saeid online

"قانون کاشت و برداشت"

نیوتن قانون کنش و واکنش را کشف کرد به این معنا که برای هر کنش یک واکنش مساوی و مختلف‌الجهت وجود دارد. فقط پس از رفتن است که بازگشت معنا پیدا می‌کند؛ وقتی گوجه‌فرنگی می‌کاریم بوته خار عمل نمی‌آید، باید به یاد بسپاریم که این اصل بر تمام کارها و تجربیات ما تاثیر می‌گذارد.
قانون را نمی‌توان شکست داد، سلامت جسمانی و روانی ما، موفقیت تجاری و مناسبات فردی ما همه و همه در گروی همین معادله است که لازمه آن کنش اولیه از جانب خود ماست. نکته جالب این است که ما هیچ‌گاه نمی‌دانیم چه موقع پاداش خود را دریافت خواهیم کرد و در ازای وقت و تلاش خود کی به پاداش خود خواهیم رسید. اما این پاداشها دیر یا زود فرا می‌رسند و همین امر به مهیج‌تر شدن زندگی ما کمک می‌کند.
آنچه ما هم‌اکنون در زندگی خود شاهد آن هستیم، دست‌آورد کشته‌های دیروز ماست... اگر پشت سر دیگران حرف بزنیم، پشت سر ما حرف خواهند زد. اگر از خوبی دیگران بگوییم از خوبی ما خواهند گفت. اگر مردم را از هم جدا کنیم، از هم جدایمان خواهند ساخت. اگر از موفقیت دیگران شاد شویم، از موفقیت خود بیشتر لذت خواهیم برد. اگر دروغ بگوییم، دروغ خواهیم شنید. اگر عشق بورزیم دیگران هم به ما عشق خواهند ورزید...
عجیب این جاست که طبیعت بسیار بیشتر از آن چه ما به آن می‌دهیم به ما باز می‌گرداند. وقتی یک تخم کدو می‌کارید همان را پس نمی‌گیرید، پس دلواپس چه هستید؟! طبیعت بسیار بخشنده است. یک تخم کدو می کارید و یک خروار کدو پس می‌گیرید، اما لازم است بیرون بزنید و زمین را بکنید!
خلاصه کلام: جهان هستی منصف و عادل است، برداشت امروز ما از زندگی نتیجه کشته‌های دیروز ماست.

از: «راز شاد زیستن»

   + سعید ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

دریا باش

 دریا باش که اگر کسی سنگ به سوی تو پرتاب کرد، سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.

   + سعید ; ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

درباره Rss

شاید شما هم در سایتها یا وبلاگها لینک‌آیکونی به نام Rss را دیده باشید ولی ندانید چیست و چه فایده‌ای دارد. Rss همان مطالب وبلاگ یا سایت است که با یک استاندارد جهانی از نوع Xml منتشر می‌شود و یک نشانی هم به خود اختصاص می‌دهد. 
ممکن است خیلی از شما اولین کاری که هنگام ورود به اینترنت می‌کنید این باشد که به سایتها یا وبلاگهای مورد علاقه‌تان سر می‌زنید. ولی این کار با اینترنت زغالی ایران بسیار وقت‌گیر است. شما می‌توانید به کمک گوگل ریدر که یکی از بهترین سرویسهای گوگل در اینترنت محسوب می‌شود، این کار را به این صورت برای خود آسان کنید: با افزودن نشانی Rss سایت یا وبلاگ دلخواهتان به فهرست فیدها در گوگل ریدر، به جای این که تمام سایتها یا وبلاگهای مورد علاقه‌تان را تک‌تک باز کنید می‌توانید به صفحه خودتان در گوگل ریدر برید و مطالبی که در هر سایت یا وبلاگ فرستاده شده است را در گوگل ریدر ببینید.

