saeid online

به مناسبت سی‌امين سالگرد درگذشت علی شريعتی:


نمی‌دانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نمی‌خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.
ولی ای کاش از خاک گلويم سوتکی سازد؛
گلويم سوتکی باشد به دست کودکی ولگرد و بازيگوش
که يکريز و پی در پی، دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد
تا بدين‌سان آشفته‌خواب ديدگان خفته را آشفته‌تر سازد.

 

   + سعید ; ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

رابطه شخصیت با شکل خوابیدن (از وبلاگ دیگران)



درجمع مانند یک فرد واقعی به نظر می‌آیید ولی خیلی تودار، خجالتی و ضعیف هستید. سعی می‌کنید که رازدار باشید، اگر با مشکلی روبرو شوید ترجیح می‌دهید پیش خودتان نگه دارید تا به کسی بگویید. تعجبی نیست که در خواب هم اخم می‌کنید.



خیلی باهوش هستید و مشتاق یادگیری، هنوز بعضی وقتها ذهنتان آکنده از عقاید غیرعادی است که مردم به سختی از آنها پیروی می‌کنند. از خانواده‌تان به خوبی مراقبت می‌کنید. مشکل این است که بندرت کسی را دوست می‌دارید و کمی مشکل‌پسند هستید.


 
هرکس که به این شکل می‌خوابد دل‌مشغولی دارد و در پذیرفتن تغییرات دچار مشکل می‌شود. تنهایی برتری شماست. هنوز چگونگی آزادیتان در آستانه تحمل شماست.



احساس تنهایی و افسردگی می‌کنید چون فکر و ذکرتان معطوف ناکامیها و شکستهای گذشته است. دو دل و مردد هستید و این گمان را در دیگران ایجاد می‌کنید که عشق در زندگی شما گم شده است.



خودخواه و کینه‌توز واژه‌هایی است که شما را توصیف می‌کند. اطرافیانتان مراقب هستند که پای شما را لگد نکنند، چرا که شما به راحتی عصبانی می‌شوید.


 
خیلی بهانه‌گیر هستید و همیشه می‌نالید و شکایت می‌کنید. شاید نام دوم شما (عصبانی) باشد. به آسانی عصبانی می‌شوید و به خاطر مسائل کوچک بیش از حد هیجان زده می‌شوید. زندگی معامله آنچنان بزرگی نیست، یاد بگیرید که راحت باشید.



 
شباهت زیادی به حالت قبل دارید. خیلی فهمیده، مودب، محترم و مهربان هستید. خوب هیچ چیزی کامل نیست، اعتماد خود را تقویت کنید و یاد بگیرید که اشتباه یا نقایص خود را بپذیرید. در این صورت شاد خواهید بود.


 
شما انسان مطمئنی هستید. درهر کاری که به عهده بگیرید به دلیل کوشش بی‌امان موفق خواهید شد. می‌گویند کسانی که به پهلوی راست می‌خوابند و بازوی راستشان زیر سرشان است، آینده خوب و قدرت در انتظارشان است.



 
چه روح آزادی خواهی! این حالت هویت واقعی شما را نشان می‌دهد. دلداری، عشق، زیبایی و پرستش. همینطور خیلی ولخرج هستید اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول بدست می‌آورید. عادت بد شما این است که کمی کنجکاو هستید و به نظر می‌رسد که از شایعه‌پراکنی لذت می‌برید.



 
مثل اینکه کوته‌فکر هستید، همینطور خیلی خودمختار و خودرای و همیشه مردم را مجبور به برآورده کردن نیازهای خودتان می‌کنید. شاید بی‌پروا و بی‌هدف هم هستید.

   + سعید ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

دوسالگی shimi79.persianblog


در آستانه جشن تولد دوساله شدن وبلاگ shimi79 تصمیم گرفتم که شما بینندگان عزیز را در جریان آماری که سایت پرشین‌استت به‌طور رایگان در اختیار همه وبلاگهای پرشین‌بلاگ می‌گذارد، قرار دهم. البته یادآوری کنم که این آمارگیری، از تاریخ سوم اسفند 1384 شروع شده است:

تعداد کل بازدیدها از دو سال گذشته تا کنون:
۴۳۴۵ بازدید

تعداد بازدیدها از سوم اسفند ۸۴ (از زمان فعال شدن آمارگیری) تا کنون:
۱۲۲۵ بازدید

پر بیننده‌ترین روز:
سه‌شنبه دوم خرداد 1385 (با ۲۶ بازدیدکننده)

موقعیت جغرافیایی بازدیدکنندگان و آمار بازدیدهای هر کشور:
ایران: ۱۱۷۰ بازدید
امارات متحده عربی: ۱۱ بازدید
آلمان: ۱۱ بازدید
امریکا: ۶ بازدید
کویت: ۴ بازدید
فرانسه: ۳ بازدید
بلژیک: ۳ بازدید
عراق: ۳ بازدید
یونان: ۳ بازدید
انگلستان: ۳ بازدید
کشورهای دیگر: ۸ بازدید

موقعیت آخرین بازدیدکنندگان ایرانی:
مرکز انفورماتیک دانشگاه تهران
دانشگاه اراک (چندین بار)
یزد
اراک
نوشهر
اصفهان
قم
و ...

