saeid online

عکس با شرح!

 

این چه اشتباهی می‌تواند باشد که کربوهیدرات را بنویسی هیدروکربنات! ولی به انگلیسی درست نوشته باشی carbohydrate ؟!
یا انگلیسی بلد نبوده‌اند یا نمی‌دانسته‌اند کربوهیدرات چیست؛ از خودشان هم باید پرسید هیدروکربنات چیست؟!

   + سعید ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

کیسه هوا

همان طور که می‌دانید تا هنگامی که هیچ نیرویی به جسم در حال حرکت وارد نشود، جسم با همان سرعت اولیه و در همان راستا به حرکت خود ادامه می‌دهد. بنا بر این، حتا اگر خودرو بایستد، سرنشینان آن به حرکت خود ادامه خواهند داد. متوقف کردن یک جسم، به وارد کردن نیرو در یک مدت زمان معین نیاز دارد؛ از این رو، در هنگام تصادف برای توقف سرنشینان خودرو  به نیرو نیاز داریم، چون تکانه خودرو تغییر کرده ولی تکانه سرنشینان تغییر نکرده است و از سوی دیگر، برای این کار زمان چندانی هم نداریم.
هدف از به کار گیری وسایل نگهدارنده درون خودرو، کمک به توقف سرنشینان با کمترین آسیب می‌باشد. استفاده از کیسه هوا هم برای به صفر رساندن سرعت سرنشینان با کمترین آسیب یا بدون آسیب است. کیسه هوا باید بین راننده و فرمان خودرو باشد و در کسری از ثانیه عمل کند.
هر کیسه هوا از 3 بخش مهم ساخته شده است:
1) خود کیسه هوا که از پارچه نایلونی سبک ساخته شده و در بین فرمان یا داش‌بورد جاسازی شده است. کیسه هوا را به تازگی در صندلی و درها نیز جاسازی کرده‌اند.
2) حس‌گر (سنسور) که به کیسه فرمان می‌دهد تا از گاز پر شده و باد شود. باد شدن، هنگامی رخ می‌دهد که نیرویی برابر با نیروی برخورد به دیوار آجری با سرعت 16 تا 24 کیلومتر بر ساعت وارد شود. در اثر برخورد، جزئی از این سامانه جا به جا می‌شود و به حس‌گر فرمان می‌دهد که تصادف رخ داده است.
3) سامانه باد کننده، با ترکیب تری نیترید سدیم و نیترات پتاسیم، گاز نیتروژن تولید می‌کند. جریان گاز نیتروژن گرم، کیسه را باد می‌کند. به عبارت دیگر، در کیسه هوا سوخت جامدی که سریع می‌سوزد، مشتعل و مقادیر زیادی گاز برای باد کردن کیسه ایجاد می‌کند. کیسه، با سرعتی در حدود Km/h 322 سریعتر از چشم به هم زدن از جای خود بیرون می‌آید؛ پس از یک ثانیه، گاز از سوراخهای ریز کیسه خارج می‌شود تا شما بتوانید دوباره حرکت کنید.
پودری که هنگام باز شدن کیسه در هوا پخش می‌شود، پودر تالک است که برای نرم و انعطاف‌پذیر نگه داشتن کیسه‌ها در زمانی که استفاده نمی‌شوند، به کار می‌رود.

   + سعید ; ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

امان از امتحان

این قدر که در طول ترم برای خودت حال می‌کنی و شاید برای دیگران پز دانشجو بودنت را می‌دهی، درست به همان اندازه در آخر ترم از دانشجو بودنت پشیمان می‌شوی!
چی می‌شد اگر در دنیا چیزی به نام امتحان وجود نداشت!
یاد روزهای امتحان در خوابگاه به خیر، ممکن بود حتا بیشتر از یک هفته در خوابگاه بمانیم و درس بخوانیم و درس بخوانیم عین خر! حتا بودند کسانی که پتو و بالشت خود را به اتاق مطالعه می‌بردند و همان جا می‌خوابیدند. (اصلا منظورم جواد حبیبی و رضا علیزاده نیستند.) در همین مدت بود که ریش و سبیلها در می‌آمدند و هیچ کس وقت کوتاه کردن آنها را نداشت. بعضی وقتها در اتاقهای کوچک مطالعه سر جا یا سر رعایت سکوت بزن بزنی بین تنی چند از قشر فرهیخته مملکت در می‌گرفت که حتا به درگیریهای قومی هم می‌انجامید! کسی که دیگران را به خاطر حرف زدن در اتاق مطالعه (= پیست خردوانی، پیست خر زنی) به بی‌فرهنگی متهم می‌کرد، یک ساعت بعد همان کاری را می‌کرد که می‌گفت نباید کرد!
خلاصه، اعصاب همه خرد (شاید هم خورد) بود، درست عین الان من...