لازم به یادآوری است برای به کار گیری تمام سرویسهای گوگل لازم است یک اکانت در گوگل داشته باشید. در اینجا می‌توانید برای خود یک اکانت بسازید. 
پس از ساخت اکانت به این صفحه می‌روید و نام کاربری و رمز عبورتان را وارد می‌کنید تا وارد صفحه اصلی گوگل ریدر شوید. در مرحله بعدی شما باید نشانی Rss سایت یا وبلاگی که قصد پیگیری مطالب آن را دارید در گوگل‌ریدر وارد نمایید، برای این کار ابتدا از نوار کناری سمت چپ گزینه Add subscription را انتخاب می‌کنید و سپس نشانیRss را در قسمت بازشده وارد و دکمه Add را فشار می‌دهید. (شکل) سپس در سمت راست تعدادی از آخرین مطالب سایت نشان داده می‌شود. (شکل) و در قسمت چپ عنوان سایت به فهرست Feedهای شما افزوه می‌شود. (شکل) و شما می‌توانید هر بار که سایت یا وبلاگهای دلخواهتان به روز شد با مراجعه به صفحه خود در گوگل ریدر آنها را ببینید.

   + سعید ; ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

کمی از کار خودم

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

چند توصیه برای کاهش مصرف سوخت

 

  • مسیرهای کوتاه را پیاده یا با دوچرخه بروید.
  • همیشه کوتاه‌ترین مسیر را اتنخاب کنید و از گذرگاههای شلوغ دوری کنید.
  • کاری را که می‌شود، با تلفن پیگیری کنید و با خودرو در خیابانها نگردید.
  • بگذارید بچه‌ها پیاده بروند و بعضی خریدها را انجام دهند. مدرسه هم می‌توانند پیاده بروند.
  • هر چه می‌توانید وسایل کمتری در خودروی خود بگذارید. هر چه خودرو سبکتر باشد، سوخت کمتری می‌سوزاند.
  • با سرعت رانندگی نکنید؛ اگر با سرعت ۹۰ کیلومتر در ساعت رانندگی کنید می‌توانید ۲۱درصد بیشتر از هنگامی که با سرعت ۱۱۰ می‌رانید، پیش بروید.
  • وقتی خودرو را روشن می‌کنید لازم نیست بیش از ۳۰ثانیه درجا کار کند.
  • اگر باید بیش از ۳۰ ثانیه بایستید، نگذارید موتور درجا کار کند. برای کاهش مصرف سوخت بهتر است موتور را خاموش کنید و دوباره آن را روشن کنید.
  • باد چرخها را همیشه میزان کنید؛ به‌ویژه در هوای سرد یا رانندگی با سرعت بالا در جاده‌ها.
  • وقتی خودرو را روشن می‌کنید، خیلی آرام سرعت خود را افزایش دهید.
  • از ترمزهای ناگهانی بپرهیزید. با دیدن قرمز بودن چراغ، پایتان را از روی گاز بردارید و خودرو را خلاص کنید تا خود به خود و آرام آرام بایستد.
  • وسایلی که موجب مقاومت در برابر باد می‌شوند را بردارید.
  • حواستان را جمع کنید، پیش از حرکت ترمزدستی را بخوابانید.
  • هیچ گاه پیش از خاموش کردن خودرو، گاز ندهید. این کار فقط سبب هدر رفتن سوخت می‌شود.
  • هر چند وقت یک بار ترمزهای خودرویتان را وارسی کنید. اگر ترمزها به خوبی کار نکنند، مقاومت و مصرف سوخت را بیشتر می‌کنند.
  • هنگام رانندگی سعی کنید چشمتان بیشتر از پایتان حرکت کند. از دور مراقب چراغ قرمز و دیگر موانع باشید تا لازم نباشد یک‌باره ترمز بگیرید.
  • روغن خودرو را به موقع عوض کنید؛ اگر روغن تمیز باشد اصطکاک کمتری در موتور ایجاد می‌شود و بیشتر می‌توانید برانید.
  • صافی هوا را زود به زود وارسی کنید؛ اگر صافی هوا کثیف باشد، جریان هوا به موتور مختل می‌شود و سوخت بیشتری می‌سوزد.
  • وقتی از دور می‌بینید جاده سربالایی می‌شود، پیش از آن که به آن برسید سرعت بگیرید. اگر در سربالایی گاز بدهید سوخت زیادی مصرف می‌شود.

