به اصول مذهبی معتقدید، ولی طرف مقابل نسبت به مذهب بی‌تفاوت است، زندگی خوبی نخواهید داشت.
30) دقت کنید که "معیارهای درست چیست" با این که "معیارهای شما چیست" متفاوت است.
31) شغل و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید و آن چه هست را بگویید.
32) امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی‌تان در شرایط کنونی کافی نیست، این مورد را نیز یادآوری کنید.
33) از ابراز توقعات عاطفی‌تان چشم‌پوشی نکنید.
34) شما حق دارید آن چه از زندگی مشترکتان می‌خواهید، به‌طور آشکار مطرح کنید.
35) در هنگام گفتگو از هر گونه کلی‌گویی، پراکنده‌گویی و ابهام‌گویی خودداری کنید.
36) اگر خواسته‌های منطقی دارید با منطق آنها را بیان کنید تا تصور نشود شما خیلی متوقع هستید.
37) خیال‌بافی را کنار بگذارید و از مسائل ملموس در زندگی صحبت کنید، همانهایی که وقتی می‌خواهید زندگی را شروع کنید، وجود آنها را بیشتر از هر چیز دیگر حس خواهید کرد.
38) وقت خود را صرف مسائل پوچ و بی‌اهمیت نکنید.
39) بچه‌گانه صحبت نکنید، صحبت از این که چه رنگی یا چه غذایی را دوست دارید!
40) به مسائلی بپردازید که نشانه رشد فکری و بلوغ شما باشد.
41) اگر بحث تشکیل زندگی است، پس لازم است که قاطع باشید.
42) هر گونه سهل‌انگاری ممکن است فرجام ناخوشایندی را به همراه داشته باشد.
43) نگذارید مساله‌ای مبهم بماند.
44) در هنگام سخن گفتن، خود را همان گونه که هستید، نشان دهید و همین مساله را در طرف مقابل بررسی کنید.
45) از تکرار مواردی که توسط خانواده‌ها بررسی شده‌اند، بپرهیزید؛ مگر آن که به حلاجی بیشتر نیاز داشته باشند.
46) در طول جلسه صادق، متین و با ادب باشید.
47) خوب و کامل صحبت کنید و تلاش کنید در مقابل، شنونده خوبی نیز باشید.
48) اگر با شرایط یا موارد خاصی، مخالفت یا کراهت جدی دارید، در همین جا اعلام کنید.
49) در موارد ناهماهنگ، تلاش کنید تا حدودی از تمایل و توانایی قابلیت تغییر یکدیگر در همان زمینه، آگاه شوید.
50) از هیچ پرسش مهمی که در ذهن‌تان نقش می‌بندد، چشم‌پوشی نکنید.
51) شتاب نکنید و پایان جلسه اول پاسخ قطعی ندهید.
52) در فرآیند خواستگاری باید در 3- 4 جلسه گفتگو پرسشهای اساسی از طرف مقابل پرسیده شود.
53) در جلسه‌های بعدی مسائل ابهام‌آمیز جلسه اول را مطرح و ادعاهای گفته‌شده در جلسه اول را بررسی کنید.
54) در پایان از زحمات خانواده نامزدتان سپاس‌گزاری کنید.

چند نکته مهم دیگر در ادامه...

ادامه مطلب
   + سعید ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

از همه چیز

1) فلیکر دوباره فیلتر شد؛ خدا خودش فیلتر کناد همه فیلترکنندگان را! دولت یا حکومتی که از چند تا عکس بترسد، همان بهتر که هر چه زودتر بساطش را جمع کند برود پی کارش!

2) چه قدر از این جمله کلیشه‌ای و از آدمهایی که آن را می‌گویند، بدم می‌آید: "من کسی را نصیحت نمی‌کنم، دوست هم ندارم کسی مرا نصیحت کند!" چه قدر خوب است آدم کمی از باد غبغبش کم کند تا اگر کسی پندش داد، بدش نیاید.

3) شما هم دیده‌اید بعضیها که می‌خواهند خودشان را در حال تفکر نشان بدهند، سیگارشان را روشن می‌کنند و گوشه لبشان می‌گذارند. نمی‌دانم چه رابطه‌ای بین سیگار کشیدن و بهتر فکر کردن وجود دارد، ولی تا آن جایی که می‌دانم مغز آدمی‌زاد برای فکر کردن به اکسیژن و غذا نیاز دارد، نه دود. بنا بر این، با رسیدن دود به مغز، مغز از کار می‌افتد. برداشت من این است که این آدمها موقع سیگار کشیدن، اگر هم بخواهند، نمی‌توانند فکر بکنند و فقط ژست فکر کردن را به خود می‌گیرند.

