saeid online

کمی هم ...

این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش می‌گوید مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هر گونه شتابى برای خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food ) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد، قرار می‌گیرد.
البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با نگرانی کمتر و برقرارى دوباره ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف‌نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزشهاى انسانى یعنى "ساده زندگى کردن" است. هدف جنبش آهستگى، محیطهاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولدترى است که در آن‌، انسانها از انجام کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند.
بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان می‌گذرانیم اما تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم!
بسیارى از ما آنقدر نگران آینده خود هستیم که زندگى خود در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم!
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچ کس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چه کار می‌کنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم.

   + سعید ; ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دموکراسی!!

خب، انتخابات هم تمام شد و همان طور که قابل پیش بینی بود (حداقل برای من) "محمود ماجراجو" برنده آن شد.
امروز شنیدم که در برخی از شهرهای بزرگ درگیری صورت گرفته و حتا پلیس مجبور به تیراندازی شده، چون برخی معتقدند در انتخابات تقلب شده است.اما با این که خودم به موسوی رای دادم، ادعای کسانی که داعیه دار تقلب در انتخابات هستند را قبول ندارم؛ چون مردم فریبیها کار خود را کرده بودند و تا حدودی می شد پیش بینی کرد که برنده انتخابات کیست؛ روش و منش آقای موسوی هم چیزی نبود که مردم خوششان بیاید: نه دروغگو بود، نه مثل رقیب خودش شعار دادن بلد بود، سخنران خوبی هم نبود.
محمود ماجراجو هم خیلی خوب بر طبل "سهام عدالت" و "مسکن مهر" و دیگر کارهای عامه پسندش کوبید و البته سکوت رقیبانش در برابر اتهامهایی که به آنها زد، شرایط را برای پیروزی اش در انتخابات فراهم کرد.
من و شما هم چاره ای جز تمکین در برابر رای اکثریت نداریم!

   + سعید ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

نیایش

در این یکی دو روز باقی‌مانده تا انتخابات، نیایش کورش را با خود زمزمه میکنم:

 

خدایا این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ بر حذر دار. آمین!

   + سعید ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

خبر

بازی کره شمالی و ایران که همین چند روز پیش با نتیجه مساوی پایان یافت، از سوی محمود احمدی‌نژاد 2 بر 0 به سود ایران اعلام شد و قرار است امشب، اسناد و مدارک آن را در مناظره افشاگرانه با خودش، به ملت شریف ایران اعلام کند.

   + سعید ; ٧:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

...


ادب مرد به ز دولت اوست.

   + سعید ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

شیمی و زندگی

300 متر مکعب گاز هلیم می‌تواند یک انسان را از روی زمین بلند کند.

پلاستیک حدود پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاوم است.

آمونیاک می‌تواند جذبیت نیکوتین (آلکالوئید موجود در سیگار) توسط سلولهای مغز را تا ۱۰۰برابر افزایش دهد.

در شما بیش از یک مشت گچ کلسیم وجود دارد.

دمای بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه می‌رسد در حالی که پایین‌ترین قسمت آن فقط 300درجه دما دارد.

وقتی یک سیب گندیده را در بین سیبهای سالم می‌گذاریم بقیه سیبها هم می‌گندند، به این دلیل که سیب گندیده گاز اتیلن از خود آزاد می‌کند و سبب گندیدن بقیه سیبها می‌شود.

تابش X از بلور الماس نمی‌گذرد و بازتابیده می‌شود. این خاصیت را می‌توان در تشخیص الماس حقیقی از نوع بدل آن به کار برد.

زکریای رازی غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست.

مزه‌ غذا تا زمانی که غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد، حس نمی‌شود.

با گذاشتن تخم مرغ در کاسه‌ای پر از آب می‌توان تخم مرغ سالم را از خراب تشخیص داد، بدین صورت که اگر تخم مرغ ته‌نشین شود سالم است و اگر روی آب شناور بماند خراب!

   + سعید ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

لطفا آتو ندهید. باز هم مناظره هست

پس از مناظره میر حسین و احمدی نژاد و صحبتهای رد و بدل شده بین این دو، بر خلاف حدسیات و گمانه زنیها، بحث به سمتی پیش رفت که ناخواسته، بسیاری از زخمهای کهنه سر باز کرد و مسائل زیادی از زبان شخصیت‌های اول مملکت به گوش مردم رسید. مسائلی که شاید کمتر کسی فکر می‌کرد به‌این شکل از زبان آنان شنیده شود. جدای از نحوه برخورد هر یک از طرفین مناظره و مدیریت مناظره توسط طرفین، خواسته و شاید هم ناخواسته و از روی احساسات رئیس جمهور فعلی، بحث به جایی کشیده شد که یک دولت و نیز یک پای اصلی انتخابات، خود را در مقابل تمامی دول پیش از خود قرار داد و با این کار به نظر نگارنده، تا حدودی تکلیف کسانی را که موضع خاصی در قبال انتخابات اتخاذ نکرده بودند روشن ساخت و نیز تکلیف کسانی که حامیان دولتهای قبل بودند.
اما موضوعی که دغدغه اصلی ذهن من شده این است که با این شرایط بوجود آمده از سوی دولت فعلی و بلبشوی ایجاد شده و امکان تکرار دوباره آن در سایر مناظره‌ها از یک سو و هشدار شورای نگهبان و نیز وزارت کشور از سوی دیگر مبنی بر لغو آراء حوزه‌های انتخابی، به صورت ناخودآگاه زمینه را برای استفاده آنان فراهم نیاوریم. لازم است تا در این شرایط که حامیان کاندیداهای فعلی که پس از مناظره به شدت خواهان پاسخگویی رئیس دولت و حتی برقراری مناظره با وی هستند، در شرایطی قرار نگیرند که چیزی که شورای نگهبان آن را تخریب نامیده است به وقوع بپیوندد و با لغو آراء حوزه‌های پر رای، همه چیز خراب شود. باید هوشیار بود و به قول جوان‌ترها، آتو دست رقیب نداد. 