نحوه ورود بازدیدکنندگان:
به‌شکل مستقیم: ۷۵۴ مرتیه
به واسطه لینک به وبلاگ شما در پایگاههای دیگر: ۱۸۸ مرتبه
جستجو در موتورهای جستجوگر: ۲۸۵ مرتبه

   + سعید ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

لینکهای هفته

همان طور که می‌دانید با آغاز جام جهانی تب فوتبال در بین همه بد جوری بالا رفته و این روزها، هر کسی از دید خود به این قضیه نگاه می‌کند. با شکست تیم ایران از مکزیک، برخی که معلوم نیست به یک‌باره از کجا پیدایشان شد، به گونه‌ای به نقد از بازیکنان و مربیان پرداختند که متاسفانه از منطق و انصاف دور شدند. من در اینجا نه قصد دفاع از تیم ایران را دارم و نه قصد پرت و پلا گفتن، ولی یکی از این مزخرفات را بخوانید که در روزنامه شرق سه‌شنبه ۲۳ خرداد، صفحه‌۲۵ نوشته شده است:
«اگر دستمزد مربی بزرگ را نداشتیم که بپردازیم، کاش به آنچه خودمان داشتیم قناعت می‌کردیم. (همین آقایون با آمدن مربی ایرانی، به جزع فزع می‌افتند که ای داد! ای بیداد! ما از دانش روز عقب افتادیم و یکی به داد ما برسد...!) کاش جای تمام اطرافیان زیر آب‌نزن برانکو، یک علی پروین با حربه‌های برانگیزاننده‌اش کنار سرمربی نشسته بود. (همین آقای پروین تا چند وقت پیش از سوی همین کارشناسان به انگل و آفت فوتبال ایران متهم شده بود.) کاش سرمربی پس از شکستها حرف نزند و میخهای تکراری‌اش را توی اعصاب ملت فرو نکند. (مثل اینکه این آقا فراموش کرده با این جفنگیات، در حال فروکردن میخ بزرگتری در کله مردم است.) کاش خودمان بودیم منهای دانش تو. کاش بلازویچ در جام جهانی ۹۸ از دستیار دیگری کمک می‌گرفت و جام جهانی دو دوره بعد را برای این مردم زهر نمی‌کرد. (یادآوری کنم که برانکو، دستیار بلازویچ در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ بود و ما در جام جهانی ۱۹۹۸ آقایان جلال طالبی و بیژن ذوالفقارنسب را به‌عنوان سرمربی داشتیم. اما وقتی که عقل از کله این آقای محترم بپرد و بیش از حد احساسی شوند، یادشان می‌رود که برانکو از چه زمانی سرمربی تیم ملی بوده.)
اضافه کنم که یادداشتهای درون پراتنز را خودم نوشته‌ام.

اما همه این‌ها را گفتم تا برسیم به لینک‌های این هفته؛ گفتم بهتر است تا این هفته لینکهای فوتبالی به شما معرفی کنم:
لینک اول: فوتبال ایران و جهان در footballir2006.persianblog
لینک دوم: وب‌سایت فیفا. در اینجا می‌توانید آخرین اخبار بازیهای جام جهانی و عکسهای زیبای این جام را به دور از هرگونه حب و بغض ببینید.

بدرود.

   + سعید ; ٤:٤۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

شعــــر!


گفتم که شیرین منی ... گفتی تو فـرهـادی مــگر!
گفتم خرابت می‌شوم... گفــتی تــو آبــادی مــگــر!
گفتم ندادی دل به من... گفتی تو جــان دادی مگر!
گفتم ز کویت مـــی‌روم... گفتی تــــو آزادی مــگــر!
گفتم خموشــم سالها... گفتــــی تـو فریادی مگـر!
گفتم فراموشم مکــن... گفتی تـــو در یـــادی مـگر!
گفتم که بر بادم مـده... گفتـــی نه بر بـادی مـگـــر!
گفتم که این شعرم بخوان... گفتی که علافم مگـر!

 

   + سعید ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

ایران چی کارش می‌کنه...

