saeid online

هفته دفاع مقدس

نمی‌دانم برنامه مستند دفاع مقدس را که پارسال از شبکه‌های سیما پخش می‌شد، نگاه می‌کردید یا نه و آیا چیزی از آن در ذهنتان مانده؟
یکی از صحنه‌های به یاد ماندنی این برنامه مستند که شاید هیچ وقت فراموشش نکنم و هر بار دیدنش برای من تازگی داشته باشد، مربوط می‌شود به همان روزهای اول جنگ و صحنه‌ای که در آن یکی از مدافعان شهر در برابر دوربین و خطاب به صدام دیوانه، شعری با این مضمون می‌خواند؛ شعری که تا مدتها ورد زبانم شده بود:

خلیج فارس می‌خواهی؟
چنین گستاخ می‌گویی؟
تو خوزستان همی خواهی؟!
بدان این را، میان آبهای نیلگونش غرق می‌گردی
اگر روزی خدا خواهد،
اگر روزی امام امت ما چنین گوید:
روید و خاک آن جا بر سر آن بی همه‌ چیزان فرو ریزید،
به پیشت باز می‌گردم
برایت من حدیث مرگ می‌خوانم
و تخم مرگ می‌افشانم...

   + سعید ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

به یاد دکتر شریعتی

زندگی همچون یک خانه شلوغ و پر اثاث و درهم و برهم است و تو در آن غرق. این تابلو را به دیوا ر اتاق مى‌زنى، آن قالیچه را جلوی پلکان مى‌اندازى، راهرو را جارو مى‌کنى، مبلها به هم ریخته‌اند، مهمانها دارند مى‌رسند و هنوز لباس عوض نکرده‌اى؛ در آشپزخانه وا ویلاست و هنوز هم کارهایت مانده‌اند.
یکی از مهمانها که الان مى‌آید نکته‌بین و بهانه‌گیر و حسود و چهار چشمى همه چیز را مى‌پاید. از این اتاق به آن اتاق سر مى‌کشى، از حیاط به توى هال مى‌پرى، از پله‌ها به طبقه بالا می‌روى، بر می‌گردى پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن و حسین و مهین و شهین...
غرقه در همین کشمکشها و گرفتاریها و مشغولیات و خیالات، و مى‌روى و مى‌آیى و مى‌دوى و مى‌پرى که ناگهان سر پیچ پلکان جلویت یک آینه است، از آن رد مشو!
لحظه‌اى همه چیز را رها کن، خودت را خلاص کن، بایست و با خودت روبرو شو، نگاهش کن خوب نگاهش کن او را مى‌شناسى؟ دقیقا ور اندازش کن، کوشش کن درست بشناسی‌اش، درست به جایش آورى. فکر کن ببین این همان است که مى‌خواستى باشى؟
اگر نه، پس چه کسى و چه کارى فوریتر و مهمتر از این که همه این مشغله‌هاى سرسام‌آور و پوچ و روزمره و تکرارى و زودگذر و تقلیدى و بی‌دوام و بى‌قیمت را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى، او را درست کنى، فرصت کم است. مگر عمر آدمى چند هزار سال است؟! چه زود هم مى‌گذرد مثل صفحات کتابى که باد ورق مى‌زند، آن هم کتاب کوچکى که پنجاه شصت صفحه بیشتر ندارد.

   + سعید ; ۸:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

سرنوشت!

گفتم: با استفاده از یونولیت به جای بلوک یا آجر در ساختمان‌سازی، ساختمانها ایمنی بیشتری در برابر زمین‌لرزه دارند. چون خراب شدن یک سقف یونولیتی روی سر، خیلی بهتر و کم‌خطرتر از یک سقف بلوکی یا آجری است.
گفت: ای بابا! اگر اجل کسی رسیده باشد، با افتادن یک سنگ‌ریزه از سقف هم می‌میرد و اگر قرار باشد کسی زنده بماند، حتا با مدفون شدن زیر آوار یک ساختمان چهار طبقه زنده می‌ماند.
چند روز بعد:
(همان) گفت: چون در این یکی دو ماه اخیر، آمار پیش‌آمدهای منجر به آسیب‌دیدگی و حتا نقض عضو در بین همکاران زیاد شده، برای دفع حوادث و بلایا، در حد توان مبلغی برای خرید و قربانی کردن یک گوساله کمک کن.
گفتم: اگر قرار باشد برای کسی اتفاقی بیفتد و بمیرد، قربانی کردن یک گله گوساله هم فایده‌ای ندارد و ...
هنوز حرف من تمام نشده بود که گفت: اگر نمی‌خواهی پول بدهی، نده!
و قهر کرد و رفت.

