saeid online

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

امروز پس از ورود به ای‌میل خودم، دیدم کنار Inbox، عدد (۱) نوشته شده ولی این (۱) با بقیه فرق می‌کند؛ انگار که بوی معرفت از کامپیوتر حس می‌کنم و همین طور هم هست. با باز کردن ای‌میل، در وهله اول از شرمندگی، خجالت کشیدم، اما در عوض کلی روحیه گرفتم. بله! علی‌آقای باوفا یادی از ما کرده و جویای احوال ما و همه بر و بچ شیمی ۷۹ شده؛ فراموش نکنید بیشتر عکسهایی که از خودتان در فوتوبلاگ می‌بینید، مرهون لطف علی‌آقاست، همین «علی عینی‌راد» بود که با در اختیار گذاشتن دوربین دیجیتالی خودش به من فلک‌زده، امکان داشتن عکسهای یادگاری از ترم آخر را برای همه ما فراهم کرد.
من هم از همین جا و به نیابت از همه بچه‌های شیمی۷۹، یک سلام و چند تا ماچ آبدار پیشکش هم‌اتاقی سابق خودم می‌کنم و ضمن آرزوی زندگی سرشار از شادی، ازش می‌خواهم که با ما در تماس باشد.

   + سعید ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

***طـــــنــــز***

وبلاگ ما با وجود اینکه عنوان شیمی را یدک می‌کشد، ولی مفتخر است که خود را نخود هر آشی می‌کند و از هر دری سخن می‌گوید؛ در این یادداشت بر آن شدیم تا مطلب زیر را برای شما بنویسیم:

  1. چاه مکن بهر کسی، خسته میشی
    دیگ به دیگ چیزی نمی‌گه
    شلوار مرد که دو تا شد، حال می‌کنه
    گر صبر کنی، زیر پات علف سبز می‌شه
    جوجه رو هر وقت بشمری جیک جیک می‌کنه
    عیسی به کیش خود، موسی به بندر عباس
    کوه به کوه میرسه، میت رو زمین نمی‌مونه
    آشپز که دوتا شد هیچ کدوم غذا درست نمی‌کنن
    پاتو از گلیمت درازتر نکن، پات دراز میشه....

  2. مشهد: آن مرد با شمع آمد.
    اصفهان: آن مرد پول دارد.
    تهران: آن مرد خالی‌بند است.
    آبادان: آن مرد، آن شب با عینک دودی آمد.
    شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد.
    سنندج: آن مرد سبیل دارد.
    زاهدان: آن مرد را کشتند.
    اردبیل: آن مرد بار برد.
    قزوین: آن مرد با لبخند آمد.
    رشت: آن مرد رفت، بابا آمد!

   + سعید ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

سلام

امروز به دلیل نبود ماده اولیه، شرکت ما تعطیل شد و من ساعت سه و نیم خونه‌مون بودم. حالا هم مشغول ولگردی در دنیای وب؛ بد نیست شما هم بدانید: پر بیننده‌ترین عکس از عکسهای فوتوبلاگ، عکس آقا بهزاد هست با ۳۳ بازدیدکننده! در این باره من حرفی برای گفتن ندارم.
سایت گوگل امکان تازه‌ای به نام video search فراهم کرده که شما می‌توانید از طریق آن به جستجوی کلیپهای ویدئویی بپردازید و اگر گوشی پیشرفته‌ای هم داشته باشید، با ذخیره آنها روی گوشی خود، دیگران را در دیدن آنها سهیم کنید و همیشه در این زمینه از دیگران جلو باشید. من که دلم برای احمدی‌نژاد تنگ شده بود، با جستجوی عنوان ahmadi nejad فقط شمار زیادی کلیپ طنز از رئیس جمهور عزیزمان دیدم که متاسفانه خیلی هم خنده‌دار بودند؛ خداوند بانیان از خدا بی‌خبر این فیلم‌های کذایی را اگر قابل هدایت هستند به راست هدایت کناد و اگر نیستند، هدایت نکناد.
دوستان! اگر شما به تاریخ ایران باستان علاقه‌مند هستید، اگر دوست دارید با چند و چون خط میخی آشنا شوید و اگر دلتان هوای داریوش و کوروش و اردشیر و... را کرده، اینجا را کلیک کنید. (فقط یواش کلیک کنید، مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی‌شان!)