4) در پست بعدی بایدها و نبایدهای اولین جلسه خواستگاری را برای استفاده مجردها می نویسم.

   + سعید ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

برخورد با شخصیت های دشوار در محیط کار

اشاره: در محیط کار خود گاهی با شخصیتهایی برخورد می‌کنیم که همکاری نمی‌کنند، زودرنج و حساس هستند، حالت تدافعی می‌گیرند، حالت خصمانه دارند یا حتا رفتاری غیردوستانه از خود نشان می‌دهند. به این نوع شخصیتها، شخصیتهای «دشوار» یا «مشکل‌ساز» گفته می‌شود.
شخصیتهای دشوار، از جمله کسانی هستند که با آنها در محیط کار، روبرو می‌شویم و با آنها زندگی می‌کنیم؛ بنا بر این نحوه برخورد با این گونه شخصیتها، می‌تواند ما را از فشارهای روانی پدیدآمده در محیط کار برهاند و به عنوان عضو کارآمد و اثربخش سازمان معرفی نماید.

برخی از شخصیتهای دشوار
شخصیتهای همه‌چیزدان: کسانی هستند که می‌پندارند در همه زمینه‌ها، متخصص هستند و تلاش می‌کنند درباره هر موضوعی ابراز عقیده کنند. اما هنگامی که اشتباه می‌کنند، اشتباه خود را قبول ندارند، حالت تدافعی به خود می‌گیرند و بر اشتباه خود پافشاری می‌کنند.
شخصیتهای منفعل: شخصیتهای منفعل، چهره‌ای سرد و بی‌احساس دارند، به دیگران با بی‌تفاوتی نگاه می‌کنند و نگاههای خیره دارند. از مناقشه یا چالش خودداری می‌کنند.
شخصیتهای مستبد: شخصیتهای مستبد قلدری می‌کنند، حتا اگر لازم باشد با چرب‌زبانی دیگران را وادر به کارهایی می‌کنند که ممکن است در نهایت به سود آنان تمام شود. شخصیتهای مستبد به سادگی به دیگران توهین می‌کنند و بی‌رحمانه از دیگران انتقاد می‌کنند.
شخصیتهای بله‌گو: شخصیتهای بله‌گو، در برابر هر درخواستی، پاسخ بله می‌دهند و با هر پیشنهادی موافقند. این افراد قول انجام هر کاری را می‌دهند اما به ندرت به قولی که داده‌اند، عمل می‌کنند.
شخصیتهای نه‌گو: در برابر شخصیت بله‌گو، شخصیت نه‌گو می‌باشد که در برابر هر درخواستی پاسخ نه می‌دهند. آنها منفی‌باف و بدبین هستند و کمتر از خود انعطاف نشان می‌دهند؛ وجود این شخصیت در هر جایی، از پیشرفت کارها جلوگیری می‌کند.
شخصیتهای شاکی: از زمین و زمان شکایت می‌کنند ولی برای تغییر، کاری نمی‌کنند. شخصیتهای شاکی همیشه منفی‌گرا هستند و عیب‌جویی می‌کنند و با این کار، دیگران را از خود می‌رنجانند.
شخصیتهای حسود: تاب رشد و پیشرفت هیچ کسی را ندارند و اگر پی ببرند یکی از دوستان یا همکاران آنها به جایی رسیده است، مستقیم یا غیرمستقیم می‌کوشند وی را نزد دیگران تحقیر نمایند. این افراد تلاش می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که هرگز کسی متوجه حسد و گاه کینه‌ورزی آنان نشود.

چند پیشنهاد برای برخورد با شخصیتهای دشوار را در ادامه بخوانید.