و اما یک جوک: به قاطر گفتند ننه‌ات کیه؟ گفت بابام اسبه!

   + سعید ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

14، 19، 20، 20:30، 21 و...

دیروز پاره کردن عکس امام خمینی توسط عده‌ای مزدور هیچی‌ندار را محکوم کردیم ولی خودمان خبر نداشتیم!
بیانیه هم صادر کردیم ولی خودمان خبر نداشتیم. راهپیمایی هم کردیم، ولی روح‌مان هم خبر نداشت.
خبرمان را همه بخشهای خبری رسانه ملی (یادمان باشد در فاز بعدی نسبت به "رسانه ملی" اعتراض کنیم و نامش را به "رسانه اسلامی" تغییر دهیم.) پخش کردند و از این همه حضور خودمان در صحنه به وجد آمدیم!
هنوز نمی‌دانیم امروز چه نقش و نقشه‌ای برایمان طراحی کرده‌اند؛ باید منتظر اخبار ماند.

توضیح: روز به روز نسبت به صدا و سیما و به ویژه اخبار دروغش بدبین‌تر می‌شوم.

   + سعید ; ٦:٢٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

مرد + زن = خر + خر

آن چه که می‌خوانید را دکتر خوش‌مرام (احمد رحمانیان) به ای‌میلم فرستاده؛ شاید پایان‌نامه کارشناسی ارشد یا دکترایش باشد:

معادله ۱
خواب + خوراک + کار+ تفریح = انسان
خواب + خوراک = الاغ
پس:
الاغ + کار + تفریح = انسان
و بنا بر این:
الاغ + کار =  تفریح _ انسان
به عبارت دیگر، انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می‌کند.

معادله ۲
خواب + خوراک + درآمد = مرد
خواب + خوراک = الاغ
پس:
الاغ + درآمد = مرد
و بنا بر این:
درآمد _ مرد = الاغ
به عبارت دیگر، مردی که درآمد ندارد = الاغ

معادله ۳
خواب + خوراک + خرج پول = زن
خواب + خوراک = الاغ
پس:
الاغ + خرج پول = زن
و بنا بر این:
خرج پول _ زن = الاغ
به عبارت دیگر ، زنی که پول خرج نمی‌کند = الاغ

نتیجه‌گیری:
از معادله‌های  ۲و ۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی‌کند.
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها به الاغ تبدیل شوند.
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می‌کنند تا نگذارند مردها به الاغ تبدیل شوند.
بنا بر این داریم:

الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول = مرد + زن

و از فرضهای ۱ و ۲ نتیجه منطقی می‌گیریم که: مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می‌کنند!

   + سعید ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بهداشت حرفه ای

آن چه که همین امروز در کلاس بهداشت حرفه‌ای برایمان گفته شد و دوست دارم شما هم در دانستن آنها شریک باشید، از این قرار است:
1) بر پایه آمار سازمان جهانی کار (ILO) سالانه 250 میلیون حادثه ناشی از کار رخ می‌دهد، یعنی در هر ثانیه 8 حادثه! چون خیلی از حوادث ثبت نمی‌شوند، بنا بر این چندان دور از واقع نیست اگر گفته شود آمار واقعی شاید دو برابر این تعداد باشد.
2) در یک آمارگیری جالب دیگر معلوم شده است که در مدت 4 سال جنگ جهانی دوم، شمار کسانی که در کارخانه‌ها دچار حادثه شدند، از شمار مجروحان جنگ بیشتر بود. خودتان حساب کنید با پیشگیری از رخ دادن حوادث شغلی، از اتلاف چه هزینه‌های هنگفتی می‌توان جلوگیری کرد.
3) بر پایه آن چه که تئوری دومینو می‌گوید، حوادث کاری در اثر دو عامل رخ می‌دهند: الف) انجام کارهای ناامن که انجام ندادن آنها به عهده کارگر است و ب) شرایط ناامن که از بین بردن آنها به عهده کارفرماست. بهترین راه پیشگیری از حوادث کاری، استفاده از وسایل ایمنی است.
4) طبیعی است یک دسته از کسانی که بیشتر دچار حادثه می‌شوند، کارگران تازه‌استخدام‌شده هستند. ولی شاید تصور این که دسته دیگر، کارگران باتجربه هستند، مشکل باشد. به این دلیل که یک نیروی باتجربه به مرور خطرات و زیانهای احتمالی محیط کار خود را فراموش می‌کند و از سوی دیگر، چون خود را همه فن حریف می‌داند، نه آن طور که باید احتیاط می‌کند و نه از وسایل ایمنی استفاده می‌کند.
5) همه بیماریهای شغلی که در اثر اشتغال به یک کار معین پدید می‌آیند، قابل پیشگیری هستند ولی بیشتر آنها درمان‌نشدنی.