   + سعید ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

کار هر بز نیست خرمن کوفتن

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاهداری و آیین سروری داند

   + سعید ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

تفنگت را زمین بگذار

این هم از شعری که استاد شجریان به تازگی خوانده، دی‌شب روی گوشی یکی از همکاران شنیدم، این طور که دوستم می‌گفت، شعر هم از فریدون مشیری است:

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل دلی لبریزِ مهر تو
تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی‌ست
بیا بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…

   + سعید ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بومه

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

حرف مفت!

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

مار را چگونه باید نوشت؟

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده‌دل و بی‌سوادی در آن زندگی می‌کردند. مردی شیاد از ساده‌لوحی آنان سوء استفاده و بر آنان به نوعی حکومت می‌کرد. بر حسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغل‌کاریهای شیاد شد و از او خواست که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می‌کند. اما مرد شیاد نپذیرفت.
پس از اتمام حجت، معلم با مردم روستا از فریب‌کاریهای شیاد سخن گفت و نسبت به حقه‌های او هشدار داد. قرار شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدام یک باسواد و کدام یک بی‌سوادند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمدند تا ببینند آخر کار، چه می‌شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید، شکل مار را روی خاک کشید و به مردم گفت: خود شما داوری کنید، کدام یک از اینها مار است؟
مردم روستا که سواد نداشتند، شکل مار را شناختند ولی متوجه نوشته مار نشدند و همه به جان معلم افتادند و او از روستا بیرون راندند!

   + سعید ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

شیمی سیگار!

- دود سیگار و تنباکو دارای بیش از 4000 ماده شیمیایی است که شمار زیادی از آنها مواد سمی و سرطان‌زا هستند.
- دود سیگار بیش از 40 نوع ترکیب سرطان‌زا دارد.
- جزء اعتیاد آور سیگار، نیکوتین است که با اثر بر دستگاه اعصاب مرکزی موجب اعتیاد می‌شود. نیکوتین سیگار به سرعت جذب خون می‌شود و کمتر از 40 ثانیه به مغز می‌رسد و روی آن اثر می‌گذارد.
- برخی گازهای سمی موجود در دود سیگار عبارتند از: مونوکسید کربن، آمونیاک، دی متیل نیتروزامین، فرمالدهید، سیانید هیدروژن و آکرولئین.
- ذرات زیان‌آور موجود در دود سیگار شامل موادی مانند قطران، نیکوتین، بنزن و بنزو پیرن است.
- نیتروزامین‌ها فعالترین مواد سرطان‌زای موجود در دود سیگار هستند.
- دود تنباکو و سیگار مانند پنبه نسوز، آرسنیک، بنزن و گاز رادون جزء مواد سرطان‌زای درجه یک طبقه‌بندی می‌شود.
- خطر پیدایش سرطان در سیگاریها بیش از دیگران است و این افراد 15 سال زودتر از غیر سیگاریها در معرض خطر سرطان هستند.
- دود سیگار برای اطرافیان نیز زیان‌آور است.
- بیش از 30 درصد مرگهای ناشی از سرطان، از استعمال دخانیات ناشی می‌شود.
- علت بیش از 80% مرگهای ناشی از سرطان ریه، استعمال دخانیات است.
- خطر مرگ ناشی از سرطان ریه با افزایش شمار سیگارهایی که فرد در روز می‌کشد، زیاد می‌شود.
- خطر بیماریهای قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار هستند، 25% بیشتر از دیگران است.
- استعمال دخانیات (به هر شکل) یک عامل خطر برای سرطانهای حنجره، حفره دهان و مری به شمار می‌رود.
- بیش از 90% مبتلایان به سرطان حفره دهان، از تنباکو به صورت کشیدنی (تدخین) یا جویدنی استفاده کرده‌اند. سرطانهای حفره دهان شامل سرطانهای لب، زبان، دهان و گلو است.
- خطر پیدایش سرطان سینه در زنان سیگاری و حتا در زنانی که در مکانهای سر بسته در معرض دود سیگار هستند، بیش از زنانی است که با دود سیگار تماس ندارند.
- استعمال دخانیات خطر سرطان لوزالمعده را افزایش می‌دهد و با ترک دخانیات، درصد این خطر پس از چند سال، مشابه غیر سیگاریها خواهد شد.
- خطر سرطان خون (لوسمی) در سیگاریها بیشتر از دیگران است.
- 50% سرطانهای مثانه در مردان و بیش از 30% سرطانهای مثانه در زنان با استعمال دخانیات ارتباط دارد و سرطان کلیه نیز در افراد سیگاری شایعتر است.
- سیگار عامل مهم ایجاد سرطانهای ریه، حفره دهان، گلو، حنجره، مثانه و... است و ترک سیگار مهمترین راهکار پیشگیری از سرطان است.
- در افرادی که سالهای زیاد حتا تا زمان میانسالی سیگار کشیده‌اند، ترک کامل سیگار خطر پیدایش سرطان ریه را به میزان زیادی کاهش می‌دهد.

