saeid online

ضد یخ

در موتورهای احتراق درونی، حدود یک سوم از انرژی تولیدشده به کار مفید تبدیل و بقیه به شکل گرما آزاد می‌شود. گرمای آزادشده می‌تواند سبب تغییر شکل و ذوب فلزات شود. حدود یک سوم این گرما از طریق روانکاری موتور و گازهای خروجی دفع می‌شود. برای کاهش دمای موتور و افزایش بازده و عمر مفید آن، سامانه خنک‌کننده برای موتور طراحی شد تا به کمک سیال خنک‌کننده گرمای اضافی جذب و دفع شود.
در ابتدا به دلیل خواص ویژه آب از جمله رسانایی خوب گرما، ارزان و در دسترس بودن، آب به عنوان سیال خنک‌کننده در سامانه خنک‌کننده خودرو به کار می‌رفت ولی به علت نقطه جوش پایین، نقطه انجماد بالا، خورندگی آب و نیز افزایش 9درصدی حجم آب هنگام انجماد (که نتیجه آن شکستن و ترک برداشتن سیلندر، و رادیاتور است.) آب خالص به عنوان خنک‌کننده کنار گذاشته شد.
در پی پیشرفتهای به وجودآمده در ساخت موتور و در نتیجه افزایش دما (ناشی از بازده بهتر موتور)، احتراق کامل، کاربرد فلزات نرم و سبک و نیز توجه به مسائل زیست‌محیطی، در تولید ضدیخ‌ها دقت بیشتری شد. بر این اساس، در دهه شصت میلادی اولین ضدیخ‌ با پایه اتیلن گلیکول به بازار عرضه شد و به عنوان سیال خنک‌کننده استفاده گردید.
نقطه‌ انجماد ضدیخ باید پایین باشد و دیر یخ ‌بزند؛ اما افزون بر نقطه‌ انجماد پایین، باید شرایط دیگری نیز داشته باشد:
1- نقطه جوش بالایی داشته باشد.
2- عمل جذب گرما و انتقال آن را به خوبی انجام دهد.
3- از خوردگی قطعات فلزی جلوگیری کند.
4- از نظر شیمیایی پایدار باشد.
5- بر روی قطعات لاستیکی اثر نامطلوب نداشته باشد.
6- در سامانه خنک‌کننده کف ایجاد نکند.
7- بد بو نباشد.
8- سمی نباشد و پیامدهای نامطلوب زیست محیطی بر جای نگذارد.
طبق قانون رائول، هر گاه ماده‌ غیرفراری در یک حلال حل شود، نقطه‌ جوش محلول افزایش و نقطه‌ انجماد آن کاهش می‌یابد. برای مثال آب در صفر درجه یخ می‌زند، اما افزایش کمی نمک به آب سبب می‌شود نقطه‌ انجماد محلول آب‌نمک به پایینتر از صفر درجه برسد و در صفر درجه دیگر یخ نزند. همچنین، محلول آب‌نمک دیگر در دمای 100 درجه به جوش نمی‌آید، بلکه به دمای بالاتری برای جوشیدن نیاز دارد.
میزان کاهش نقطه‌ انجماد و یا افزایش نقطه‌ جوش به تعداد ذراتی که در حلال حل می‌شوند، بستگی دارد. برای مثال افزایش یک مول نمک به اندازه‌ دو برابر افزایش یک مول شکر، نقطه‌ انجماد آب را پایین می‌آورد، چون هر ملکول نمک در آب به یک کاتیون سدیم و یک آنیون کلر تفکیک می‌شود، اما شکر به صورت ملکولی در آب حل می‌شود. اما با این حال، محلول آب و نمک نمی‌تواند به عنوان ضد یخ به کار رود، چون ضدیخ نباید در موتور خودرو رسوب ایجاد نماید.
برای کاهش نقطه‌ انجماد، ماده‌ای باید به آب افزوده شود که با ملکولهای آب پیوندهای قوی بدهد و از به جوش آمدن یا یخ زدن آن جلوگیری کند. یکی از این مواد، اتیلن گلیکول به فرمول OH-CH2-CH2-OH می‌باشد. ملکول اتیلن گلیکول از دو سو، با ملکولهای آب پیوند هیدروژنی می‌دهد، در نتیجه شبکه‌ای به ‌هم پیوسته از ملکولها ایجاد می‌شود که برای به جوش آوردن آن دمای زیادی لازم است و برای منجمد کردن آن هم باید دما را به میزان زیادی پایین آورد.
اطلاعات بیشتر:
هر چند اتیلن گلیکول نقطه جوش آب را افزایش و نقطه انجماد آن را کاهش می‌دهد، ولی این محلول سبب خوردگی شدید قطعات فلزی موجود در سامانه خنک‌کننده می‌شود. بنا بر این با این محلول، مواد بازدارنده نیز به کار می‌روند که هر کارخانه، فرمول خاص خود را دارد.