   + سعید ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دانشگاه اراک، استاد خوب هم داشت.

در خبرها آمده بود: زنان، نزدیک 400 ماده شیمیایی را با خود حمل می‌کنند! بررسیهایی که توسط یک شرکت سازنده مواد آرایشی به نام Bionsen انجام شده، نشان می‌دهند بیشتر این آلودگی‌ بر اثر کاربرد خوشبوکننده‌ها، کرمهای مرطوب‌کننده و رژ لب پدید می‌آید و زنها بدون آن ‌که خودشان بدانند، روزانه صدها ماده شیمیایی گوناگون را بر روی بدن خود به این‌سو و آن‌سو می‌برند.
این خبر را گفتم تا مقدمه‌ای باشد برای این که نقبی به خاطرات گذشته بزنیم؛ یکی از دغدغه‌های پروفسور امانی، استاد بلا منازع شیمی معدنی هم همین بود و هر وقت فرصت می‌شد از خانمهای دانشجو عاجزانه و شاید آمرانه می‌خواست کمتر خودشان را به لوازم آرایشی آغشته کنند و حتا ممکن بود به همین دلیل عصبانی هم بشود و به بعضی از خانمهایی که شاید چندین کیلو مواد آرایشی را با خود حمل می‌کردند، تشر بزند؛ می‌گفت در اثر تولید رادیکالهای آزاد از مواد آرایشی، پوست صورت به مرور پر از کک‌مک و چاله‌چوله خواهد شد و توصیه می‌کرد به جای آنها، مقدار کمی گلیسرین را (متناسب با اندازه صورتتان) در کف دستتان با چند قطره آبلیمو مخلوط کنید و به صورتتان بمالید، با این کار هم پوست صورتتان همیشه شاداب و لطیف خواهد بود و هم از عوارض مواد آرایشی در امان خواهید بود.

در ادامه مطلب از پروفسور امانی بیشتر نوشته‌ام.

ادامه مطلب
   + سعید ; ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

اعتراض دانشجویان دانشگاه اراک به تفکیک جنسیتی بوفه دانشگاه

سلام علیکم و رحمةالله و برکاته. اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و نظم امرکم. پس از چند هفته بی اینترنتی و دوری از دنیای کثیف مجازی و این آلت افسرده دست استکبار بی ناموس بی دین بی شعور خر عوضی [...]، بالاخره فرصتی حاصل آمد تا دوباره از طریق این فضای کثیف ، سلامی عرض کنیم خدمت همه عشاق و یاران گرامی و فهیم. دیگر کم کم داشتیم به یاد دوران خوش دانشجویی و همرزمان و همسنگران اوباش و بعضا مفقودالاثرمان در چرتی عظیم فرو میرفتیم که خبری در فضای کثیف مجازی ، چرتمان را پراند. دوستان و همرزمانمان به یاد دارند که چه دورانی داشتیم ما در ایام دانشجویی، هر روز یک تحصن، هر روز یک درگیری ، از همان ترم اول با اعتراضهای هفتگی به غذای سلف و کیفیت ترک های دیوار و ... شروع شد و آخر ترم اول به اعتراض به جابجایی خوابگاه رسید. یادش بخیر، چه کتکی خوردیم از بچه های جان برکف یگان ویژه. هر روز شاهد جانفشانیهای همرزمان بودیم تا ترم آخر که دیگر هیچ کمبودی نبود مگر راننده سرویس دانشگاه که سعید خان میخواست بدهد سایر همرزمان ترتیبش را بدهند( استغفرالله ) که با وساطت بچه های غیور حراست این امر محقق نگردید و دهانمان سرویس گردید. الغرض... 
چند وقت پیش در یوتیوب بی شرف کره خر، مطلب و کلیپی دیدم از اعتراض دانشجویان فهیم دانشگاه اراک به تفکیک جنسیتی بوفه دانشگاه که علیرغم وجود برخی شبهات مانند امکان اختلاط پسران و دختران و بروز یک سری مسائل ( العیاذ بالله )، نشان داد که هنوز خون همرزمان ما کم رنگ نشده  و آموزه های بزرگانی چون حاج رضاها ، حاج فرهادها ، حاج دکتر کریمها و ... سینه به سینه به دانشجویان جدید رسیده است. کاش شاهد برپایی چنین رزمایشهایی بیش از گذشته باشیم و خواسته هایی عمیق تر و کاربردی تر از اعتراض به تفکیک بوفه را دنبال نماییم.
در پایان عرض ادبی میکنم به ساحت مقدس حاج رضا، این بزرگ مرد شیمی ٧٩ که رفتارش هماره الگوی همرزمان و همسنگران ما بود. 
 