می‌دانم که همه شما می‌دانید نتیجه بازی ایران و مکزیک چند چند شده و بنابراین با توجه به معیارهای عقلی و منطقی و شرعی نیازی به گفتن آن نیست. چون از در و دیوار این مملکت، فوتبال در حال باریدن هست، گفتم شاید نیازی به نوشتن در این باره نباشد. اما نوشته‌ زیر را که به قلم ا. ن.ب.و.ی است، پیشنهاد می‌کنم:

  • اگر پیروز شده بودیم!
    ایران چی کارش کرده، سوراخ سوراخش کرده
    باز هم روح خفته ایرانی به خود آمد و فرزندان کورش و داریوش با قدرت نشان دادند که پرچم پرافتخار ایران عزیز را با وجود همه مشکلات بر بامهای افتخارات جهان برمی‌افرازند. ایران که در رده‌بندی فیفا تیم 23 جدول است، توانست با افتخار و سربلندی و غیرت و جوانمردی بازیکنان خود، تیم 14 جدول یعنی مکزیک را شکست دهد و ثابت کند که پشت همه این رده‌بندیها دستهای قدرتمندان مستکبری است که هرچه می‌خواهند می‌کنند و جز در میدان نبرد و مبارزه نمی‌توان مشت محکمی به دهان آنان زد.
    در راستای پیروزی تیم ملی ایران بر تیم مکزیک، محمود احمدی‌نژاد، اعلام کرد که برای پیروزی تیم ملی دعا کرده است و این پیروزی را حاصل باور ایرانیان به خودباوری و توانایی ایرانیان در دستیابی به قله‌های افتخار از جمله دفاع از انرژی هسته‌ای به عنوان حق مسلم ملت دانستند. ریاست مجلس نیز در پیامی جداگانه پیروزی تیم ایران بر مکزیک را حاصل وحدت و همدلی میان بازیکنان و روسای فدراسیون و مربی نام‌آشنای آن دانست.
    بلافاصله پس از سوت پایان بازی و اعلام پیروزی پرافتخار تیم ایران، مردم تمام شهرهای ایران به خیابان ریختند. در تهران میلیونها ایرانی درحالی که پرچم سه رنگ ایران را در دست داشتند و بوق می‌زدند، مورد حمله پلیس قرار گرفتند. شهر تهران امروز یکسره خنده و شادی بود و مردم یک بار دیگر پس از دستیابی به انرژی هسته‌ای، به حق دیگر این ملت که همانا دستیابی به جام جهانی است دست یافتند. مردم فریاد می‌زدند: ایران چی کارش کرده، سوراخ سوراخش کرده و در حالی که عکسهای علی دایی و مهدوی‌کیا را در دست داشتند تا پاسی از نیمه شب به جشن پیروزی ادامه دادند.
    استاد شنبلیله مفسر ورزشی کشورمان، پیروزی ایران را حاصل کار مربی حرفه‌ای کشور، حضور قدرتمند علی دایی، مهدوی‌کیا و کریمی دانست و اعلام کرد وجود برخی اشتباهات توسط دروازه‌بان قدرتمند تیم ملی طبیعی است و این، نمک بازی است. استاد شنبلیله گفت: تعویض نشدن بازیکنان در نیمه دوم سبب شد تا تیم بتواند در بهترین حالت به بازی ادامه دهد. وی گفت: با این پیروزی، اگر تیم پرتقال با نتیجه سه بر صفر از آنگولا ببازد و ما با نتیجه یک بر صفر از پرتقال ببازیم و به آنگولا هم هفت گل بزنیم به عنوان تیم اول گروه D صعود می‌کنیم و راهی طولانی ولی لذت‌بخش را تا رسیدن به جام در پیش خواهیم داشت.
    همچنین علی دایی، کاپیتان قدرتمند ایران این پیروزی را حاصل کار تیمی و بویژه کار هاشمیان و علی کریمی دانست. علی کریمی گفت این پیروزی را مدیون مهدوی‌کیا هستیم، اما مهدوی‌کیا گفت که اگر میرزاپور در دروازه نبود، ما شکست می‌خوردیم.
    و اینک به این پرسش پاسخ دهیم که چرا ما پیروز شدیم؟
    1) تعویض نشدن بازیکنان تیم در نیمه دوم عامل پیروزی بود.
    2) حضور علی دایی در تیم و محور بودن او به عنوان هماهنگ‌کننده تیم عامل پیروزی بود.
    3) حمایت دولت و مجلس از تیم ملی، تیم را در موقعیت سیاسی قدرتمندی قرار داد.
    4) تشویق تماشاگران ایرانی از تیم ملی بسیار هماهنگ و عالی بود.
    5) بازی دفاعی خوب و استفاده به موقع از ضد حمله‌ها عامل پیروزی بود.