   + سعید ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

تبدیل یا تبادل؟

دستگاهی که در آن دو سیال گرم و سرد با یکدیگر به تبادل گرما می‌پردازند تا هم‌دما شوند (به تعادل گرمایی برسند) را مُبَدّل می‌نامند. در حالی که مُبَدّل به معنی تبدیل‌کننده است نه تبادل‌گر!
در واقع نامی که برای آن انتخاب کرده‌اند، اشتباه است!

   + سعید ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

برای هیچ به هیچ مپیچ

این دنیا همه هیچ، اهل دنیا همه هیچ
پس، برای هیچ به هیچ مپیچ!

   + سعید ; ٧:٠۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

کلاغ وجودتان را دست کم نگیرید!

کلاغ لکه‌ای بود بر دامان آسمان
و وصله‌ای ناجور بر لباس هستی
صدای ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس
با صدایش نه گلی می‌شکفت
و نه لبخندی بر لبی می‌نشست
کلاغ خودش را دوست نداشت، بودنش را هم
کلاغ از کاینات گله داشت
کلاغ فکر می‌کرد در دایره‌ی قسمت،
تنها نازیباییها سهم اوست.
کلاغ غمگین بود و با خودش می‌گفت:
کاش خداوند این لکه زشت را از هستی می‌زدود.
پس بالهایش را بست و دیگر آواز نخواند...

خدا گفت: "عزیز من! صدایت ترنمی‌ست که هر گوشی
شنوای آن نیست
اما فرشته‌ها با صدای تو به وجد می‌آیند
سیاه کوچکم بخوان فرشته‌ها منتظرند!"
ولی کلاغ هیچ نگفت...
خدا گفت: "تو سیاهی چونان مرکب که زیبایی را از آن می‌نویسند
و زیبایی‌ات را بنویس
اگر تو نباشی آبی من چیزی کم خواهد داشت
خودت را از آسمان من دریغ نکن!"
و کلاغ باز هم خاموش ماند
خدا گفت: "بخوان! برای من بخوان!
این منم که دوستت دارم سیاهی‌ات را و خواندنت را!"
و کلاغ خواند
این بار عاشقانه‌ترین آوازش را
خدا گوش داد و لذت برد
و جهان زیبا شد!

عرفان نظر آهاری

   + سعید ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

رانندگی

این روزها هر کسی که بیشتر به قوانین راهنمایی رانندگی بی‌اعتنایی کند، حق تقدم دیگران را هر چه بیشتر رعایت نکند، با سرعت غیر مجاز رانندگی کند، بیشتر بوق بزند، کمربند ایمنی نبندد و... نزد دیگران آدم زرنگتری به نظر می‌آید.
چرا؟!