   + سعید ; ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

از خودم

اینجا گفته‌ام کسانی که به تحریم انتخابات معتقدند، به چه می‌مانند. ولی، باز هم در عجبم که چرا بعضی‌ها بدون هیچ دلیلی از رای دادن خودداری می‌کنند. شاید رای خود را در سرنوشت کشور بی‌تاثیر می‌دانند و به همین دلیل واهی، از دادن رای خودداری می‌کنند.
اما، فردای روز انتخابات را تصور کنید که یک رئیس‌جمهور چگونه می‌تواند در چند دقیقه سخنرانی، (دقت کنید فقط چند دقیقه) در حالی که تمام رسانه‌ها و دوربینهای خبری منتظر شنیدن برنامه‌هایش هستند، 4 سال سرنوشت همه را رقم بزند. ممکن است رئیس جمهور برگزیده، برنامه‌هایش را این طور اعلام ‌کند: "ما با هیچ کدام از کشورهای جهان مشکل نداریم، قصد نابودی هیچ کشوری را هم نداریم، و تنها تلاش می‌کنیم کشور خود را اداره می‌کنیم."
روی دیگر سکه این است که رئیس جمهور برگزیده، در چند دقیقه سخنرانی خود، دم از نفی و نابودی دیگران‌ بزند و آنچنان فضا را ملتهب ‌کند، و چنان بلوایی در جهان به پا کند که همه دنیا مجبور به موضع‌گیری علیه ما شوند.

شما کدام یک را می‌پسندید؟
مطمئن باشید اگر انتخاب نکنید، برای شما انتخاب می‌کنند، و پس از آن، دیگر حق هیچ‌گونه اعتراضی نسبت به آنچه که پیش خواهد آمد، نخواهید داشت.

   + سعید ; ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

مدیریت ایرانی

روزی یک تیم قایق‌رانی در ایران بود. تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقه‌های سالانه به توافق رسیدند. هر تیم شامل هشت نفر بود.
هر دو تیم برای رسیدن به بهترین نتیجه تلاش کرده بودند. در روز مسابقه، در شرایط برابر مسابقه را شروع کردند و تیم ژاپن با اختلاف یک مایل برنده شد.
تیم ایران خیلی بهت‌زده شده بود. مدیریت ارشد تصمیم گرفت برنده مسابقه سال آینده باشد. به همین دلیل یک تیم تحلیل‌گر برای بررسی اوضاع و ارائه راه‌کار مناسب به خدمت گرفت.
تیم تحلیل‌گر پی برد که ژاپنیها هفت پاروزن و یک کاپیتان داشته‌اند، در حالی که تیم ایران یک پاروزن و هفت کاپیتان داشته است.
مدیریت ارشد، تیم مشاوری برای ساختاردهی دوباره تیم ایران به خدمت گرفت. پس از چند ماه مشاوران به این نتیجه رسیدند که ساختار تیم ایران باید تغییر کند.
بر اساس پیشنهاد مشاوران، تیم ایران باید چهار کاپیتان داشته باشد و هر کدام توسط دو مدیر هدایت شوند. در ضمن، به یک مدیر ارشد و یک پاروزن هم نیاز است. همچنین پیشنهاد شد محیط کار پاروزن تغییر کند و به یک محیط رقابتی تبدیل شود.
سال بعد ژاپنیها با اختلاف دو مایل برنده شدند!
تیم ایران بلافاصله پاروزن تیم را به دلیل بی‌کفایتی و عملکرد نامناسب از کار برکنار کرد. اما به مدیریت به خاطر انگیزه‌های زیادی که در فاز آماده‌سازی در تیم ایجاد کرده بود، پاداش لازم پرداخت شد.
تیم مشاور یک تحلیل دیگر ارائه داد که نشان می‌داد: تاکتیک اتخاذشده مناسب بوده، انگیزه لازم داده شده اما ابزار مورد استفاده باید بهبود یابد.
در حال حاضر تیم ایران در حال طراحی یک قایق جدید است.

