saeid online

پژوهش!!

دیشب در یکی از بخشهای خبری، در جریان سفر هیات دولت به اراک، مصاحبه‌ای کوتاه با زاهدی وزیر علوم نشان داده شد که خبرنگاری از جناب وزیر پرسید: سهم پژوهش در تولید ناخالص داخلی چقدره؟ در ابتدا وزیر از پاسخ دادن به این سوال طفره رفت و گفت: آخه خیلی کمه... ولش کن... ولی در ادامه با پافشاری خبرنگار، و در حالی که رنگ رخسارش به قرمزی می‌گرایید، با دستپاچگی گفت: حدود ۴۷/۰ درصد!
گفتنی است که این مصاحبه در دانشگاه خودمون برگزار شده بود، چون تندیس دانشگاه اراک (همون مکعب مربع منقش به آرم دانشگاه) در پشت سر وزیر دیده می‌شد. یعنی همانجایی که به استادان پژوهشگر خود می‌بالد یا دست کم، استادانش به پژوهشگر بودن خود می‌بالند. آگاهان گفتند که در پی انتشار این خبر، سلیمان‌نژاد که هیچ‌گاه از ارائه مقاله‌های مفید و گره‌گشای خود به مجامع علمی ایران و جهان دریغ نمی‌کند، بادی در غبغب انداخته و به یاد دورانی که سبیل داشته، می‌خواسته سبیلهای خود را لوله کند ولی به یکباره می‌بیند که سبیل ندارد و کیفش نیمه کوک می‌ماند. چرا که همه یک‌صدا، از سلیمان‌نژاد پرسیده‌اند: شما که اینقدر به خود و امثال خود می‌بالید و همیشه مقاله‌های خود را به رخ خود و دیگران می‌کشید، نباید این مقاله‌های زپرتی شما هیچ ثمره و نمودی داشته باشند؟ در حال حاضر مشکل مملکت ما چیست؟ مگر نه اینکه بیکاری در مملکت ما بیداد می‌کند و بیکاری منشا همه بدبختیهاست، این مقاله‌های شما برای چند نفر فرصت شغلی ایجاد کرده‌اند؟ اگر شما به‌جای انتشار این مقاله‌های بی‌مصرف، با ماشین خود در مسیر سردشت به مرکز شهر، مسافر کشی کرده بودید، حداقل یک کار مفید انجام داده بودید...

   + سعید ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

هفته خوابگاههای دانشجویی!! زکـــــی!

به مناسبت هفته خوابگاههای دانشجویی چندتا عکس upload کردم که می‌تونید در بخش فوتوبلاگ ببینید. در ضمن، اگه شما فهمیدین که نامگذاری این روزها به عنوان خوابگاههای دانشجویی به خاطر چی بوده و اینکه این نامگذاری غیر از چسبوندن چندتا پوستر به در و دیوار خوابگاهها، چه فوایدی برای جماعت دانشجو داره، به من هم بگید.
تمام.

   + سعید ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

باز هم خالی بندی!

یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ در یکی از پیامها برای ما نوشته‌اند:

روزی روزگاری در یکی از کلاس‌های شیمی فیزیک، سلیمان‌نژاد تحت تاثیر سوگلی ورودی ۸۱ قرار گرفته، جو زده شده و فرموده است: اگر این خانم در آزمون ارشد قبول نشود من از مقطع کارشناسی شروع به تحصیل می‌کنم.
دو سال بعد:
نتایج کارشناسی ارشد اعلام شد و سوگلی قبول نشد!
حال آیا دانشگاه اراک سلیمان‌نژاد را به عنوان دانشجوی کارشناسی می‌پذیرد یا نه؟ یا این هم خالی‌بندی بود؟!

در پاسخ این دوست گرامی باید بگوییم که جای تعجب نیست و گوش ما و شما به این خالی‌بندیها عادت کرده، از قدیم هم گفته‌اند که جای زبون گرمه و از هر طرف میشه چرخوندش، پس زیاد به دل نگیرین.

   + سعید ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

شیمی عکاسی (بخش۱)

فرآیندی که در آن، انرژی تابشی در مواد حساس به نور تاثیر کرده و تصویر ضبط می‌شود، به همراه یک رشته عملیات تکمیلی برای پایداری و ماندگاری تصویر، عکاسی نامیده می‌شود. در اصل، عکاسی به معنای نوشتن با نور یا "فوتوگرافی" است.