بنا بر این، اگر سیگار می‌کشید، هر چه زودتر آن را ترک کنید و اگر سیگاری نیستید، هرگز طرف آن نروید!

   + سعید ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

ایمان هم دارد مزدوج می شود.

سرانجام ایمان قلی‌زاده هم پس از مدتها پنهان‌کاری و انکار حقایقی که مثل روز برای همگان روشن بود و حتا مدتها پیش در همین وبلاگ گفته بودم، لب به اعتراف گشود و اعلام کرد پس از ماه رمضان "بله" را خواهد گفت و رسما و شرعا به جرگه مرغها خواهد پیوست. ایمان بیچاره که گویا چم و خم زندگی را خوب می‌داند، از همین الان دارد کیسه خود را پر می‌کند و گفت که در یک شبانه روز، 16 ساعت کار می‌کند عین خر! (این "عین خر" را خودش گفت.) خودتان را برای عروسی ایمان در تابستان 89 آماده کنید، همه دعوتید!
از شوخی که بگذریم، ایمان عزیز! زندگی سرشار از آرامش و شادی برایت آرزو می‌کنم.

البته، اضافه کنم که همین چند روز پیش خبر ازدواج علیرضا رجبی، تنها هفتاد و نهی اصفهانی را از سید میثم شنیدم. علیرضا جان! پیوندتان مبارک.

و اما بشنوید و بخوانید چند جمله کوتاه درباره ازدواج:
١) سقراط: وقتی زن نداری، فقط زن نداری، ولی وقتی زن داری، فقط زن داری!
٢) پیش از ازدواج چشمها را خوب باز کنید و پس از آن، کمی روی هم بگذارید!
٣) زود ازدواج کردن اشتباهی بزرگ است و دیر ازدواج کردن اشتباهی بزرگتر.
۴) ازدواج دو نفر را به بک نفر تبدیل می‌کند اما کدام یک را؟!
۵) سقراط: بگذارید یک مرد یا ازدواج کند یا تنها بماند؛ علی‌القاعده در پایان پشیمان می‌شود.
۶) هلن رولند: پیش از ازدواج، یک مرد برای این که بفهمد دختر مورد علاقه‌اش چه می‌گوید، هر شب ساعتها بیدار می‌ماند؛ اما پس از ازدواج پیش از این که زن حرفش را تمام کند، خر و پف مرد بلند می‌شود.
٧) فرانکلین: آن جا که ازدواجی بدون عشق رخ دهد، به ناچار عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد.
٨) تن: ازدواج عبارت است از: سه هفته آشنایی، یک ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل.
٩) مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می‌کنند، اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می‌کنند.
١٠) ازدواج قمار زندگی است و در قمار، برد با کسی است که بیشتر تقلب می‌کند.