   + سعید ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

از دکتر شریعتی

 به هر حال سه راه پیداست:
«پلیدی»، «پاکی» و «پوچی»
این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است، و تو یک کلمه نامفهومی و «وجودی» بی‌«ماهیت» و هیچ که که بر سر این سه راه ایستاده‌ای؛ تا ایستاده‌ای، هیچی. چون ایستاده‌ای، هیچی. یکی را انتخاب می‌کنی به راه می‌افتی و با انتخاب راه رفتنت، خودت را انتخاب می‌کنی، معنی می‌شوی...

   + سعید ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

ترجمه!!

 امروز در یک مغازه کامپیوتری چند تا دانشجو دیدم که می‌خواستند چند صفحه ترجمه پرینت بگیرند. یادم به دوران دانشجویی خودمون افتاد که حال و حوصله ترجمه کردن نداشتیم و برای اینکه از زیر بار ترجمه کردن شونه خالی کنیم، به هر حیله و ترفندی متوسل می‌شدیم. ترم شش که اوج شاهکار گروه شیمی در برنامه‌ریزی امتحانات بود و بیشتر بچه‌های ما در یک هفته هشت تا امتحان باید می‌دادند، دکتر ذوالقرنین هم زده بود به سیم آخر و از ما در باب محیط زیست مقاله و ترجمه و از همین جفنگیات می‌خواست. اما چه کنیم که وقت تنگ بود و تمام سعی و تلاش خود را کردیم تا یکی دو مقاله زپرتی از اینترنت گرفتیم. اما کو دل و دماغ ترجمه؟ یک کتاب با موضوع محیط زیست جور کردیم و برخی مطالب آن را به عنوان ترجمه مقاله خود با یک طلق و شیرازه مناسب تحویل استاد شریفمان دادیم. محیط زیست شدم ۱۷.۵ و فکر می‌کنم بقیه دوستان هم نمره کمتری از من نگرفتند.

   + سعید ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

بی‌خبری، خوش‌خبری است!

یک روز دو نفر همراه هم برای تفریح به جنگل رفته بودند و چادر زده بودند. داشتند در جنگل با هم گپ می‌زدند که ناگهان متوجه شدند خرس بزرگی با سرعت به سمت آنها می‌آید. هر دو خشکشان زد و نمی‌دانستند چه کار کنند. بعد یکی از آنها رفت و کفش ورزشی‌اش را درآورد و شروع کرد به پوشیدن آن. دومی با لحنی تمسخرآمیز به اولی گفت: فکر می‌کنی با آن کفشها می‌توانی از این خرس سریعتر بدوی؟!
اولی جواب داد: نه نمی‌توانم از خرس سریعتر بدوم ولی می‌توانم از تو سریعتر بدوم!

   + سعید ; ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

به هم ریزد قیامم را

 الا یا ایها الساقی ز می پر ساز جامم را
که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را
از آن می ریز در جامم که جانم را فدا سازد
برون سازد ز هستی هسته نیرنگ و دامم را
از آن می ده که جانم را ز قید خود رها سازد
به خود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را
از آن می ده که در خلوت‌گه رندان بی‌حرمت
به هم کوبد سجودم را به هم ریزد قیامم را
نبودی در حریم قدس گل‌رویان میخانه
که از هر روز نی‌آیم گلی گیرد لجامم را
روم در جرگه پیران از خود بی‌خبر شاید
برون سازند از جانم به می افکار خامم را
تو ای پیک سبک‌باران دریای عدم از من
به دریادار آن وادی رسان مدح و سلامم را
به ساغر ختم کردم این عدم اندر عدم‌نامه
به پیر صومعه برگو ببین حسن ختامم را

   + سعید ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

عنوان ندارد.

 در یکی از همین وبلاگها از قول یکی از ما بهتران نوشته شده بود: «اگر حرف زدن بلد نیستید، حرف نزدن که بلدید!»
یکی از مصادیق عینی این جمله زیبا ما هستیم؛ چرا که این جمله را به این شکل هم می‌توان نوشت: «اگر وبلاگ نوشتن بلد نیستید، وبلاگ ننوشتن که بلدید.» من هر بار که می‌خواهم وبلاگ را به‌روز کنم، به اندازه کافی جمله مذکور را برای خودم نشخوار می‌کنم تا جایی که می‌شود از نوشتن مطالب به‌دردنخور برای شما خواننده عزیز خودداری کنم. پس اگر می‌بینید وبلاگ دیر به دیر به‌روز می‌شود، نگران نباشید، یکی از دلایل به روز نشدن وبلاگ (غیر از تنبلی ما و بدی آب و هوا و چه و چه...) همین بود که گفتم.