ادامه مطلب
   + سعید ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

رویاها (گوشه‌ای از گفته‌های موسس کارخانه دوو)

از هر آن چه که جوانی به همراه خود می‌آورد، رویاها مهمترین هستند. فردی که رویا دارد فقر را نمی‌شناسد چرا که ثروت هر کس به اندازه رویاهایی است که در سر دارد. جوانی دوره‌ای از زندگی است که حتا اگر هیچ چیز در زندگی نداشته باشید اگر رویا داشته باشید هیچ چیز نمی‌تواند حسادت شما را برانگیزد.
تاریخ از آن کسانی است که رویاهایی بزرگ در سر دارند؛ رویاها نیروی لازم برای تغییر جهان هستند. مطمئن هستم آنانی که امروز در حال شکل دادن به تاریخ جهان هستند در هنگام جوانی رویاهای بزرگی داشته‌اند. رویاها اغلب انسان‌ساز هستند، آنها شخصیت‌، کار و حتا سرنوشت انسان را کنترل می‌کنند.
رویاها همچون سکان کشتی هستند که بادبانها را برافراشته نگاه می‌دارند، سکان کشتی ممکن است کوچک باشد و حتا دیده نشود، اما حرکت کشتی را عملی می‌سازد. بنا بر این زندگی بدون رویا مانند کشتی بدون سکان است. درست همان گونه که کشتی بدون سکان چیزی جز قایق شناور نیست، شخص بدون رویا نیز جهت حرکت خود را گم می‌کند و آن قدر به این سو و آن سو می‌رود تا در میان گیاهان و جلبکهای دریایی گرفتار شود. رویاها نیروی لازم برای تغییر جهان هستند!

   + سعید ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نیتروژن

گاز نیتروژن در لاستیک خودروهای مسابقه‌ای، خودروهای سنگین، هواپیماها و حتا در خودروهای سواری معمولی نیز به کار می‌رود. به اعتقاد کسانی که می‌گویند نیتروژن می‌تواند سبب صرفه‌جویی در میزان سوخت تا یک سوم بشود، ملکولهای نیتروژن از اکسیژن بزرگترند و آسان‌تر از هوا می‌توانند در لا ستیک جریان یابند، ضمن این که در برابر گرما نیز مقاوم‌ترند. نیتروژن همچنین از اکسید شدن لاستیک و تخریب آن جلوگیری می‌کند و عملکرد خودرو را بهبود می‌بخشد.

کاربردهای دیگر نیتروژن:
مهمترین کاربرد اقتصادی نیتروژن برای ساخت آمونیاک از طریق فرایند هابر (Haber) می‌باشد. آمونیاک، برای تولید کود و مواد تقویتی و اسید نیتریک استفاده می‌شود. نیتروژن همچنین به عنوان پرکننده بی‌اثر در مخزنهای بزرگ برای نگهداری مایعات قابل انفجار، در هنگام ساخت قطعات الکترونیک مانند ترانزیستور، دیود و مدار یکپارچه و همچنین برای ساخت فلزهای ضد زنگ به کار می‌رود.
نیتروژن به‌صورت ماده خنک‌کننده هم برای منجمد کردن غذا و هم حمل و نقل آن، نگهداری اجساد و سلولهای تناسلی و برای نگهداری پایدار از نمونه‌های زیستی کاربرد دارد. نمکهای اسید نیتریک بیشتر ترکیبهای مهمی مانند نیترات پتاسیم، سدیم و آمونیم می‌باشند که اولی برای تولید باروت و دومی برای تولید کود به کار می‌رود. ترکیبات نیترات‌شده مانند نیتروگلیسرین و تری‌نیترو تولوئن (TNT) منفجر شونده هستند.
اسید نیتریک به‌عنوان ماده اکسنده در سوخت موشکها و هیدرازین و مشتقات آن نیز برای سوخت موشکها به کار می‌روند. نیتروژن مایع با عمل تقطیر هوا به دست می‌آید. در فشار جو، نیتروژن در دمای 195.8- درجه سانتی‌گراد مایع می‌شود.

   + سعید ; ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()

آخرین یافته علمی من در زمینه خانه‌داری

اگر لباس، تشک، پرده یا هر جای خانه شما جوهری شد، چه جوهر خودکار و چه جوهر ماژیک، همان قسمت را کمی آغشته به ماست کنید و بگذارید تا 10 دقیقه بماند. پس از آن هیچ اثری از لکه جوهر نخواهید دید. اگر هنگام شستن ماست، به جای آب تنها از آب و ‌صابون استفاده کنید به نتیجه بهتری خواهید رسید.


پی‌نوشت: درباره خواص رنگ‌بری و لکه‌بری نوشابه هم چیزهایی شنیده‌ام ولی تا به حال امتحان نکرده‌ام. (نوشابه زرد یا سیاه، فرقی نمی‌کند!)

   + سعید ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()