   + سعید ; ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

40 راز سلامتی

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر، فهرستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آمده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود لذت ببرید:

سلامتی:
1) آب فراوان بنوشید.
2) مثل یک پادشاه صبحانه، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3) از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری‌شده.
4) با تمام توان، اشتیاق و همدلی زندگی کنید.
5) از نماز و دعا کمک بگیرید.
6) بیشتر بازی کنید.
7) بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8) روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به اندیشیدن بپردازید.
9) هفت ساعت بخوابید.
10) هر روز، 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:
11) زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید، شما نمی‌دانید در بین آنها چه می‌گذرد.
12) اندیشه‌های منفی نداشته باشید، به جای آن، توان خود را صرف امور مثبت کنید.
13) بیش از توان خود کار نکنید.
14) خود را خیلی جدی نگیرید.
15) وقت خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16) وقتی بیدارید، بیشتر خیال‌پردازی کنید.
17) حسادت یعنی اتلاف وقت! شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18) اشتباههای گذشته را فراموش کنید تا آرامش داشته باشید.
19) زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران بیزار باشید. نسبت به دیگران کینه نداشته باشید.
20) با گذشته خود، دوست باشید تا زمان حال را خراب نکنید.
21) هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما!
22) بدانید که زندگی به مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات بخشی از برنامه درسی هستند.
23) بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24) مجبور نیستید در هر بحثی برنده شوید.

جامعه:
25) گاهی به خانواده و خویشان خود زنگ بزنید.
26) هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27) خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28) زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29) تلاش کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30) این که دیگران درباره شما چه می‌اندیشند، به شما مربوط نیست!
31) هنگام بیماری، شغل شما کمکتان نمی‌کند، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها دوست بمانید.

زندگی:
32) کارهای مثبت انجام دهید.
33) از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوش دوری کنید.
34) یاد خداوند درمان‌گر هر دردی است.
35) هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذراست.
36) مهم نیست چه احساسی دارید، باید برخاست، لباس به تن کرد و در جامعه حضور پیدا کنید.
37) حتا بهترینها هم می‌آیند.
38) همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند سپاسگزاری کنید.
39) بخش عمده درون شما شاد است، بنا بر این خوشحال باشید.

آخرین، اما نه کم‌اهمیت‌ترین:
40) این موارد را به هر کسی که دوست دارید، سفارش کنید.

   + سعید ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

انسان و عناصر.

بدن ما شامل عناصر و مواد گوناگون است، برای مثال بدن یک نوجوانی که چهل و پنج کیلوگرم وزن دارد، سی کیلوگرم آن را آب تشکیل می‌دهد، کمی آهن دارد که برای ساختن یک میخ بزرگ کافی است؛ یک قاشق چای‌خوری قند دارد. چند قاشق غذا خوری چربی، چند فنجان کلسیم و کمی گوگرد و فسفر دارد که برای سوختن یک قوطی کبریت کافی است و پتاسیم آن برای ساختن باروت یک فشنگ کوچک کفایت می‌کند.