 

  • حالا که شکست خوردیم:
    باختیم، اما می بریم.
    شکست در برابر تیم پرقدرتی مانند مکزیک برای تیم ایران طبیعی است، طبیعی است که ما به عنوان تیم ۲۳‌ام از تیم رده 14 جدول مانند مکزیک ببازیم، اما ما ایرانیان همیشه زمانی که احساس کنیم باید پیروز شویم، پیروز خواهیم شد. چنین احساسی را ما در برابر مکزیک نداشتیم، اما در برابر پرتقال که جز فیگو و رونالدو کسی را ندارد و تیم کم‌تحرکی است قطعا پیروز خواهیم شد. ما هفتاد دقیقه دویدیم، اما داوری مغرضانه ایتالیاییهایی که ضدیت خود را با ایران نشان داده‌اند و تجمع علیه ایرانیان همزمان با بازی، دست به دست هم داد و اگر چه شکست خوردیم، اما نشان دادیم که حتا در مقابل تیمی مانند مکزیک هم می‌توانیم تا هفتاد دقیقه محکم بایستیم؛ در بازی پرتقال چهره دیگری از ایران آشکار خواهد شد. این شکست مقدمه یک پیروزی بزرگ است.
    در راستای شکست تیم ملی ایران از مکزیک، محمود احمدی‌‌نژاد اعلام کرد که بزودی از استانهای کرمان و یزد دیدار می‌کند و گفت که چون چشمهایش بخاطر عزاداری درد می‌کند موفق به دیدن بازی ایران و مکزیک نشده و نتیجه بازی را در تماس تلفنی با هوگو چاوز از وی خواهد پرسید. ریاست مجلس نیز اعلام کرد که مکزیک یکی از قربانیان سیاستهای آمریکاست و با توجه به اینکه دولت مستکبر آمریکا تصمیم به اخراج کارگران مکزیکی گرفته است، تیم ملی ایران نمی‌خواست مشکلی بر مشکلات این کشور دوست و برادر اضافه کند، وی گفت: اما ما هرگز فراموش نمی‌کنیم که پرتقالیها اولین استعمارگرانی بودند که به ایران حمله کردند و بزودی انتقام آنها را خواهیم گرفت. وی گفت شکست تیم ایران از مکزیک به دلیل استفاده از مربی بیگانه بوده و ما باید از مربیان نام‌آشنای ایرانی استفاده کنیم.
    در پی اعلام خبر شکست تیم ملی ایران از مکزیک مردم قهرمان ایران از خیابانها بیرون آمدند و به مهمانی رفتند. گروههایی از مردم اعلام کردند که یکی از زشت‌ترین کارهای دنیا این است که وقتی تیم ملی کشور پیروز می‌شود، مردم به خیابان بیایند و رفتارهای خلاف قاعده کنند. نیروی انتظامی ضمن ابراز ناراحتی از شکست تیم ملی اعلام کرد که این نیرو از شادمانی جمعی مردم حمایت می‌کند. اما در صورتی که ایران از پرتقال ببرد با کسانی که به خیابان بیایند برخورد شدید خواهد شد.
    استاد شنبلیله مفسر ورزشی کشورمان شکست ایران از مکزیک را حاصل برنامه مربی غیرحرفه‌ای کشور، حضور ضعیف علی دایی، حضور کمرنگ مهدوی‌کیا و بازی آشفته علی کریمی دانست و اعلام کرد وجود برخی اشتباهات توسط دروازه‌بان پر اشتباه تیم ملی غیرطبیعی است و سبب شکست تیم ملی شده است. استاد شنبلیله گفت: با این شکست از مکزیک، چون تیم پرتقال با نتیجه سه بر صفر از آنگولا می‌بازد و ما با نتیجه دو بر صفر از پرتقال می‌بریم و به آنگولا هم پنج گل می‌زنیم و مکزیک و پرتقال هم مساوی می‌کنند، ما به عنوان تیم اول گروه D صعود می کنیم و راهی دراز ولی پر زحمت را تا رسیدن به جام در پیش خواهیم داشت.
    همچنین علی دایی، کاپیتان قدرتمند ایران این شکست را حاصل اشتباه دفاع و دروازه‌بان دانست. کریمی گفت علی دایی باید بهتر بازی می کرد، اما میرزاپور گفت که مربی تیم، اشتباهات سهمناکی کرد.
    و اینک به این پرسش پاسخ دهیم که چرا ما شکست خوردیم؟
    1) تعویض نشدن بازیکنان تیم در نیمه دوم عامل شکست بود.
    2) حضور علی دایی در تیم و محور بودن او به عنوان هماهنگ‌کننده تیم عامل شکست بود.
    3) حمایت دولت و مجلس از تیم ملی، باعث موقعیت ضعیف تیم شد.
    4) تشویق تماشاگران ایرانی از تیم ملی بسیار ضعیف و بد بود.
    5) بازی دفاعی و استفاده نکردن به موقع از ضدحمله‌ها عامل شکست بود.

