saeid online

فقط محض اطلاع


 اگر دوست دارید بدانید مسجد جمکران از کجا آمده و  پیشینه آن چیست، اینجا را کلیک کنید.

   + سعید ; ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥
comment نظرات ()

تقدیم به دوستداران راه معرفت

نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم، نه چنانم که تو گویی، نه چنینم که تو خوانی، نه آن‌گونه که گفتند و شنیدی نه سمایم، نه زمینم، نه به زنجیر کسی بسته و برده دینم؛ نه سرابم، نه برای دل تنهایی تو جام شرابم، نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستاده پیرم، نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم؛ نه جهنم نه بهشتم، نه چنین است سرنوشتم. این سخن را از امروز نه گفتم، نه نوشتم، بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هو، نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو، گر به این نقطه رسیدی به تو سربسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهربار جهان را، آنچه گفتند سرودند. تو آنی، تو خود جان جهانی، گر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره‌زنانی، تو ندانی که خود آن نقطه عشقی، تو اسرار نهانی. همه جا تو نه یک جای، نه یک پای، همه‌ای، با همه‌ای، هم‌همه‌ای، تو سکوتی، تو خود باغ بهشتی، ملکوتی، تو خود آمده از فلسفه چون و چرایی. به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی؛ در همه افلاک خدایی، نه که جزئی، نه چون آب در اندام بسویی، خود اویی، به خود آی تا به در خانه متروکه هر عابد و زاهد ننشینی و بجز شعشعه پرتو خود هیچ نبینی و گل وصل بچینی.

به خود آ.

   + سعید ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٥
comment نظرات ()

سلام

پس از نزدیک یک ماه دوری از دنیای مجازی، بالاخره امروز موفق شدم پس از یک گشت و گذار کوتاه در وب‌سایتها و وبلاگهای مورد علاقه، دستی به سر و گوش وبلاگ بی‌نوایمان بکشم.
مدت زیادی هست که از بر و بچ بی‌خبرم و در اولین فرصت باید با دوستانی که بیشتر از یک سال هست ندیدمشان، تماسی تازه کنم!
یک خبر خوشحال‌کننده و البته دست چندم این که: میثم در آزمون کارشناسی ارشد قبول شده ولی نمی‌دونم کدام دانشگاه و کدام گرایش؛ خبر خوشحال‌کننده دیگر اینکه: داداش ما هم مهندسی مکانیک دانشگاه یزد قبول شده و سه‌شنبه همین هفته باید نام‌نویسی کنه و من به احتمال زیاد یک سفر به یزد در پیش دارم و اگر مهدی خوبی اونجا باشه، بتونم ببینمش. چه شود!
خدمت دوستان عرض کنم که تا اطلاع ثانوی از تماس تلفنی با من خودداری کنند چون ما به خانه تازه اسبا‌ب‌کشی کرده‌ایم و الان هم به علت تعمیرات مختصر، تلفن خانه ما قطع می‌باشد. اما می‌توانید ای‌میل یا اس‌ام‌اس بفرستید و جویای حال بی‌حال ما باشید.
دو سه تا از عکس‌های اصفهان را در فوتوبلاگ بارگذاری کرده‌ام؛ می‌تونید ببینید.
زیاده عرضی نیست، در پناه خدا کامران باشید.

   + سعید ; ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ شهریور ۱۳۸٥
comment نظرات ()

دیدار دوباره با دوستان پس از یک سال و نیم

امروز من اومدم دانشگاه صنعتی اصفهان تا بهزاد و احمد رو ببینم. الان من و بهزاد و احمد تو سایت کامپیوتر دانشکده شیمی نشستیم و مشغول وبگردی هستیم. اینجا هیچ کسی نیست که مثل دانشگاه اراک پاچه آدم رو بگیره و گیر بده؛ لازم نیست برای نیم ساعت کار با کامپیوتر از چند هفته پیش نوبت بگیری و تازه با سرعت پایین با ایتنرنت کار بکنی؛ هم نگهبانها و هم راننده‌های اینجا خوش‌برخورد هستند. (برعکس دانشگاه اراک)
اگه عمری باقی بود در روزهای آینده عکس‌های این سفر یک روزه رو برای شما در فوتوبلاگ بارگذاری می‌کنم.

   + سعید ; ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ شهریور ۱۳۸٥
comment نظرات ()