   + سعید ; ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

فوتبال خصوصی

گفته می‌شود در خصوصی‌سازی، سازمانها یا شرکتهای دولتی به بخش غیردولتی واگذاری می‌شوند تا از حجم دولت و هزینه‌های سربار آن کاسته شود، دولت فرصت برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد و از آن جایی که مدیران سازمانها یا شرکتهای واگذارشده مجبورند برای خود سودآوری داشته باشند، با دلسوزی بیشتری برای سازمان خود کار کنند.
این مقدمه را گفتم که این را بگویم: تا وقتی ورزش ایران دولتی باشد، تا وقتی که دو باشگاه بزرگ کشور از آن دولت باشند و نیازهای مالی خود را از کیسه دولت تامین کنند، حتا بهترین مدیران هم نمی‌توانند همه تواناییهای خود را بروز دهند؛ مدیر باشگاهی که می‌بیند تیمش چه ببرد و چه ببازد، چه در پایان سال سودآوری داشته باشد و چه نداشته باشد، چه بتواند حقوق مربیان و بازیکنانش را پرداخت کند و چه نتواند، این دولت است که به باشگاهش کمک می‌کند، آن طور که باید و شاید نه برای باشگاهش هدف‌گذاری می‌کند، نه برنامه‌ریزی و نه هیچ از کارکردهای دیگر مدیریتی؛ چون دولت را پشتیبان خود می‌داند و اصلا دلیلی نمی‌بیند که خود را به زحمت بیندازد! اگر باشگاهش موفق بود، که بود و اگر نبود، نبود! به جهنم!
اما وقتی یک باشگاه خصوصی شد و این مساله دست‌گیرش شد که دیگر کسی یا دولتی نیست که به آن کمک کند، ناچار است طوری کار کند تا باشگاهش سودآوری داشته باشد، وقتی مجبور است حقوق مربیان و بازیکنانش را خودش پرداخت کند، باید همه تواناییهای بالقوه و بالفعل خود را به بهترین شکل ممکن کار ببرد، از مخارج بی‌مورد و بی‌نتیجه کم کند، در خرید بازیکنان دقت بیشتری به خرج دهد و به معنی واقعی کلمه باشگاه خود را مدیریت کند تا در میدان باقی بمانند. چیزی که این روزها ورزش به شدت به آن نیاز دارد ولی همچنان خبری از واگذاری دو باشگاه بزرگ و در عین حال کم‌بازده و ورشکسته کشور به کسانی که مجبورند باشگاه‌داری را بلد باشند، خبری نیست.

   + سعید ; ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دعا

پیش از هر چیز برایت آرزو می‌کنم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر این گونه نیست، تنهایی‌ات کوتاه باشد،
و پس از تنهایی‌ات، از کسی نفرت نیابی.
آرزومندم که این گونه پیش نیاید
اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست و برخی دوستدار ...
که دست‌کم یکی در میانشان بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را زیر سوال ببرند،
که دست‌کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خود غره نشوی.
و نیز آرزومندم مفید باشی، نه خیلی غیر ضروری
تا در لحظه‌های سخت،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آرزومندم شکیبا باشی،
نه با کسانی که اشتباههای کوچک می‌کنند،
چون این کار ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباههای بزرگ و جبران‌ناپذیر می‌کنند ...
و با کاربرد درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی،
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی ...
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمایی اصرار نورزی،
و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی.
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی، به پرنده‌ای دانه بدهی
و به آواز یک سهره گوش کنی، وقتی که آوای سحرگاهی‌اش را سر می‌دهد.
چرا که به این طریق، احساس زیبایی خواهی یافت
به رایگان...
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بنشانی
هر چند خرد بوده باشد ...
و با روییدنش همراه شوی،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی...
و سالی یکبار پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی:
"این مال من است"
فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی ...
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی،
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

ویکتور هوگو

   + سعید ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

مدیریت

در یکی از کلاسهای آموزشی که چند وقت پیش در محل کارخانه برایمان برگزار کردند، مدیریت را این طور برای ما تعریف کردند: مدیریت یعنی هنر کار کردن به وسیله دیگران؛ در این کلاسها گفته شد که نیروهای یک سازمان سه دسته‌اند: 1) مدیران، 2) سرپرستان و 3) کارکنان.
یک مدیر باید برای سازمان خود هدف‌گذاری کند، برای رسیدن به اهداف، برنامه‌ریزی کند، آن هم نه برنامه‌ریزی روزانه یا ماهانه، بلکه سالانه. برای اجرای برنامه‌هایش، همه ابزار و امکانات را به کار گیری کند، سرپرستان و کارکنان زیردست خود را رهبری کند و مسیر رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی‌شده را پایش کند.
به عبارت بهتر، یک مدیر مانند مربی یک تیم ورزشی است که باید دارای تاکتیک باشد و سرپرستان و کارکنانی را به کار گیرد که آموزش‌دیده و از تکنیک و مهارت بالایی بهره‌مند باشند و البته، مهارتشان در خدمت سازمان باشد.
مدیرانی که تاکتیک ندارند و در اداره امور سازمان خود به وسیله دیگران، بی‌هنرند، خود و سازمانشان را به باد خواهند داد! چرا که پس از مدتی مجبورند خودشان به جای دیگران کار کنند و کم‌کاری دیگران را جبران کنند، بنا بر این به تدریج و بدون این که خودشان بدانند، دچار روزمرگی و یکنواختی می‌شوند و از کار اصلی‌شان (که همانا هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، به کار گیری، پایش و رهبری است.) باز می‌مانند؛ این گونه مدیران همیشه سرشان شلوغ است، ارباب رجوع زیاد دارند، وقت آزاد ندارند، تلفنشان همیشه زنگ می‌خورد و وقت آینده‌نگری ندارند.