تصویر

مراحل عکاسی به ترتیب عبارتند از: ۱)نوردهی، ۲)ظهور، ۳)ثبوت و ۴)شستشو.

۱) نوردهی
در پی تاباندن نور روی سطح حساس، تصویری پدید می‌آید و ثبت می‌شود که آن‌را "تصویر مخفی" می‌نامند. تصویر مخفی، دیده نمی‌شود و تنها با به کارگیری روشهای ویژه بعدی یعنی عمل ظهور، می‌توان آن را دید؛ در حقیقت، هنگامی که مواد عکاسی (فیلم تخت، فیلم حلقه‌ای یا کاغذ) نور می‌بینند، هالیدهای نقره درون امولسیون آنها دستخوش واکنشهای شیمیایی می‌شوند و تصویر مخفی به وجود می‌آید که بعد در عمل ظهور قابل دیدن می‌شود.

امولسیونهای عکاسی
خمیرمایه به دست آمده از پخش یکنواخت هالیدهای نقره (کلرید نقره یا برمید نقره یا یدید نقره) در ژلاتین، "امولسیون عکاسی" ‌نامیده می‌شود. تهیه امولسیون یکی از کارهای دقیق و حساس در عکاسی است و واکنش شیمیایی آن که اساس تولید امولسیون عکاسی می‌باشد، عبارت است از:

AgNO3 + KCl = AgCl + KNO3

برای تهیه امولسیون به شکل ساده آن، محلول ده درصد نیترات نقره به محلولی که شامل ژلاتین و کلرید پتاسیم است، ‌افزوده می‌شود و آن‌را به‌شدت به هم می‌زنند؛ به این ترتیب، بلورهای بسیار ریز کلرید نقره (AgCl) به تدریج و به مقدار زیاد بدست می‌آید. سپس امولسیون به دست آمده را تا دمای حدود 33 درجه سانتی‌گراد، برای چندین ساعت گرما می‌دهند. در این عمل بلورهای هالید نقره (کلرید نقره) که بسیار ریز و دارای حساسیت کم هستند در محلول حل شده و به دانه‌های بزرگتر تبدیل می‌شوند که این دانه‌ها هم یکنواخت‌تر و هم نسبت به نور حساستر هستند. همه این کارها فقط با وجود ژلاتین انجام‌شدنی است.
برای تکمیل امولسیون، مواد شیمیایی دیگری مانند سخت‌کننده برای جلوگیری از شل شدن و حل شدن امولسیون در مرحله ظهور، حساس‌کننده برای افزایش حساسیت امولسیون به رنگهای طیف نور و غیره به آن می‌افزایند. سپس امولسیون آماده شده برای مصرف، نسبت به نوع کاربرد آن، روی سطوحی چون شیشه، فیلم و کاغذ و ... مالیده و بسته‌بندی می‌شود.
اگر در تهیه امولسیون، به جای KCl، برمید پتاسیم به کار برده شود، برمید نقره و یا یدید نقره تولید می‌شود که آنها نیز به نور حساس هستند. این هالیدهای نقره از اجزای اصلی امولسیونهای عکاسی هستند و حساسیت آنها به نور به ترتیب در کلرید، برمید و یدید افزایش می‌یابد. بنا بر این می‌توان گفت که امولسیون مصرفی در ساختن فیلمها، بیشتر از برمید نقره و گاهی هم در صد کمی از یدید نقره ساخته می‌شود.
هالیدهای نقره تنها بخشی از طیف نور یعنی طول موجی در حدود 500 میلی‌میکرون را جذب می‌کنند و با افزودن مواد حساس‌کننده، حساسیت امولسیون به نور بیشتر می‌شود. برای مثال پاره‌ای از مواد آلی، امولسیون را نسبت به پرتو فرابنفش حساس می‌کنند و برخی از این مواد حتا می‌توانند حساسیت فیلم را تا طول موج 1250 میلی میکرون گسترش دهند. بسیاری از این امولسیونهای حساس به پرتو فرابنفش در عکسبرداری هوایی، ستاره‌شناسی و دیگر پژوهشهای علمی و فنی که به عکسبرداری نیاز دارند، اهمیت بسیاری دارند.