   + سعید ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

رفیق بد، زغال خوب!

چند روز پیش که مشغول وب‌گردی و صد البته ول‌گردی بودم، در یکی از وبلاگها آداب و رسوم قلیان کشیدن (نه به‌طور کامل) برای آشنایی هر چه بیشتر شما جویندگان طریق معرفت و رهروان راه رفیق‌بازی نوشته شده بود. با عنایت به اینکه بنده حقیر نیز در مدت چهار سال زندگی در خوابگاه (خوابگاه که نه! بهتر است به‌جای واژه غریب و نامانوس خوابگاه، بگوییم ندامتگاه تا حق مطلب ادا شود.) و در سایه دوستی با دوستان این کاره، توفیق زیارت انواع قلیان و تنباکوی میوه‌ای و برازجانی و زغال خودسوز و جکسون و... را داشتم، بر خود لازم و واجب دیدم تا با کامل کردن این مطلب و ارائه آن به شما، دین خود را به این رفیق شفیق ادا کنم و نقش هر چند ناچیز در شناساندن این افسونگر بزم‌آرا به شما داشته باشم.
نمی‌دانم این قلیان چه رازی در دل دارد (بهتر است بگویم چه کرمی دارد!) که پس از هر بار شب‌نشینی و پروانه‌وار دور آن چرخیدن، برای چاق کردن دوباره و بلکه چندین و چند باره آن، همه مشتاق‌اند و به نوعی لح‌لح می‌زنند؛ و با وجود اینکه ما دفعات بی‌شمار و به بهانه‌های گوناگون، گرد قلیان جمع می‌شدیم، ولی به طرز کار آن پی نبردیم و نفهمیدیم چرا قلیان این‌جوری طراحی شده و چه می‌شود که با هر بار بوسه بر شیلنگ خوش خط و خال آن، دود تنباکو وارد حلق آدمیزاد می‌شود! جل‌الخالق!
فکر می‌کنم برای پی بردن به مکانیسم کار قلیان باید بر جمیع جهات مکانیک سیالات تسلط داشت که ما نداریم و این مساله بغرنج می‌تواند سوژه مناسبی باشد برای پژوهشگران و در کردن مقاله‌ای در مجامع علمی جهان! (قابل توجه مهندس حسین امانی، پدر مهندسی شیمی ایران!)
و اما برویم سر اصل مطلب:

اصول کشیدن قلیان
۱) اولین نکته‌ای که شما قلیان‌کشهای عزیز باید بدانید، این است که قلیان را باید دسته‌جمعی کشید و خیلی از بزرگان وادی قلیان‌کشی، استعمال آن را به تنهایی جایز نمی‌دانند و بر بعد اجتماعی قلیان در راستای آشنایی برادران دانشجو با یکدیگر و تبادل تجربیات هنگام قلیان کشیدن تاکید می‌کنند. در واقع، یکی از محاسن محفلهای این‌چنینی این است که شما و دوستانتان به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شوید و از احوال همدیگر باخبر؛ در این‌جاست که نشئگی هم مزید بر علت شده و هر یک از شما، شروع به خاطره‌گفتن می‌کند، چه بسیار خاطرات و تجربیاتی که هیچ‌گونه نمود خارجی نداشته‌اند و تنها در دنیای هپروت قابل لمس هستند و هر چیزی که شما فکرش را بکنید شامل می‌شود: از سفر به ناکجا آباد گرفته تا دعوای چند روز پیش با لشکر قمر بنی‌هاشم و دوست شدن با ملکه بریتانیا و چه و چه و ...

۲) دوم اینکه فراموش نکنید همیشه و در همه جا، باید بزرگترین فرد حاضر در محفل (مراد از بزرگترین، مسن‌ترین است نه گنده‌ترین.) شروع به کشیدن قلیان کند یا به عبارت بهتر آن را راه بیندازد؛ (به عبارت بهترتر آن را چاق کند.)
بزرگتر می‌تواند به میل خود، این مسئولیت خطیر را به فرد دیگری که حداقل مدت نیم‌ساعت از حضور وی در جمع می‌گذرد، واگذار کند.

۳) رعایت نوبت هنگام قلیان کشیدن واجب است، آن هم واجب عینی نه کفایی، یعنی تک تک افراد باید بدانند پس از هر بار که قلیان یک دور کامل چرخید، نوبتشان می‌شود و هیچ‌کس نباید از اول یا وسط یا آخر حلقه، یکدفعه قلیان را بگیرد. احوط آن است که جهت چرخش قلیان، ساعتگرد باشد و هر کس که سهم خود را کشید، شیلنگ قلیان را به نفر سمت راست خود بدهد.

