saeid online

شعر: رهی معیری

شد خزان گلشن آشنایی   
باز هم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو   
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی‌وفایی،
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود   
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود.
آفت خرمن مهر و وفایی   
نو گل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت آه...
دلم از غم خونین است   
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می‌پرستم
تا هستم
تو و مست از می چمن   
چون گل خندان از مستی بر گریه‌ی من
با دگران در گلشن نوشی می   
من ز فراغت ناله کنم تا کی.
تو و چون می لاله کشیدنها
من و چون گل جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها.
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی.
برو ای از مهر و وفا عاری   
برو ای عاری ز وفاداری
که شکستی چون زلفت عهد مرا.
دریغ و درد از عمرم که در وفایت شد طی   
ستم به یاران تا چند جفا به عاشق تا کی؟
نمی‌کنی ای گل یکدم یادم   
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی تو بود از غم خون دل من؟
آه از دل تو
گرچه ز محنت خوارم کردی   
با غم و حسرت یارم کردی،
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من هرچه توانی ناز
هرچه توانی ناز
کز عشقت می‌سوزم باز

   + سعید ; ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

پاسخ به شبهات!

١) در پاسخ یکی از دوستان که درباره مدرک کارشناسی ما پرسیده بودند باید عرض کنم که مدرک من کارشناسی شیمی کاربردی است و نویسنده دیگر وبلاگ، شیمی محض دارند، البته این دو گرایش تفاوت چندانی ندارند.
گرایشهای کارشناسی ارشد شیمی عبارتند از: شیمی آلی، شیمی تجزیه (گرایش مورد علاقه من)، شیمی معدنی (گرایشی که ازش بیزارم)، شیمی فیزیک، شیمی کاربردی و یکی دو تا رشته جدید از قبیل شیمی محیط زیست و نانوشیمی.

٢) در پاسخ "ساسان" باید بگویم که من هنوز هم یک دوستدار ایران و ایرانی هستم و به همین دلیل ساده، به ایران پس از اسلام و همه دانشمندان و ادبا و عرفای آن افتخار می‌کنم. حتا همان زکریای رازی هم که شما از وی نام بردید، به دوره پس از اسلام مربوط می‌شود. در ضمن من از شما درخواست می‌کنم برای روشنگری ما هم که شده چندتا از دانشمندان دوره قبل از اسلام را که حداقل با دانشمندان معاصر یونان باستان برابری می‌کنند، به ما معرفی کنید.
و در پایان بد نیست توجه‌تان را به این گفته جرج سارتون جلب کنم که در کتاب "مقدمه‌ای بر تاریخ علم" خود آورده است:
بزرگترین موفقیتهای علمی باستان مدیون یونانیان، یعنی نژاد غرب و بزرگترین موفقیتها در قرون میانه مرهون مسلمانان یعنی نژاد شرق بود. (توضیح من: و من و شما باید افتخار کنیم به اینکه خیلی از دانشمندان مسلمان آن دوره ایرانی بودند. حتا اگر کتابهای خود را به زبان عربی منتشر می‌کردند چرا که زبان عربی زبان علمی آن دوره بود.)

آخر هفته پرباری داشته باشید.

   + سعید ; ٥:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

روزانه

بی‌خود و بی‌جهت و بی‌دلیل، همین جوری علی‌الحساب، دلم گرفته؛ حتا حوصله خودم هم ندارم. علت: نامعلوم. خود به خود یادم به این ترانه ابی افتاده و هی تو ذهنم جولان می‌ده:

باید از عطر اقاقی تو رو آغاز کنم

با صدای خیس بارون تو رو آواز کنم

از تماشای قناری به تو پرواز کنم.

به تو پل می‌زنم از بهانه‌هام و

از همه شبانه‌هام و

می‌رسم به تو دوباره

بوی عطر تو می‌دم ترانه‌هام و

پر اسمت می‌شن عاشقانه‌هام و

از گل و شعر و ستاره می‌رسم به تو دوباره،

نیستی اما یادت اینجاست

وقت گل کردن رویا.

به تو من می‌رسم از این شب نیلوفری

به تو می‌رسم من از این راه خاکستری

به تو که خاطره‌هامو به همیشه می‌بری

به تو پل می‌زنم از بهانه‌هام و ...

   + سعید ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

در جواب یک پیام

یکی از بازدیدکنندگان پر و پا قرص وبلاگ از وضعیت کار ما پرسیده‌اند که در پاسخ ایشان باید گفت: با اینکه آسان‌ترین رشته‌ علوم پایه بعد از زیست‌شناسی، شیمی است ولی خوشبختانه وضعیت کاری آن نسبت به رشته‌های دیگر از جمله ریاضی و فیزیک به مراتب بهتر است و یک دانش‌آموخته شیمی در مقطع کارشناسی علاوه بر این که می‌تواند به عنوان یک دبیر در آموزش و پرورش مشغول به کار شود، بسیاری از کارخانجات تولید یا فراوری مواد شیمیایی و حتا مواد غذایی (که ذکر نام‌شان شاید یک روز طول بکشد!) به وجود حداقل یک کارشناس شیمی نیاز دارند. 
خود من در آزمایشگاه تصفیه یک کارخانه پالایش روغن‌های گیاهی کار می‌کنم، غیر از من، شش کارشناس شیمی دیگر هم در شیفتها و پستهای دیگر همین کارخانه مشغول به کارند؛ کار من بررسی انطباق روغنهای تولیدشده با معیارهای استاندارد ایران که خیلی هم سختگیرانه است، از طریق انجام آزمایشهای تعریف‌شده می‌باشد. یکی از دوستانم مسئول فنی یک کارخانه نوشابه‌سازی است، دیگری در نیروگاه نکا کار می‌کند، یکی دو نفر دیگر در کارخانه‌های تولید مواد شوینده و بهداشتی کار می‌کنند، خیلیها ادامه تحصیل داده‌اند و ...
خلاصه کلام این که: یک کارشناس شیمی هیچ گاه بیکار نمی‌ماند.