۲) ظهور
فرایندی که در آن، در اثر واکنشهای شیمیایی بین «محلولهای ظهور» و نمکهای نقره نوردیده درون امولسیون، تصویر مخفی به تصویر دیدنی تبدیل می‌شود، ظهور نامیده می‌شود. تصویر مخفی، از بلورهای بسیار ریز نورخورده نمکهای نقره تشکیل شده است و هنگامی که با محلولهای ظهور تماس داده می‌شود، هالیدهای نقره، به نقره آزاد کاهیده می‌شوند و از تجمع نقره آزاد، تصویر شکل می‌گیرد و عامل ظهور نیز اکسید می‌شود.

محلولهای ظهور عکاسی
محلولهای ظهور، امولسیونهای سیاه و سفید گوناگونی هستند و برای هر کاری از محلول ویژه‌ای استفاده می‌شود؛ ولی به طور کلی این محلولها، حاوی مواد زیر می‌باشند:
الف) حلال: برای مخلوط کردن مواد شیمیایی یک فرمول ظهور، از آب به‌عنوان حلال استفاده می‌شود تا محلول به دست‌آمده بتواند در امولسیون نفوذ کند و جذب آن شود. در برخی از موارد خاص، حلال دوم و یا سومی نیز لازم است تا مواد شیمیایی در آنها محلول بمانند؛ برای مثال دی‌اتیلن گلیکول که به عنوان نگهدارنده مواد آلی به کار می‌رود.
ب) عامل ظهور: ترکیبات شیمیایی پیچیده آلی هستند که وقتی در محلول ظهور حل می‌شوند، می‌توانند هالیدهای نقره نورخورده را آشکار کنند و با هالیدهای نور نخورده هیچ واکنشی ندهند. به عبارت دیگر، آنها کاهنده هستند و الکترونهای لازم برای کاهش یونهای نقره و تبدیل آنها به فلز نقره را فراهم می‌کنند. بیشتر عوامل ظهور که از آنها استفاده می‌شود، از خانواده بنزن هستند و عبارتند از: هیدروکینون، اِلون با نام شیمیایی پارا آمینو فنل، کتکول C4H4(OH)4، دیانول، دولمی (C6H3OH (NH3Cl، کودورول، آمیدول، گلیسین، متول و...
ج) عامل نگهدارنده: سدیم سولفیت (Na2SO3) است و از اکسایش محلول ظهور و تیره شدن رنگ آن جلوگیری می‌کند. رنگ محلول ظهور اگر چه سرانجام با استفاده آن تغییر می‌کند، اما وجود نگهدارنده در محلول سبب می‌شود که مقدار بیشتری امولسیون نوردیده آشکار شود و رنگ آن هم دیرتر تغییر کند.
د)مواد فعال‌کننده: در محلولهای خنثی، بسیاری از عوامل ظهور نمی‌توانند هالیدهای نقره نوردیده را آشکار کنند؛ به همین دلیل، از مواد قلیایی ویژه‌ای استفاده می‌شود تا عوامل ظهور را فعالتر کنند. فعالیت عامل ظهور به نوع مواد قلیایی و قدرت قلیایی آنها بستگی دارد. معمولترین فعال‌کننده‌ها به ترتیب افزایش قدرت قلیایی عبارتند از: براکس (Na2B4O7,10H2O)، کدالک(NaBO4,4H2O) و سدیم کربنات و سود سوزآور. سدیم سولفیت که به عنوان نگهدارنده است، خاصیت قلیایی ضعیفی دارد و به همین دلیل در پاره‌ای موارد از ماده قلیایی دیگری استفاده نمی‌شود.
هـ) مواد مانع شونده (ضد خفگی): بیشتر از برمید پتاسیم به عنوان عامل ضدخفگی استفاده می‌شود. ماده ضدخفگی، ظهور هالیدهای نقره نور ندیده که ظهورشان سبب خفگی امولسیون می‌شوند را به تاخیر می‌اندازد و یا از آن جلوگیری می‌کند. یونهای برم حاصل از یونش برمید پتاسیم به سطح بلورهای نقره جذب شده و موجب کاهش اثر محلول ظهور روی هالیدهای نقره نور ندیده می‌شوند و بنا بر این از ظهور بی‌مورد آنها جلوگیری و حالت خفگی امولسیون از بین می‌رود.
و) اجزای ترکیبی دیگر: مواد دیگری نیز گهگاه برای مقاصد خاصی به محلول ظهور افزوده می‌شوند: برای مثال هنگامی که محلول ظهور در دمای زیاد به کار رود، به آن سدیم سولفات (Na2SO4) می‌افزایند تا از حل شدن ژلاتین در محلول و از هم پاشیدگی امولسیون جلوگیری شود. در محلولهای ظهور رنگی از مواد شیمیایی آلی پیچیده‌ای به نام "کوپلر جفتگر" استفاده می‌شود.