۴) کسی که شیلنگ قلیان را از نفر قبلی می‌گیرد، بهتر است به نوعی از او تشکر کند؛ لازم به یادآوری است که این تشکر زبانی نیست و بیشتر به این صورت انجام می‌شود که قبل از گرفتن شیلنگ، انگشتان دست خود را پشت دست طرف قبلی می‌زنند.

۵) لازم است هر کس با توجه به شمار نفراتی که قلیان می‌کشند، زمان پک زدن خود را میزان کند و طوری نباشد که دیگران معطل او شوند.

۶) همه کسانی که دور قلیان نشسته‌اند باید قلیان بکشند حتا به مقدار یک پک، و اگر کسی بگوید که با قلیان میانه‌ای ندارد، در واقع به دیگران بی‌حرمتی کرده و مستوجب عذاب الهی است.

۷) هیچ کس نباید خودسرانه به زغال یا شیلنگ قلیان و قسمتهای دیگر آن دست بزند. چرا که حکم دست زدن به ناموس دیگران را دارد و این، کار بس ناپسندی است.
این مساله در برخی از فرهنگهای دیگر به‌ویژه بچه‌های جنوب به شکل دیگری نمود دارد، آنها معتقدند با آتش زغال قلیان نباید چیز دیگری مانند سیگار و امثالهم را روشن کرد. این کار به معنای توهین به افرادی است که قلیان می‌کشند و خون کسی که این کار زشت را می‌کند، مباح است.

۸) چه نیکوست قلیان تا انتهای آن یعنی تا مادامی که تنباکو دارد، استعمال شود. اسراف، جایز نیست.

۹) زمانی که احساس کردید زغال قلیان دیگر جوابگوی نیاز شما نیست، می‌توانید با توافق جمع به تعویض زغال آن اقدام کنید. البته بهتر است این کار را به افراد باتجربه واگذار کنید. امروزه برای سرخ کردن زغال، به‌جای فوت کردنهای رنج‌آور از سشوار استفاده می‌کنند، چیزی که در خوابگاهها به فراوانی یافت می‌شود.

۱۰) اگر می‌خواهید در خوابگاه قلیان بکشید، بدانید همیشه افرادی هستند که همچون سگهای ولگرد بو می‌کشند تا به محل بساط شما پی ببرند و آن را گزارش کنند تا استخوانی بگیرند و پس از جلا دادن آن، نوش جان کنند. همیشه مراقب این افرادی که همیشه یک دستمال سفید در دست دارند، باشید و اگر توانستید در یک فرصت مناسب، حال مناسبی به آنها بدهید.

تا بعد بدرود.

   + سعید ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

لینکهای هفته

شما می‌توانید با زندگینامه هنرپیشه‌ها و خواننده‌های قدیم ایرانی و آثار هنری آنها آشنا شوید؛ هر روز یک یادداشت تازه: اینجا را کلیک کنید.

دانشنامه رشد را در اینجا ببینید. در این پایگاه، شما با مطالب زیادی درباره ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی با زبان ساده آشنا می‌شوید. خوردگی، شیمی نفت، شیمی عکاسی، آزمایشهای سرگرم‌کننده شیمی و تصاویر سه بعدی درباره پدیده‌های شیمیایی و ... از جمله بخشهای این پایگاه است.

 

یادداشت بعدی را که درباره «اصول قلیان کشیدن» است، از دست ندهید. منتظر بمانید.

   + سعید ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

مسئولیت خطیر وبلاگ‌نویسی!

من معتقدم هر کسی که برای خودش وبلاگی دست و پا می‌کند، باید به بازدیدکنندگان و خوانندگان وبلاگ خودش احترام بگذارد و این‌طور نباشد که برای مدت طولانی و بدون توجه به آن‌هایی که برای بازدید از وبلاگ وارد شبکه می‌شوند، از به روز رسانی وبلاگ به هر دلیلی خوددرای کند. البته شما هم همچون من کم و بیش به گرفتاری‌های روزمره آشنا هستید ولی باز هم این گرفتاریها دلیل قانع‌کننده‌ای برای به روز نرساندن وبلاگ نمی‌تواند باشند. من و دیگر دوستان، بیشتر از یک سال می‌شود که از فضای دانشگاه و خوابگاه و استادهای قشنگ و فرزانه آنجا دور شده‌ایم و بناچار سوژه کمتری برای نوشتن داریم؛ اما باز هم همه تلاش ما این است که شما بازدیدکننده محترم، بله خود شما! برای سر زدن دوباره به اینجا رغبت داشته باشید. همین!
تا بعد، بدرود.

