saeid online

دل بستگی

دل به آن چیز که فانی‌ست و نالایق مهر است
نباید که ببست
در مسیر هدف ناوک صیاد
نباید که نشست
لیک معشوق اگر قصد دل و جان بکند
از دم تیغ
نباید که بجست

   + سعید ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()

گلد ماین!

دو سال پیش یعنی یک سال بعد از این که فارغ‌التحصیل شدم، نمی‌دانم چه شده بود که دوباره تب گلدکوییست بالا گرفته بود. یکی دوتا از این همکارانم که خودشان را خیلی تحویل می‌گرفتند و (می‌گیرند) عضو همین شبکه شدند و از آنجایی که خیلی از نیروهای پایین‌دستی شرکت می‌خواستند هر جوری که شده ارادت خالصانه و مراتب پرستش چاکرانه خود را به مدیران عرشد (=ارشد) خود نشان دهند، به خواسته آنها مبنی بر پیوستن به این شبکه سر نهادند و با پرداخت مبلغ 5/1 میلیون تومان (که با حقوق 300هزار تومان آن موقع چیزی در حدود 5 ماه جان کندن می‌شد.) عضو شدند. اما از بخت بدشان، عضویت آنها مصادف شد با اعمال محدودیتهای شدید بر ضد این شبکه به بهانه جلوگیری از خروج ارز از کشور.

یکی از دوستان نخواستنی من که مدرک مهندسی مکانیک داشت اما به اندازه یک گاو فهم نداشت، ملتمسانه از من می‌خواست که زیر شاخه‌اش بشوم و هر روز با دست و پا کردن چند جمله زیبا و در عین حال فریبا به قصد مخ‌زنی وارد عمل می‌شد و حتا خیلی پافشاری می‌کرد که با وی به تهران بروم. ولی یک بار که خودم راه و روش درست presentation را برایش بازگو کردم، دهنش باز شد و همان جور باز ماند! به دلیل شگفتی‌‌اش که از آشنایی من با مبانی بازایابی شبکه‌ای ناشی می‌شد، پی بردم و در ادامه گفتم: که ای بابا! راهی که تو می‌خواهی بروی، من رفته‌ام و مثل اینکه سر از ترکستان در می‌آورد؛ برایش توضیح دادم ترم نهم بود که هر چی فکر می‌کنم برای چی اراک رفته بودم (یا برای گرفتن مدرک بود یا برای انتخاب رشته آزمون کارشناسی ارشد) ولی در هر حال رفتن من مصادف شده بود با بالا گرفتن تب شرکت مشابهی با نام گلد ماین و همین میثم شعبانیان خودمان طی دو روز عملیات مخ‌زنی توانست من را قانع کند که عضو این شبکه بشوم و شدم. البته نه با 5/1میلیون تومان بلکه با 56000 تومان ناقابل یک جایگاه خریدم. میثم حتا به من قول داد که اگر خودم کار نکنم برایم زیرشاخه بگذارد و چنین شود و چنان... حتا گفت که خیلیها را می‌شناسد که به خاطر همین کار از دانشگاه مرخصی گرفته‌اند و صاحب خانه و خودرو شده‌اند که یکی از آنها هادی طبایی بود که معلوم نبود از کجا یک پرشیای سفید برای خودش دست و پا کرده بود تا به قول خودش پوز فلان استادشان را به خاک بمالد و...

حالا پس از گذشت چهار سال که به سایت گلد ماین سری زدم تا از احوال خودم با خبر شوم، دیدم که این گلدماین، آن گلد ماین نیست! و در آن هیچ خبری از طلا و سکه و چیزهای دیگری که باید باشد نیست!

   + سعید ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()

درباره حسین

حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند، این حج را نیمه‌تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می‌کند، مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، و مومنان به سنت ابراهیم بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت مساوی است.

در آن لحظه که حسین حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف در غیبت حسین همچنان ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند.

 

دکتر شریعتی

   + سعید ; ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شب یلدا

این یاداشت را می‌خواستم به مناسبت شب یلدا بارگذاری کنم؛ اما طبق معمول فرصت نشد. ولی از آن جایی که یلدا هیچ گاه تاریخ مصرف نداشته و ندارد، بارگذاری آن هیچ گاه دیر نیست:

 

" یلدا " به مفهوم جشن و برای نخستین باز از سوی ایرانیان به عنوان جشن انقلاب زمستانی در نخستین شب آغاز زمستان به کار رفته است. سپاس‌داشت شب نخستین زمستان در مشرق‌زمین در ایران و هند رواج داشته و کهن‌ترین سنت معنوی در آیین مهر بوده است.

هفت هزار سال پیش بود که نیاکان ایرانیان به گاهشماری خورشید دست یافتند، تا دریابند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال نیز هست. ایرانیان باستان این جشنها را با روشنایی و نور پیوند داده و می‌آراستند و خورشید را نماد نیکی و مهربانی می‌پنداشتند و در جشنهایشان به ‌آن ‌احترام می‌گذاشتند و نیز در آخرین شب پاییز بیدار می‌ماندند تا خود شاهد طلوع خوشه‌های خوش‌رنگ خورشید باشند. به باور گذشتگان، در پایان این شب دراز، سرانجام تاریکی شکست می‌خورد و روشنایی پیروز و خورشید زاده می‌شود و روزها رو به بلندی می‌روند.

بر اساس باور مردمان مشرق‌زمین، در این آیین که بعدها رومیان آن را ناتالیس (روز تولد مهر شکست‌ناپذیر) نام نهادند، ایزدمهر بر اهریمن تاریکیها پیروزمند می‌شود و مهر در تمامی سرزمین مشرق از طلوع خورشید گسترش می‌یابد.

گفته می‌شود در سده چهارم میلادی براثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه‌ها رخ داد روز  ۲۵ دسامبر را (به جای ۲۱دسامبر) روز تولد میترا یا خورشید دانسته‌اند و تولد عیسی مسیح را نیز در این روز آغاز سال قرار دادند. همچنین سنایی شاعر پر آوازه ایرانی در اشاره به این تقارن می‌گوید: به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا.

انگیزه‌های ماندگاری یلدا را می‌توان شب زایش خورشید (مهر) به عنوان یکی از باورهای دینی کهن، بلندترین شب سال، شبی تاریک و طولانی که از فردای آن، شب به کوتاهی می‌گراید و پایان برداشت محصول صیفی و آغاز فصل استراحت کشاورزان دانست.

   + سعید ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()