3) ثبوت
در پی نوردهی، تنها بخشهایی از مواد حساس به نور، به تصویر مخفی تبدیل شده که پس از ظهور نمایان می‌شوند. بخشی که نور ندیده و در مرحله ظهور تغییری نکرده است، با نوردهی دوباره، سیاه می‌شود. برای جلوگیری از این امر، از محلولهای شیمیایی به نام "حمام ثبوت" استفاده می‌شود. در واقع هدف از به کار بردن حمام ثبوت این است که هالیدهای نقره نور ندیده را از امولسیون جدا کرده و بدین وسیله تصویری پایدار و همیشگی به دست آید.
حمامهای ثبوت حاوی ترکیبات زیر می‌باشند: سدیم تیوسولفات Na2S2O3,5H2O (موسوم به هیپو) و آمونیوم تیوسولفات NH4)2S2O3 ) برای حل کردن هالیدهای نقره، استیک اسید برای خنثی کردن ماده قلیایی که ممکن است از محلول ظهور به محلول ثبوت انتقال یابد، سدیم سولفیت به عنوان ماده نگهدارنده، زاجها به عنوان سخت‌کننده امولسیون برای جلوگیری از به وجود آمدن آسیبهای فیزیکی مانند خراش و غیره هنگام شستشو، بافرها برای ثابت نگه داشتن PH محلول.

حل شدن هالیدهای نقره نور ندیده
ترکیب هیپو، با یونهای نقره ترکیب ثابتی به وجود می‌آورد که این ترکیب از تمرکز یا افزایش تعداد یونهای نقره آزاد در محلول جلوگیری می‌کند. این امر سبب می‌شود که برمید نقره و دیگر هالیدهای نقره، به تدریج و همیشه در محلول حل شده و در نتیجه، سدیم و آمونیوم موجود در محلول ثبوت، مانند حلال هالیدهای نقره عمل کنند.

۴) شستشو
در فرایند عکاسی، از آب جهت زدودن مواد شیمیایی که در هر مرحله، درون امولسیون به وجود می‌آیند و برای منتقل نشدن آنها به مراحل بعدی که سبب آلودگی می‌گردد، استفاده می‌شود. همچنین از آب برای شستشوی نهایی نیز استفاده می‌شود تا مواد شیمیایی باقیمانده در امولسیون از آخرین مرحله (مرحله ثبوت) نیز از بین بروند و  تصویر را به تدریج خراب نکنند.
تصویری که طی مراحل بالا به دست می‌آید، مانند "موضوع" نیست؛ یعنی آنچه که سفید است، در تصویر تیره و آنچه تیره و سیاه است، در تصویر سفید دیده می‌شود. این محصول را "نگاتیو" یا تصویر منفی می‌نامند که باید با عمل چاپ، تصویری به دست آید تا شبیه موضوعی دیده شود که از آن عکسبرداری شده است. (تصویر مثبت)

ظهور مثبت (ریورسال)
فرایند ظهور مثبت، تصویری مانند موضوع عکسبرداری را پدید می‌آورد. از این فرایند در تولید فیلمهای آماتوری عکاسی، اسلایدهای سیاه سفید، تکثیر نسخه‌های خطی و مانند آن در کارهای گرافیک، طراحی و چاپ و در پاره ای موارد در فیلمهای رنگی سینمایی و ساخت اسلایدهای نمایش استفاده بسیاری می‌شود. در فرایند ظهور مثبت، برگردان (ریورسال) تصاویر منفی به روشهای خاصی شستشو داده می‌شوند و از بین می‌روند و به دیگر مواد حساس نور نخورده، دوباره در شرایطی نور داده شده و به جای آنکه عمل ثبوت روی آنها انجام گیرد، مرحله ظهور ادامه می‌یابد. تصویر نهایی در این صورت شبیه موضوع اصلی خواهد شد.