البته دیدن این کاریکاتور هم خالی از لطف نیست:

 

   + سعید ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

گله از بازدیدکنندگان بی‌مرام

با این که این وبلاگ روزانه به طور میانگین ۱۵ نفر و بلکه هم بیشتر بازدیدکننده داره، اما دوستان کم‌لطفی می‌کنن و ما رو از پیشنهادها و نظرها و انتقادهای خودشون بی‌بهره می‌گذارن. بدیهی است که پیشنهادهای شما راهگشا و راهنمای ما در اداره بهتر وبلاگ خودتون خواهند بود. خوشبختانه در دنیای مجازی اینترنت شما می‌توانید با نامهای مستعار و غیرواقعی حضور پیدا کنید و بدون اینکه کسی به هویت شما پی ببرد، هر چه که دل تنگتان می‌خواهد بگویید و بنویسید. پس ما رو از پیشنهادهای خودتون محروم نکنید و هر چی که به ذهنتون می‌رسه و به بهتر شدن «شیمی۷۹» کمک می‌کنه، بگین. وبلاگ ما دام یا تله نداره و مطمئن باشین که اگه پیشنهاد دادین، گیر نمی‌افتید. آخه بعضیها خیلی به خودشون شک دارن!
برای بار چندم می‌گم، چنانچه مایلید عکسها و خاطره‌های شما از دانشگاه اراک و کلاسهای درس و استادهای قشنگ آنجا، در این وبلاگ برای دیگران به نمایش گذاشته شود، همین الان دست به کار بشید و به نشانی ای‌میل وبلاگ برای ما بفرستین.

اگه یادتون باشه پنجشنبه هر هفته دو تا لینک که به نظر خودم جالب بودن به شما معرفی می‌کردم؛ ولی مدت زیادی هست که نتونستم شما رو با لینکهایی که خودم از اونها خوشم می‌آید، آشنا کنم. اما از این به بعد تصمیم گرفتم که این سنت حسنه را احیا کنم!
اخبار ایران و جهان را از اینجا(www.todaylink.ir) بخوانید. در این وب‌سایت، به اخبار جالب و شنیدنی خبرگزاریهای دیگر لینک داده می‌شود و حتا خود شما هم می‌توانید با عضویت در آن، در آن خبر بگذارید.

این هم یک فیلترشکن خوب که هیچ چیز حریفش نیست. البته اشتباه نشه! من خودم می‌دونم که شما با سایتهای مورد دار هیچ کاری ندارین ولی شاید به دردتون بخوره.

   + سعید ; ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

شیمی عکاسی (بخش پایانی)


فرایند ظهور رنگی
در سال 1879م، دیده شد که برخی از محلولهای آشکارساز، هنگام ظهور موجب سخت شدن ژلاتین نیز می‌شوند. میزان سخت شدن ژلاتین و ضخامت آن، با مقدار نقره‌ای که هنگام ظهور به تصویر قابل دیدن تبدیل می‌شود، نسبت مستقیم دارد. ژلاتین سخت نشده در قسمتهای بدون تصویر را می‌توان با آب گرم 120فارینهایت شست و از بین برد. نتیجه کار، به صورت تصویر برجسته ژلاتین به جا می‌ماند. این عمل را "ظهور برجسته" می‌نامند و اهمیت زیادی در عکاسی رنگی دارد.
در ظهور برجسته، عمل اکسایش باید آزاد باشد تا محلول، عملیات لازم را روی ژلاتین انجام دهد و آن را سخت کند.
اگر تصاویر برجسته ژلاتین در محلولهای مناسب قرار گیرند، می‌توانند نسبت به ضخامت خود، مقداری رنگ جذب کنند و رنگ جذب‌شده را به سطح مناسبی که در تماس کامل با خطوط برجسته تصویر قرار می‌گیرد، انتقال دهند.
در ظهور رنگی، نقره (در امولسیون) به نسبت نوری که به هالیدهای نقره تابیده است، آزاد می‌شود و همزمان با آن، مواد فرعی تولید شده در اثر اکسایش محلول ظهور، با جفتگرهای رنگی (کوپلرها) واکنشهایی انجام می‌دهد و در نتیجه تصویر رنگی به نسبت مقدار نقره آزادشده، به دست می‌آید. بنا بر این، در ظهور رنگی تصویری که ایجاد می‌شود متشکل از نقره و مواد رنگی به نسبتی است که نور به هالید تابیده است.
لازم به یادآوری است که قسمتی از مولکول جفتگرها در به وجود آوردن مواد رنگی و قسمت دیگر آن، در تولید ماده‌ای محلول و نفوذپذیر در امولسیون نقش دارد. نوع جفتگر و محلول ظهور، در ثبات رنگ و حلال بودن آن تاثیر بسزایی دارند. آلفا نفتول و کلرو آلفا نفتول دو نمونه‌ای از جفتگرهای رنگی هستند.