و اما:

زندگی خالی است، آن را پر کن.
زندگی یک مشکل است، با آن روبرو شو.
زندگی یک معادله است، موازنه کن.
زندگی یک معما است، آن را حل کن.
زندگی یک تجربه است، آن را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است، آن را بپذیر.
زندگی یک قایق است، با آن به امواج بزن.
زندگی یک پرسش است، به آن پاسخ بده.
زندگی یک موفقیت است، از آن لذت ببر.
زندگی یک بازی است، برنده باش.
زندگی یک هدیه است، آن را دریافت کن.
زندگی یک دعاست، پیوسته آن را از دل بگذران.
زندگی یک درد است، آن را تحمل کن.

زنـدگـی رودی اسـت در جـریـان و مـن... در حـصــار قــایـــقـم پـــارو زنـــان
رود گـه آرام و گـه پـر جـنــب و جـوش...  مقصدم دریاست در آن سوی دور

   + سعید ; ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

هر ملتی چه چیزی را کشف کردند؟

***************

ترکیه: آنها رنگ موی بلوند را کشف کردند و سعی کردند با تمام وجود از آن استفاده کنند.

مراکشیها: فرانسه را کشف کردند، مدتی به عنوان کارگر در آن مشغول به کار شدند و به این کار ادامه دادند.

آمریکاییها: آمریکاییها کشف کردند که اگر 300 میلیون نفر از مردم آمریکا، سه جور همبرگر، دو جور قهوه، چهار جور عروسک، دو تا حزب و دو جور رئیس جمهور داشته باشند، قطعا مجبور نیستند فکرشان را برای انتخاب کردن خسته کنند و می‌توانند با خیال آسوده تلویزیون نگاه کنند.

انگلیسیها: انگلیسیها کشف کردند که اگر آمریکاییها مقتدرترین نیرو، فرانسویها آزادترین جامعه، سوئیسیها به عنوان ثروتمندترین کشور و ایتالیاییها زیباترین تولیدکننده زیبایی در دنیا باشند، آنها می‌توانند قدرتمندترین و دموکراتترین و ثروتمندترین کشور را داشته باشند.

عراقیها: عراقیها کشف کردند که اگر بخواهند کسی واقعا کشته شود می‌توانند سرش را از بدنش جدا کنند، وگرنه معلوم نیست دوباره زنده شود.

مصریها: کشف کردند که اگر اجساد پادشاهان را مومیایی کنند و زیر خروارها سنگ دفن کنند، این پادشاه دیگر دست از حکومت کردن برمی‌دارد و کسی دیگر پادشاه می‌شود.

ایرانیها: کشف کردند که اگر به جای اینکه با برگزاری یک انتخابات عادی که 2 میلیارد هزینه دارد، دولت را تغییر دهند، می‌توانند هر بیست سالی با یک انقلاب که 100 میلیارد هزینه دارد حکومت را تغییر دهند، در این حالت هم دلشان خنک می‌شود و هم پول نفت یک جوری مصرف می‌شود.

ارمنیها: کشف کردند که بهترین مصرف‌کننده مشروبات خانگی آنان مسلمانان هستند، و به همین دلیل همیشه می‌توانند از دست ترکها به ایرانیان پناه بیاورند.

آلمانیها: کشف کردند که اگر دقیقترین و قدرتمندترین خودروی دنیا را بسازند، می‌توانند مطمئن باشند که بازار جهانی خودرو در اختیار ژاپنیها خواهد بود.

بلژیکیها: کشف کردند که برای اداره یک کشور نه میلیون نفری، یک پادشاه، سه زبان، چهار دولت و دویست وزارتخانه کافی است و لازم نیست دولت را از این بزرگتر کنند.

سوئدیها: سوئدیها با یک مشکل جدی همواره مواجه بودند، هر وقت می‌خواستند چیزی را کشف کنند زمستان می‌شد و باید می‌رفتند داخل خانه و به همین دلیل چیزهای زیادی کشف نکردند.

چینیها: چینیها در دوران کمونیسم قبلی کشف کردند که اگر همه یک میلیارد و خرده‌ای میلیون جمعیت این کشور یک جور لباس بپوشند، تعداد مخالفان حکومت کمتر می‌شود.