   + سعید ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

قابلمه مسی و کفگیر آهنی!

چندی پیش مطلبی در یکی از هفته‌نامه‌های محلی خواندم که همین دی‌شب دوباره آن را در اینجا و از قول دکتری به نام روازاده خواندم (پیشنهاد می‌کنم شما هم بخوانید.) از قرار معلوم آن هفته‌نامه محلی بدون ذکر منبع، مطلبش را از اینجا کپی کرده است. ولی چندین سوال به کلی ذهنم را مشغول کرده‌اند و سبب شده‌اند که به همه آن چه که این آقای دکتر گفته، به دیده تردید بنگرم. پیشنهاد می‌کنم اول متن دکتر را بخوانید، بعد سوالهای من را.

1) اگر در زمانهای قدیم کسی دلیل استفاده همزمان کفگیر آهنی و قابلمه مسی را نمی‌دانست، پس چرا از آن استفاده می‌کردند؟ 
2) از چه زمانی نان‌خشکیها خواسته یا ناخواسته به مزدوران استکبار و استعمار تبدیل شدند و بابت این کارشان، چقدر دستمزد می‌گرفتند؟! آیا این کار نان‌خشکیها جنگ نرم نبوده است؟
3) چرا خود استعمار فرهنگ استفاده از قابلمه مسی و حسوم را در بین مردم خودش گسترش نداد و چرا آنها از این فرهنگ به غارت‌رفته ما استفاده نمی‌کنند؟
4) قابلمه‌های "روهی" از روی (Zn) ساخته شده‌اند یا آلومینیوم؟
5) برنامه از بین بردن همه حکما و دانشمندان ایران از کی و چگونه آغاز شد؟ کی به پایان رسید؟ چرا در هیچ یک از کتابهای تاریخی اشاره‌ای به این قتل عام نشده است؟
6) نمی‌شد این قابلمه‌های مسی را به ترکیه نبرند و در خود ایران ذوبشان کنند؟ استعماری که برای گرفتن قابلمه‌های مسی این طور برنامه‌ریزی کرده بود و حتا همه دانشمندان ایرانی را سر به نیست کرد، چرا به جای غارت این همه نفت، امتیاز بهره‌برداری از معدن مس سرچشمه کرمان را برای خود نگرفت تا آسانتر به اهداف شوم خود برسد؟
7) اگر یونهای سرب و آلومینیوم تولیدشده از ظرفهای امروزی می‌توانند یک کودک 6 ماهه را پس از یک سال و یک فرد بزرگسال را پس از 5 سال به بیماریهای کبدی، خونی، طحال و سپس سرطان دچار کنند، چرا تا به حال نسل بشر و به ویژه ایرانیها منقرض نشده است؟!
8) اگر آهن (Fe) یک عنصر است، ملکول آهن دیگر چیست که قرصهای آهن از آن ساخته شده‌اند؟ غیر از دکتر روازاده هیچ کس دیگری نمی‌داند که مصرف قرصهای آهن بی‌ثمر است؟ (البته اگر بی ثمر باشد.)
9) یعنی حکما و دانشمندان ما این قدر خر تشریف دارند، که چیزی بهتر از نعل اسب به ذهنشان نرسید؟

   + سعید ; ٦:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

کارخانه ما

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ٦:۳۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()