   + سعید ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

زندگی زیباتر

1- روزانه سه نفر را تحسین کنید.
2- طلوع خورشید را تماشا کنید.
3- در سلام کردن پیشقدم باشید.
4- سطح خواسته‌های خود را کاهش دهید.
5- با همه طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.
6- هیچ گاه از کسی ناامید نشوید زیرا معجزه ناممکن نیست.
7- به دیگران حسادت نکنید.
8- برای کسب دانش و شهامت دعا کنید نه برای به دست آوردن مادیات.
9- سرسخت باشید ولی مهربان.
10- اسم افراد را فراموش نکنید.
11- مهربان‌تر از آنچه نشان می‌دهید باشید.
12- فراموش نکنید که بزرگترین نیاز عاطفی انسان قدرشناسی از اوست.
13- به قول خود عمل کنید.
14- حتا هنگام ناراحتی، تلاش کنید خشم خود را مهار کنید.
15- فراموش نکنید که موفقیت یک شبه به دست نمی‌آید.
16- فراموش نکنید برنده‌ها کاری می‌کنند که بازنده‌ها نمی‌کنند.
17- تلاش کنید اولین چیزی که سر کار می‌گویید دیگران را شاد کند.
18- شادی دیگران را خراب نکنید.
19- فرصت علاقه نشان دادن به نزدیکانتان را از دست ندهید.
20- بعضی مطالب را پیش خود نگه دارید تا احساسات کسانی که دوستشان دارید خدشه‌دار نشوند.

   + سعید ; ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دیدار روی دوستان


ای بلبل خوش آوا، آوا ده               ای ساقی، آن قدح با ما ده

با صد هزار مردم تنهایی                 بی صد هزار مردم تنهایی

هیچ شادی نیست اندر این جهان       برتر از دیدار روی دوستان

هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر              از فراق دوستان پر هنر

هیچ گنجی نیست از فرهنگ به       تا توانی رو هوا زی گنج نه

   + سعید ; ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()

5 اس

این روزها، کارخانه ما در حال اجرا و پیاده‌سازی سیستم 5 اس است. در جزوه‌های آموزشی که برای‌مان چاپ کرده‌اند، آمده است: محیط کار شلوغ، کارکنان را عصبی و آشفته و از بازدهی آنها کم می‌کند؛ هدف نهایی پنج‌اس پیشگیری از اتلاف است و با اجرای آن بهره‌وری، کارایی و سوددهی سازمان افزایش می‌یابد. عبارت پنج‌اس (five S) بر اساس حروف ابتدای پنج کلمه ژاپنی انتخاب شده است که به فارسی عبارتند از: (ای کاش معادلهای فارسی آنها هم با حرف سین شروع می‌شدند.)
1) ساماندهی: عبارت است از شناسایی اقلام لازم، جداسازی آنها از غیرلازمها و سامان دادن به اقلام لازم.
2) نظم و ترتیب: عبارت است از گذاشتن اشیا در مکانهای مناسب و مرتب به نحوی که بتوان آنها را به بهترین وجه به کار گرفت و بدون جستجوهای بیهوده، اشیای مورد نیاز را پیدا کرد و به کار گرفت.
3) پاکیزه سازی: عبارت است از دور ریختن زواید و پاکیزه کردن اشیا از آلودگیها.
4) استانداردسازی: عبارت است از کنترل و اصلاح همیشگی ساماندهی، ترتیب و پاکیزگی.
5) انضباط (فرهنگ سازی): عبارت است از آموزش عادات و تواناییها برای انجام درست یک کار خاص.

( جالب این جاست که در تمام این جزوه‌های آموزشی، انضباط را به اشتباه انظباط نوشته‌ بودند و وقتی علت این غلط املایی را از تایپیست جزوه‌ها جویا شدم، گفت که مدیر کارخانه پس از دیدن پیش‌نویس این جزوه‌ها کلی به ما خندید که چرا انظباط را نوشته‌اید انضباط؟!
در دست‌نوشته‌ای که مدتی پیش از یکی دیگر از مدیران دیده بودم، مقرون به صرفه را نوشته بود مرقون به صرفه، و یکی دیگر از مدیران هم به جای این که بنویسد "زیردستان‌تان را توجیه کنید" نوشته بود توجیح کنید! )

   + سعید ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()