پی‌نوشت: به نظر شما رئیس جمهور یا وزیری که از تهران بلند می‌شود و با هواپیما خود را به فلان روستا در فلان شهر دورافتاده می‌رساند تا کانال آبی یا جاده‌ای را افتتاح کند، آیا هنر کار کردن از طریق دیگران را دارد؟ آیا وقت برنامه‌ریزی و رهبری دارد؟

   + سعید ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

نیتروز اکسید چگونه کار می‌کند؟

شاید در فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای (مانند سلطان جاده) دیده‌اید که برای افزایش ناگهانی سرعت خودرو، از سامانه‌ای به نام نیترو یا توربو استفاده می‌شود. در این یاداشت می‌خواهم طرز کار این سامانه را برایتان شرح دهم:

در بیشتر موتورهای احتراقی، مخلوطی از سوخت و هوا با نسبت 1 به 12 درون موتور کشیده می‌شود و پس از متراکم شدن، با جرقه شمع می‌سوزد و گرمای بالایی تولید می‌کند. اگر بتوان با ترفندی، اکسیژن بیشتری به درون سیلندر وارد کرد و به همراه آن سوخت بیشتر، قدرت بیشتری تولید خواهد شد. 
نیتروز اکسید (N2O : nitrousoxide)  در دمای ۳۰۰ درجه سانتی‌گراد به دو گاز اکسیژن و نیتروژن تجزیه می‌شود و مقدار زیادی اکسیژن آزاد می‌کند، در این حالت با افزایش مقدار سوخت، قدرت موتور و شتاب خودرو بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، با تبخیر نیتروز اکسید، هوای ورودی به سیلندر خنک می‌شود و بنابراین چگالی و حجم آن کاهش می‌یابد؛ با کم شدن چگالی، خود به خود جرم بیشتری از هوا درون سیلندر وارد می‌شود و با افزایش مقدار سوخت، می‌توان قدرت موتور را بیشتر نمود.
شاید از خود بپرسید چرا از این سامانه در همه خودروها استفاده نمی‌شود؟ در پاسخ باید گفت یک موتور ۵ لیتری که با ۴۰۰۰ دور در دقیقه کار می‌کند، در هر دقیقه ۱۰ هزار لیتر هوا مصرف می‌کند (به ازای مصرف ۰‎/۲ لیتر بنزین) که این حجم خیلی بالایی است و از سوی دیگر، نمی‌توان مقدار زیادی نیتروز اکسید را در خودرو ذخیره کرد.
شایان یادآوری است که نیتروز اکسید نیز مانند بقیه گازها حتا اگر در حالت مایع باشد، حجم زیادی می‌گیرد. ولی به هر حال، این گاز را در حالت مایع در یک مخزن ذخیره می‌کنند که مقدار کمی است و فقط تا چند دقیقه می‌توان از آن بهره برد. این مقدار اندک در هنگام لزوم برای رسیدن به شتاب بالا، توسط کلیدی که روی فرمان است، مصرف می‌شود.

   + سعید ; ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()