ژاپنیها: کشف کردند که برای استفاده از دوربینهایی که تولید می‌کنند، لازم است همیشه ده درصد جمعیت این کشور در خیابان شانزه لیزه پاریس مشغول عکاسی باشند.

سوریه ایها: آنها کشف کردند که اگر مخالفان حکومت را بکشند هزینه کمتری نسبت به زندانی کردن آنها دارد.

ایتالیاییها: رادیو را کشف کردند، وسیله‌ای که می‌توانست روزی 24 ساعت بلاانقطاع حرف بزند.

اسپانیاییها: کشف کردند که اگر پارچه قرمز را جلوی چشم گاو بگیرید، حتما به طرف آن حمله می‌کند.

«از یادداشت‌های طنز اب.ر.ا.ه.ی.م ن.ب.و..ی»

   + سعید ; ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

التماس دعا...


   + سعید ; ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

از هرچه بگذریم سخن شیمی خوشتر است!

چسبها
هر چند چسب بیشتر برای آبنوس‌کاران و صحافان و برای چسباندن قطعات چوبی یا کاغذی به کار می‌رفت، اما بتدریج دامنه کاربرد آن گسترش یافت، به طوری که امروزه به جای استفاده از میخ، پیچ، بست و... برای چسباندن قطعه‌های فلزی، چوبی و کائوچویی، از بخاری گرفته تا ساخت اسباب‌بازی، صنایع مونتاژ و حتا برخی از قسمتهای هواپیماهای مافوق صوت، چسبهای گوناگون و ویژه‌ای که ساخته می‌شوند، به کار می‌روند.

طبقه‌بندی چسبها
۱) چسبهای گیاهی
شامل چسب نشاسته، دکسترین، سرشیم، دکسترین و نشاسته که از چسبهای محلول در آب‌ هستند و برای چسباندن کاغذ، مقوا، چوب و ... به کار می‌روند.
۲) چسبهای حیوانی
ژلاتین که از اندام جانوران از جمله استخوان تهیه می‌شود و قدرت چسبانندگی آن از چسبهای گیاهی بیشتر است و بیشتر برای ساخت فیلم عکاسی و پوشش کپسول موارد دارویی کاربرد دارد. سرشیم حیوانی که مانند ژلاتین است ولی درصد گلوبین آن کم است و از استخوان، پوست و یا شیر جانوران تهیه می‌شود و در نجاری، کارتن سازی، کبریت‌سازی، تهیه کاغذ سمباده و غیره به کار می‌رود.
۳) چسبهای کانی
مانند فسفاتها و سیلیکاتهای قلیایی که در چسباندن اشیای سرامیکی، کوارتزی و شیشه‌ای کاربرد دارند و برخلاف چسبهای گیاهی و حیوانی در برابر گرما و آب مقاوم‌اند. از این رو از آنها در ساختن اجاقهای برقی و گازی و آجرهای نسوز استفاده می‌شود.
۴) چسبهای سنتزی
الاستومرها: شامل چسبهای کائوچویی که در صنایع کشتی‌سازی و هواپیماسازی کاربرد دارند. مانند چسب لاستیک که محلول کائوچو در بنزین است و یا چسب «اوهو» و مشابه آن که از مشتقات وینیلی در حلالهایی مانند استون و استو استیک اسید به دست می‌آید. این نوع چسبها توانایی چسباندن همه چیز غیر از لاستیک را دارند. از این رو، کاربردهای گوناگون و مهمی در صنعت، تجارت و خانه‌ها پیدا کرده‌اند.
ترموپلاستها: که شامل پلی‌اکریل و سیانو اکریلاتها هستند که به «چسب فوری» شناخته می‌شوند و پیوند محکمی بین قطعات گوناگون ایجاد می‌کنند؛ در حد چسبهای اپوکسی.
چسب اپوکسی: که از تراکم دی فنیلو پروپان و اپیکلر هیدرین ساخته می‌شود. نوعی از آن که به نام چسب دوقلو متداول است دارای دو قسمت است: یکی ماده چسب‌دار و دیگری یک کاتالیزور که موجب تغییر در ماده چسب‌دار و چسبانندگی آن می‌شود. چسبانندگی چسب اپوکسی بسیار زیاد است و در هواپیماسازی، ساختن اتاق خودروها، و پل‌سازی کاربرد دارد.
نوار چسبها: جنس این نوع نوارها ممکن است از پارچه، کاغذ، طلق، و یا پلاستیک پلی‌کلرید وینیل باشد که به چسبهایی مانند چسبهای کائوچویی و سرشیم آغشته شده‌اند.
چسب بتونه‌ای
بتونه‌ها، خمیرهای نرم و چسبناکی‌اند که به کندی در هوا خشک می‌شوند و برای پرکردن شکافها و سوراخها بویژه در بخاری مصرف می‌شود. مهمترین انواع بتونه‌ها عبارتند از:
بتونه شیشه: که از مخلوط پودر کلسیم کربنات و روغن کتان تهیه می‌شود و در هوا به سرعت خشک و سخت می‌شود. اما پس از سخت شدن، دوباره در روغن کتان به صورت خمیر نرم و قابل استفاده در می‌آید.
بتونه آبی: که در تهیه آکواریم کاربرد دارد و از مخلوط کردن پودر اکسید سرب (PbO) با روغن کتان بدست می‌آید.
بتونه گلسیرین و اکسید سرب: از اختلاط اکسید سرب و گلسیرین تهیه می‌شود و در مقابل آب، اسید و قلیا مقاوم است و پس از 45 دقیقه سفت می‌شود و برای بتونه کردن چوب، شیشه، چینی، سرامیک و اشیای سنگی مصرف دارد.
گرد بتونه: که به صورت آرد سفید رنگی شامل چهار قسمت گچ پخته و یک قسمت صمغ عربی است و هنگام استفاده آن را در آب و یا محلول بوریک اسید به صورت خمیر در می‌آورند و با آن اشیای ظریف ساخته شده از سنگ سفید، چینی و شاخ سفید را بتونه می‌کنند.