محلولهای ظهور رنگی
بطور کلی، یک محلول ظهور رنگی دارای همان ترکیباتی است که یک محلول ظهور سیاه سفید دارد. ترکیباتی چون عامل آشکارساز، فعال کننده، نگهدارنده و عامل ضدخفگی و غیره. البته محلول ظهور دارای ترکیبات اضافی دیگری است، حتا اگر جفتگرهای رنگی درون امولسیون باشند.

عامل ظهور رنگی: برای عکاسی رنگی، عامل ظهور ویژه‌ای نیاز است که بتواند به واسطه اکسایش، با جفتگیرهای رنگی ترکیب شده و تصویر رنگی را به وجود آورد. برای نمونه، دی متیل پارا فنیلن دی‌آمین را می‌توان نام برد.
عامل تشدید کننده: الکل بنزیلیک، برای تسریع نفوذ عامل آشکارساز به همه لایه‌های امولسیون رنگی به کار می‌رود و برای حل کردن هالیدهای نقره از سولفات اتیلن دی‌آمین استفاده می‌شود.
عامل فعال کننده: برای این کار، از دو ماده قلیایی، سود سوزآور و فسفات تری سدیک استفاده می‌شود.
عامل نگهدارنده: اگر چه در محلولهای ظهور رنگی، سدیم سولفیت به عنوان ماده نگهدارنده به کار می‌رود، اما فعالیت آن خیلی کمتر از محلولهای ظهور سیاه‌سفید است.
عامل ضد خفگی: پتاسیم برمید یا پتاسیم یدید با فعالیت کمتر در مقایسه با محلولهای سیاه‌سفید، به عنوان عامل ضد خفگی به کار برده می‌شود.
جفتگر کمکی: در بسیاری از ظهورهای رنگی، کنترل میزان تباین رنگها مشکل است. به همین جهت، ترکیبات خاصی چون سیترازینیک اسید را می‌توان به محلول ظهور افزود تا با برخی از ترکیبات حاصل از اکسایش درون محلول ترکیب شده و ماده بی‌رنگی تولید کند. این عمل، میزان نقره و رنگهای حاصل از آن را در تصویر کنترل کرده و بنا بر این میزان تباین تصویر رنگی کنترل می‌شود.

   + سعید ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

ایران اهدا

گفته‌اند از صدای سخن عشق نشنیدم خوشتر/ اما من شنیده‌ام وان صدای قلبم در سینه‌ای دیگر

«یکایک شما عزیزان می‌توانید در زندگی هزاران فردی که در فهرست پیوند عضو هستند، تفاوت ایجاد نمایید. ما سخت می‌کوشیم تا در این خصوص به قلب و ذهن عموم راه یابیم ولی شما هم می‌توانید سهیم باشید.‌
مهمترین اقدامی که برای افزایش فرهنگ اهدای عضو می‌توانید انجام دهید این است که درباره اهمیت اهدای عضو و تاثیر آن بر زندگی افراد گیرنده عضو با دوستان خود صحبت کنید و آنها را نیز به اهدای زندگی تشویق نمایید...»

مطلبی را که خواندید، از سایت ایران اهدا بود. شما می‌توانید با مراجعه به این سایت، عضو آن شده و آمادگی خود را برای اهدای عضو یا بافت به آگاهی دست‌اندرکاران این سایت برسانید. (در صورتی که دچار مرگ مغزی شدید!) البته به شرط اینکه هدف شما فقط گرفتن کارت اهدای عضو و نشان دادن آن به دیگران نباشد، بلکه با این نیت و هدف که هر کدام از ما می‌توانیم مرده‌ای را زنده و خانواده‌ای را خوشحال کنیم.
بدرود.

   + سعید ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()

جهت خالی نماندن عريضه


مدتی هست که بيشتر یادداشتهای وبلاگ درباره شیمی بوده، یادداشتهایی که از سایتها یا وبلاگهای دیگه کپی کردم و با یک ویرایش ساده اینجا گذاشتم تا شما بخونید و چه بسا که شما این مطالب رو در وبلاگهای دیگه هم دیده باشین. این هم به ‌این خاطر بوده که شما خوانندگان، دست خالی از اینجا برنگردین و همیشه یک یادداشت جدید برای خوندن داشته باشین؛ چاره‌ای نيست، چرا که دوستان دیگرمان که به ما در به‌روز رسانی وبلاگ کمک می‌کردند و این محفل اینترنتی! را با نوشته‌های خود مزین می‌کردند، در حال گذراندن خدمت سربازی هستند و زنده نگه داشتن وبلاگ برای من که در روز دوازده ساعت کار می‌کنم و دست کم هفت ساعت خواب بايد داشته باشم، تا حدودی مشکله.
برای تنوع، عکس ديدار رئيس جمهور با جمعی از علما و روحانيون اندونزی را در 
اينجا ببينيد.

   + سعید ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥
comment نظرات ()