اگر یادتان باشد، از چند ماه پیش که عینک نمی‌زنم همیشه دوستان و اطرافیان به من یادآوری می‌کنند که به خاطر اینکه این چند سال عینک می‌زدم، زیر چشمهام سیاه شده. بر حسب اتفاق حین وب‌گردی، در یکی از وبلاگها چند راه برای برطرف شدن کبودی دور چشم آمده بود، که من تا به حال هیچ یک را اجرا نکردم و فقط جهت آشنایی شما آنها را در اینجا کپی می‌کنم تا استفاده کنید و اگر نتیجه گرفتید به ما هم اعلام کنید تا اگر حال و حوصله داشتیم، عمل کنیم:

  1. خیار را رنده کنید و توی یک تنظیف تمیز آب آن را جدا کنید و دو تکه پارچه کتانی تمیز در این عصاره خیار خیس کنید و روی چشمتان بگذارید و به مدت پانزده دقیقه با چشمهای بسته استراحت کنید.
  2.  یک قاشق گوجه فرنگی بدون پوست، کمی زردچوبه و نصف قاشق آب لیمو ترش و یک قاشق آرد را مخلوط کنید، به طوری که یک خمیر یک‌دست بشوند. سپس روی حلقه‌های زیر چشمتان بگذارید. پس از نیم ساعت آن را با یک دستمال مرطوب تمیز کنید.
  3. چند بادام را شب خیس کنید و پس از گرفتن پوستشان، آنها را آسیاب کنید به صورتی که یک خمیر نرم به دست آید. کمی آب لیمو ترش به آن بیفزایید و برای بیست دقیقه روی پلک پایین چشمتان بگذارید. هر روز این کار را انجام دهید. پس از دو هفته، هر سه روز یک بار، و وقتی نتیجه را دیدید هفته‌ای یک بار این کار را انجام دهید. می‌توانید خمیر بادام را بیشتر درست کنید و آن را در یک شیشه تمیز در یخچال نگه دارید.
  4. یک مشت  برگ نعنای تازه را حسابی خرد کنید تا به صورت یک خمیر نرم در آید و آن را روی چشمتان بگذارید.

   + سعید ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

تو باید زینت از مردان بپوشی/نه بر مردان کنی زینت فروشی

 همان طور که مستحضرید هر سال با گرم شدن هوا، طرح مبارزه با بی‌حجابی اجرا می‌شود. انگار که در این مملکت نه دزدی می‌شود، نه کلاهبرداری، نه حقی از کسی ضایع می‌شود، نه... فقط می‌ماند مشکل بدحجابی و بی‌حجابی! که باید با امکانات آنچنانی و صرف هزینه‌های اینچنینی با این مشکل خودبزرگ‌پنداشته! مبارزه کرد. حالا که در این مملکت هر کسی از هر قماشی، خود را نخود هر آشی می‌کند، چه عیبی دارد وبلاگ شیمی۷۹ در باره بی‌حجابی بنویسد؟
شعری از ایرج میرزا (نوه فتحعلی‌شاه و شاعر دوران قاجار) درباره آنچه که این روزها در مملکت ما می‌گذرد را البته به صورت خلاصه تقدیم حضورتان می‌کنم که پیام این شعر به توضیحات من نیازی ندارد و ان شاءا... که خودتان متوجه خواهید شد:

