saeid online

 


 

 

مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

 

   + سعید ; ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

:: نوروز مبارک ::

 

برخیز که باد صبح نوروز 
در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق 
در موسم گل ندارد امکان

این باد بهار بوستان است 
یا بوی وصال دوستان است

ای مرغ به دام دل گرفتار 
بازآی که وقت آشیان است

بوی گل و بانگ مرغ برخاست 
هنگام نشاط و روز صحراست

ما را سر باغ و بوستان نیست 
هر جا که تویی تفرج آن جاست

 

   + سعید ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

به اندازه بود باید نمود.

 گویند:
شغالى، چند پر طاووس بر خود بست و سر و روى خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووسها او را شناختند و با منقار خود بر او زخمها زدند.
شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روى خود را از او بر مى‏گرداندند.
شغالى نرمخوى و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت:
«اگر به آنچه بودى و داشتى، قناعت مى‏کردى، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مى‏آمد و نه نفرت همجنسان خود را بر مى‏انگیختى. آن باش که هستى و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع‏ تر از آنچه هستى، نشان مده که «به اندازه بود باید نمود.»

   + سعید ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

رای دادن حق من است، هیچ‌گاه از حق خود نمی‌گذرم.

 

می‌گویند کسی که هر انتخاباتی را تحریم کند، فقط 24 ساعت احساس غرور و پیروزی فوق‌العاده‌ای می‌کند، ولی بعد از آن که نتیجه انتخاب نکردنش را در عرصه اجتماعی حس می‌کند، آن غرور و پیروزی فرو می‌ریزد.

 

   + سعید ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

نکته‌های مدیریتی (بخش پنجم)

* در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تاکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.
* توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی آفرید.
* از هر فرصتی برای به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.
* به یاد داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار بر کارایی کارمندان تاثیر می‌گذارد.
* با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.
* از مشورت و نظرخواهی با نیروهای جوان ابایی نداشته باشید.
* با رفتارهای دوگانه، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.
* در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید.
* برای افزایش دانش و بهره‌وری کارمندان، کلاس‌های آموزشی برگزار کنید و از لوازم کمک آموزشی بهره بگیرید.
* دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهش باشد.
* مامور خریدی که برای سازمان برگزیده‌اید، علاوه بر کاردانی باید مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز باشد و همان‌گونه که به قیمت کالاها توجه دارد، به زیبایی و کیفیت آن‌ها نیز اهمیت ‌دهد.
* هنگام لزوم با قاطعیت نه بگویید.
* سعی کنید با اصول ساده روان‌شناسی آشنا شوید.
* طوری رفتار کنید که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.
* هرگز در حضور کارمندان، پشت سر دیگران بدگویی نکنید.
* رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولان و سرپرستان گوشزد کنید.
* برای آزمودن کارمندانتان، با آزمایش‌های بی‌ارزش و بی‌پایه شخصیت آنان را زیر سوال نبرید.
* با شروع به‌موقع جلسه، وقت‌شناسی را به دیگران بیاموزید.
* برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و هنگام لزوم آنها را به کار ببرید.
* در انجام کارها به سه نکته بیش از همه توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس!
* انتقادپذیر باشید.
* با بی‌توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی‌ارزش نکنید.
* با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به یاد داشته باشید زمان برای شما نمی‌ایستد.
* برای حل مشکلات احتمالی، دوراندیش باشید.
* نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید.
* خواسته‌های خود را روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید کارمندان به خوبی از جزئیات کاری که به عهده آنهاست، آگاهند.
* از هر کس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را به دست آورید.
* امور کارمندان را متناسب با توانایی‌های فیزیکی و حرفه‌ای آنان تعیین کنید.
* اگر از موضوعی علمی آگاهی ندارید، یا به توضیحات بیشتری نیاز دارید، بدون هیچ تردیدی بپرسید.
* هنگام بحران، خونسرد باشید و چند راهکار بحران‌زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش‌بینی و طراحی کنید تا هنگام لزوم آنها را به کار برید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

نقطه ضعف=نقطه قوت

 کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای یادگیری جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک می‌خواست استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی باشگاهها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن‌سازی کودک کار کرد و در این شش ماه حتا یک فن جودو را به او یاد نداد. پس از 6 ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود. استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد. سرانجام مسابقات برگزار شد، توانست در میان شگفتی همگان با آن تک فن همه را شکست دهد! سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی‌اش را پرسید. استاد گفت: دلیل پیروزی تو این بود که به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، تنها امیدت همان یک فن بود و اینکه راه مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی! یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.

  • راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از بی‌امکانی به عنوان نقطه قوت است.

   + سعید ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

پیشاپیش، بهاران مبارک

 بهار آمد بهار آمد، بهار خوش‌عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله‌زار آمد
ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پر نقش و نگار آمد
گل از نسرین همی پرسد که چون بودی در این غربت؟
همی گوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد
سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی رقصی
به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد
بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
همی زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنیا ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
ببین کان لک لک گویا برآمد بر سر منبر
که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد


(مولوی)

   + سعید ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()

این هم از این!

 الان که در حال نوشتن این یاداشتم، خیلی خسته‌ام. به خاطر این آزمون لعنتی ارشد که امروز صبح برگزار شد و برای یکی مثل من حکایت «سنگی در تاریکی» است. درباره چند و چون سوالها می‌توانم بگویم که زیاد سخت نبودند. با وجود اینکه امسال نسبت به سال ۸۳ خیلی خیلی کمتر درس خواندم(چیزی در حدود یک پنجم) ولی بیشتر راضی‌ام.
فقط خدا برکت بدهد به این جماعت کارشناس‌های بیکار که از قرار معلوم باید از همین الان تا یک روز جمعه صبر کنند تا شاید خود آقا امام زمان بیاید و برایشان کار پیدا کند و گرنه ایجاد فرصت شغلی برای این همه بیکار، بی‌شباهت به معجزه نیست.

این هم چند سطر یادداشت بی‌ربط با آنچه که در بالا خواندید:
بچه‌ها به پنج دلیل دوست داشتنی‌اند: 1) گریه می‌کنند چون گریه کلید بهشت است. 2) قهر که می‌کنند زود آشتی می‌کنند چون کینه ندارند. 3) چیزی که می‌سازند زود خراب می‌کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند. 4) با خاک بازی می‌کنند چون تکبر ندارند. 5) خوراکی که دارند زود می‌خورند و برای فردا نگه نمی‌دارند چون آرزوهای دراز ندارند.

   + سعید ; ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦
comment نظرات ()