   + سعید ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

من و تو = ما


من و تو اگر ما نشویم
من به تنهایی ویرانم، تو به تنهایی خویشتنی

   + سعید ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

ترجمه

چند وقت پیش متنی درباره GC به دستم رسید که به اجبار باید ترجمه‌اش می‌کردم. از آن‌جایی که هیچ وقت کاری را که بر خلاف میل باطنی‌ام باشد، به درستی انجام نمی‌دهم و در راستای اهداف ضد استکباری در بعد فردی، زیر بار حرف زور نرفته و نخواهم رفت! متن مزبور را به یکی از اقوام که دبیر شیمی بود، دادم تا دانش‌آموزانش زحمت ترجمه آن را بکشند. اما از قرار معلوم، این تکلیف برای آنها سنگین بود و هیچ‌یک از ترجمه‌هایشان به درد مفت هم نمی‌خوردند.
وقتی که column را که می‌شود ستون، "ردیف" معنی کنند، یا sample را "امتحان کردن" و  compound را "زندان و محوطه"، عمق واجعه را خودتان دریابید.
مثالهای بیشتری می‌زنم؛ می‌دانید که density می‌شود چگالی، اما اگر "انبوهی" ترجمه شده باشد، تازه باید دو روز دنبال معنی این اصطلاح جدید بود. یا یک شاهکار دیگر این که، onions (یعنی یونها) را "پیازها" ترجمه کرده بودند!! Concentration (که می‌شود غلظت) را "تمرکز" ترجمیده‌ بودند.
و چند مورد دیگر:
career : متصدی (در حالی که می‌شود: حامل)
burner: نفت‌سوز، سر پیچ (در حالی که می‌شود: مشعل)
outlet: فروشگاه (در حالی که می‌شود: خروجی)
noble: اصیل، شریف (در حالی که می‌شود: بی‌اثر)
selectivity: حسن انتخاب (در حالی که می‌شود: گزینش‌پذیری)
detector: ردیاب، کشف‌کننده (آشکارساز)
Mass spectroscopy: طول موج‌سنج بزرگ (طیف‌بینی جرمی)

هر ترجمه‌ای سه شرط دارد: تسلط به زبان مبدا، تسلط به زبان مقصد (همان زبان مادری‌مان که الحمدا... به آن مسلط نیستیم، چه رسد به زبان مبدا که انگلیسی باشد!) و تسلط به موضوع (به نظر من, مهمترین شرط) که گویا دانش‌آموزانی که ذکرشان رفت هیچ یک از سه شرط را نداشتند و مجبورم کردند به هر جان کندنی که شده،  40صفحه را خودم ترجمه کنم.

   + سعید ; ٧:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()

سالروز آزادسازی خرمشهر مبارک.

هر وقت که تصاویر زمان جنگ از تلویزیون پخش می‌شود و به آن چه که حکومت بعثی عراق و در راس آن صدام ملعون در حق ملت ما و البته ملت عراق روا داشت، هم هر چی به ذهنم برسد از ته دل خرج صدام بی‌شعور می‌کنم و هم، آفرین می‌گویم به همه کسانی که در مقابل تجاوز دشمن گرگ‌صفت ایستادگی کردند. البته کمی هم ترس به دلم راه باز می‌کند که نکند اگر من در زمان جنگ بودم، مبادا کوتاهی می‌کردم و خدای ناکرده به هر بهانه‌ای از میدان جنگ می‌گریختم. خدای را شکر می‌کنم که نبودم (بودم، ولی بیشتر از 5 یا 6 سال نداشتم.) و خدا این جور امتحانم نکرد!
قصد سخن‌پراکنی ندارم،‌ اما فراموش نکنید که این وظیفه انسانی و وجدانی ماست که به همه کسانی که به همه جوانیها و عیاشیها و آرزوهایی که شاید برای خیلی از ما مهم و حیاتی باشند،‌ پشت پا زدند و با چنگ و دندان، جانانه از ایران دفاع کردند و اجازه ندادند که ذره‌ای از خاک وطنمان به تصرف دشمنی در بیاید که خود را خیلی سرتر و بهتر از عجم می‌دانست، به معنی واقعی کلمه احترام بگذاریم و از آنها قدردانی کنیم. آنهایی که مخلصانه با هر هدف و با هر نیتی و با هر ترفندی به میدانهای جنگ آمدند و جنگیدند، بدون شک شایسته تقدیرند.
نمی‌توان همه چیز را به مختصات صفر آورد و همان طوری که امروز روی صندلی‌مان لمیده‌ایم، از دریچه تنگ نگاهمان به تحلیل شرایط جنگ بپردازیم و گستاخانه رشادتها و دلاوریهای رزمندگان را زیر سوال ببریم؛ به نظر من حتا اگر امروز عقیده، دیدگاه و یا شاید قیافه آنهایی که از جان و مال خود گذشتند و جنگیدند، با عقاید ما جور در نمی‌آیند و یا حتا برخی از همان سربازان پاکباخته گذشته، امروز از پیشینه جنگی خود سوءاستفاده می‌کنند و با آن نردبانی برای رسیدن به پول و مقام ساخته‌اند، باز هم نمی‌تواند دلیلی بر نادیده گرفتن جان‌فشانیها و ایثارگریهای آنان در زمان جنگ باشد و کاری که در آن بحبوبه کردند، به هر صورت شایسته تقدیر است.

   + سعید ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()