   + سعید ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

ماه مهر...

به مناسبت اول مهر و بازگشایی مدرسه‌ها، شعر زیبایی از یکی از شاعران معاصر انتخاب کرده بودم که به دلایلی نشد آن را به‌موقع بارگذاری کنم؛ هر چی فکر کردم نتونستم از این شعر بگذرم و دوست دارم تا شما هم در خواندن آن سهیم باشید:

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پندآموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می‌درید
تا درون نیمکت جا می‌شدیم
ما پر از تصمیم کبری می‌شدیم
پاک‌کنهایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه‌هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم
یاد آن آموزگار سا‌ده‌پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

«محمد علی حریری جهرمی»

   + سعید ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

بی عنوان

سلام، اگر اشتباه نکنم بیشتر از یک ماه هست که سعادت به روز رسانی وبلاگ نصیبم نشده و ما هم دل آزرده از این کم سعادتی! خب دیگه، مشکلات هم بر ما مستولی شده و ما را یارای غلبه بر آنها نیست. بگذریم، اجازه بدهید خاطر شیرین‌مان را با نمکهای زندگی تلخ نکنیم! یادداشت‌های زیادی به مناسبت‌های گوناگون از جمله بازگشایی دانشگاه‌ها برای بارگذاری در وبلاگ آماده کرده بودم که به علل نامعلومی، نشد که بشود. الان هم تاریخ مصرف اونها به سر آمده ؛ هفته گذشته من و ایمان و رضا رفته بودیم تهران تا در آزمون شرکت پتروشیمی جم شرکت کنیم. من که بدون هیچ‌گونه آمادگی قبلی؛ ولی می‌دونم که ایمان بیکار بوده و بد جوری خودش و کتابها را ترکانده. (من در همینجا و در همین پرانتز خدمت شما بگویم که پرشین بلاگ، وبلاگ‌نویسان را در راستای پاسداشت زبان فلرسی، به شدت از به کار بردن زبان گفتاری نهی می‌کند و ما هم در همان راستا، از به کار بردن زبان مذکور خودداری می‌کنیم. و اگر می‌بینید که یادداشتهای ما خیلی خشک و رسمی شده‌اند، ببخشید.) میثم هم از طریق SMS جویای حال ما هست و به همه شما سلام می‌رساند. تا بعد خدا نگهدار ما و شما.

   + سعید ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()

Hamshagerdi salam!

Nemidoonam chera persianblog passworde mano nemishnase va be hamin khater weblog be rooz nashode. Ta baad...

این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + سعید ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥
comment نظرات ()