...
بلی شرم و حیا در چشم باشد
چو بستی چشم باقی پشم باشد
اگر زن را بیاموزند ناموس
زند بی‌پرده بر بام فلک کوس
به مستوری اگر بی‌پرده باشد
همان بهتر که خود بی‌پرده باشد
برون آیند و با مردان بجوشند
به تهذیب خصال خود بکوشند
چو زن تعلیم دید و دانش آموخت
رواق جان به نور بینش افروخت
به هیچ افسون ز عصمت برنگردد
به دریا گر بیفتد تر نگردد
چو خور بر عالمی پرتو فشاند
ولی خود از تعرض دور ماند
...
تو مرآت جمال ذوالجلالی
چرا مانند شلغم در جوالی؟
سر و ته بسته چون در کوچه آیی
تو خانم جان نه، بادمجان مایی
...
کدامست آن حدیث و آن خبر کو؟
که باید زن کند خود را چو لولو
تو باید زینت از مردان بپوشی
نه بر مردان کنی زینت فروشی
چنین کز پای تا سر در حریری
زنی آتش به جان، آتش نگیری
به پا پوتین و در سر چادر فاق
نمایی طاقت بی‌طاقتان تاق
بیندازی گل و گلزار بیرون
ز کیف و دستکش دلها کنی خون
شود محشر که خانم رو گرفته
تعالی الله از آن رو کو گرفته
پیمبر آنچه فرمودست آن کن
نه زینت فاش و نه صورت نهان کن
حجاب دست و صورت خود یقین است
که ضد نص قرآن مبین است
...
مگر نه در دهات و بین ایلات
همه روباز باشند این جمیلات
چرا بی عصمتی در کارشان نیست؟
رواج عشوه در بازارشان نیست؟
زنان در شهر‌ها چادر نشینند
ولی چادر نشینان غیر اینند
در اقطار دگر زن یار مرد است
در این محنت سرا سربار مرد است
به هر جا زن بود هم پیشه با مرد
در اینجا مرد باید جان کند فرد
...

   + سعید ; ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

تا خدا هست به غم وعده این خانه مده

بعد از یک شیفت کاری آن هم از نوع شب‌کاری، به روز رسانی وبلاگ کمی تا قسمتی سخت است. شما خودتان را جای من و دیگر کسانی که شبها کار می‌کنند، بگذارید. از ساعت ۷شب تا ۷صبح کار کردن زجر آور و یا شاید ضجر آور است. (هر کدام که درست بود، شما همان را بخوانید!)

دیروز در یکی از سایت‌های خبری خواندم:
پیدا شدن سوسک در غذای یکی از خوابگاه‌های دانشگاه اصفهان، به اعتراض جمعی و توضیحات عجیب «محمدحسین رامشت» رئیس این دانشگاه انجامیده است. رئیس دانشگاه اصفهان که خود را به محل رسانده بود، خطاب به دانشجویان گفت: «پیدا شدن سوسک در غذا این همه عربده‌کشی و لات‌بازی ندارد، سوسک یکی از غذاهای باکلاس برخی از کشورهای جهان است و حتا از گرانترین غذاهاست. این مساله که این همه ناراحتی ندارد، سوسک را می‌گذاشتید کنار و غذای خود را می‌خوردید. چرا اینقدر سرو صدا راه انداخته‌اید و اعتراض می‌کنید؟»
وی همچنین در پاسخ به یکی از دانشجویان دختر که پرسیده بود: «چرا اینقدر کمیته انظباطی به نوع پوشش دانشجویان واکتش نشان می‌دهد»؟ گفته است: «فکر می‌کنید ما نمی‌دانیم بعد از کلاس چه کارهایی انجام می‌دهید؟ فکر می‌کنید نمی‌دانیم که آرایش می‌کنید و با لباسهای آنچنانی کوتاه و چسبان که چشم هوسرانان را به خود جلب می‌کند به چهارباغ می‌روید و کارهای خلاف انجام می‌دهید؟ کمیته انظباطی این دخترهای خلاف کار را دعوت می‌کند و ارشادشان می کند.»
وی در ادامه گفته است: «ما برای شما چند روانشناس استخدام کرده‌ایم تا شما را کنترل روانی کنند چون شما از خانواده‌های خود دور هستید...»
گفتنی است سخنان رئیس دانشگاه اصفهان با اعتراض شدید دانشجویان همراه شده است.

   + سعید ; ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()

جهت یادآوری

زندگی کوتاه‌تر از آن است که به دشمنی بگذرد و قلبها گرامی‌تر از آنند که بشکنند.
آنچه از روزگار به دست می‌آید با خنده نمی‌ماند و آنجه از دست برود با گریه جبران نمی‌شود!
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتا اگر ما نباشیم...

   + سعید ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()