   + سعید ; ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

خوشا به حالت ای روستایی

اولین شعری که خواندم، در کتاب فارسی اول دبستان:

 

خوشا به حالت ای روستایی

چه شاد و خرم، چه باصفایی

در شهر ما نیست جز دود و ماشین

دلم گرفته از آن و از این

در شهر ما نیست جز داد و فریاد

خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم

با شادمانی پر می‌گشودم

می‌رفتم از شهر به روستایی

آنجا که دارد آب و هوایی.

   + سعید ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ایران‌پرستی افراطی

در کتاب علی که به مجموعه آثار و سخنرانیهای دکتر شریعتی درباره امام علی می‌پردازد از صفحه 411 تا 420 آمده:

 

همان طور که وقتی دفاع از یک مذهب مترقی و بزرگ به دست کسانی می‌افتد که آن را درست نمی‌شناسند، آن مذهب ناشناخته می‌ماند و دگرگون می‌شود، دفاع از یک ملت نیز وقتی به دست کسانی می‌افتد که شایستگی دفاع از آن را ندارند، به جای دفاع از آن تحقیرش می‌کنند و بزرگترین ضربه را به حیثیت آن می‌زنند...

... عده‌ای از دانشمندان جدید هستند که اصل و مبنا را ملیت، ایران‌پرستی و تکیه بر نژاد ایرانی گذاشته‌اند و معتقدند به میزانی که تاثیر اسلام بر ایران را انکار کنیم، توانسته‌ایم اصالت ایران را تثبیت کنیم.

اما این، یک نوع "دوستی خاله خرسه" است! برای اینکه اگر ما ایرانیها اسلام را نفی کنیم و بگوییم بر ایرانی تاثیر نداشته است و تمدن درخشان ایرانی، تمدن ایران باستان است، که عرب و اسلام آمدند و آن را به محاق بردند، ما خودمان را در برابر دنیای امروز خلع سلاح کرده‌ایم. چگونه؟

تاریخ نشان می‌دهد که نژاد ایرانی در تاریخ هزار ساله‌اش، هرگز در هیچ دوره‌ای به اندازه دوره اسلامی (یعنی قرون اول تا ششم) چنین فرصتی برای تجلی و شکوفایی نبوغ خاص خودش نداشته است. اگر ما تمدن اسلامی ایران را نفی کنیم، به ناچار برای نشان دادن شکوه و غنای فرهنگ ایرانی باید به ایران باستان بپردازیم یعنی دوره‌ای که سندی از آن نداریم، شخصیتهایی غیر از بزرگمهر از آن نمی‌شناسیم و آثار علمی، فرهنگی و هنری مستند، بارز و جهانی از آن نداریم؛ جز یک مقدار ویرانه‌هایی که ارزش معماری دارند و یک مقدار نوشته‌های پایان دوره ساسانی که هیچ ارزش علمی ندارند! پیش از اینکه این نوشته‌های پهلوی به زبان فارسی منتشر شوند، می‌شد درباره‌اش خیلی سخنها گفت اما می‌بینیم که چیزی نیست که بشود به آن به عنوان نبوغ یک ملت بزرگ مانند ایران استناد کرد. نمی‌شود بر مجسمه‌ها، بر قیافه‌های موهوم، بر خاطره‌های بی‌پایه و حماسه‌های اساطیری متکی شد و در دنیای امروز ملتی را دارای نبوغ خارق‌العاده شناساند.

اما وقتی در تاریخ اسلام نگاه می‌کنیم به یک معجزه بزرگ می‌رسیم: همین ملتی که در دوره‌های ساسانیان و اشکانیان یک فیلسوف بزرگ و یک دانشمند جهانی از آن به یاد نداریم (یونان صدها فیلسوف و هنرمند مانند ارسطو، افلاطون و مانند اینها می‌تواند معرفی کند و ما پیش از اسلام یک نفر را نمی‌توانیم معرفی کنیم.)پس از اسلام در دوره‌ای که استقلالش از دست می‌رود و حتا در دوره بنی‌امیه که ایرانیها را پست‌تر از عرب می‌دانستند، بزرگترین نوابغ جهانی را در فلسفه، ادب، هنر، علم، سیاست و فرهنگ عرضه می‌کند. کسانی که می‌توانیم به دنیا معرفی کنیم و آثار و اسنادشان موجود هست. صدها بوعلی، خوارزمی، فردوسی و مانند اینها...

تمام تاریخ‌نگاران در دنیا معترفند که فرهنگ و تمدن اسلام کاملترین و درخشانترین تمدن تاریخ گذشته است. ایرانی با معرفی و اقرار به اینکه بزرگترین تمدن تاریخ بشری، تمدن اسلامی است می‌تواند غرور ملی خود را هم سیراب کند، زیرا می‌بیند که مردان و نوابغ ایرانی بودند که در تکوین این تمدن درخشان سهمی بیش از همه نژادهای دیگر داشته‌اند.

عبدالرحمان بدوی (یکی از بزرگترین اندیشمندان معاصر مشرق‌زمین) می‌گوید: تمدن اسلامی همه چیزش را مرهون این "نژاد چندپهلوی پرملکات ایرانی" است، که در میان همه نژادهای دیگری که وارد اسلام شدند بیش از همه به گسترش معنویت و فرهنگ تمدن اسلامی پرداخته و بیش از همه به بطنها و اسرار پوشیده‌ای که در اسلام نهفته است، پی برد.

   + سعید ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()