.......................................................................

   + سعید ; ۸:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

زندگینامه اینشتین


تصمیم گرفتم که در این یادداشت، شما را با زندگینامه اینشتین آشنا کنم، چرا که فکر می‌کنم ممکن است شما هم مانند من، تصورات غلطی از زندگی این نابغه قرن اخیر در ذهن خود داشته باشید. پس بخوانید:

آلبرت اینشتین در یک خانواده یهودی در اولم در جنوب آلمان به دنیا آمد و پیش از جنگ جهانی راهی سوئیس شد تا از خدمت سربازی آلمان بگریزد. (البته دانشمند یهودی خیلی زیاد داریم!)
نمره‌های درسی او در نیمسال اول تحصیلش به دلیل تفاوت لهجه سوئیسی با آلمانی به شدت کم شد؛ اما در نیمسال بعدی آن را جبران کرد. وی در بیشتر دروس دیپلم خود از جمله جغرافی، فیزیک، ریاضی، جبر، شیمی و ادبیات آلمانی نمره‌های بالا گرفته و تنها در زبان فرانسه نمره متوسط دریافت کرده است. (به ما گفته بودن که اینشتین در دوران دبیرستان، تنبل بوده!)
اینشتین که از مادری موسیقی‌دان و پدری کارخانه‌دار متولد شده بود از همان بدو کودکی به مسائل علمی علاقه خود را نشان می‌داد.
اینشتین بعد از به پایان رساندن دبیرستان به بهترین دانشکده فنی اروپا در آن زمان که دانشکده فدرال تکنولوژی ETH در زوریخ بود، می‌رود و در رشته ریاضی ادامه تحصیل می‌دهد. اگرچه استادانش او را خیلی منظم نمی‌دانستند ولی استعداد خود را به‌زودی نشان داد و در ضمن، عاشق میلووا ماریچ تنها دختر دانشجوی کلاس شد.
در همین دوران بود که اینشتین تصمیم می‌گیرد به تابعیت سوئیس درآید تا از سربازی نجات پیدا کند. به همین دلیل اینشتین ماهی بیست فرانک از پول تو جیبی‌اش را برای هزینه تابعیت سوئیس پس‌انداز می‌کرده است.
دوران حضور اینشتین در زوریخ همراه است با حضور بسیاری از پناهندگان سیاسی نامدار از سراسر اروپا از جمله ولادمیر ایلیچ لنین در زوریخ و دهها روشنفکر، هنرمند و دانشمند نامی دیگر.
اینشتین که در سال 1907 به برن آمده بود و دانشجوی فوق دکترا بود، چندین بار برای یافتن شغل در دانشگاه تقاضا کرد. با این حال برای دومین بار به علت فقدان انتشار مقاله علمی، این تقاضاها از سوی دانشگاه برن رد شد. در همین زمان است که با باردار شدن میلووا ماریچ، آن دو ازدواج می‌کنند. اما این ازدواج مدتی بعد به دلیل سخت‌گیریها و قوانینی که میلووا برای آلبرت وضع کرده بود منجر به طلاق می‌شود.

آلبرت اینشتین (1955-1879)
سرانجام اینشتین موفق شد با ارائه پایان‌نامه فوق دکترایش جایی به عنوان استاد در دانشگاه برن برای خود دست و پا کند. اگر چه کلاسهای او با استقبال چندانی روبرو نشد و در اولین نیمسال تنها سه دانشجو در درس تئوری گرمایش مولکولی داشت. با این حال در همین دوران و در همین شهر بود که آلبرت اینشتین تئوریهای اساسی خود در فیزیک، که سالها بعد بیشتر آنها تائید شد، را گردآوری کرد. از چهار تئوری اساسی او در زمینه فیزیک سه تئوری تا کنون اثبات شده‌اند و در مورد چهارمی پژوهش هنوز ادامه دارد. این تئوریها یعنی تئوری نسبیت، فتو الکتریک، حرکت سیالات و تبدیل انرژی با فرمول معروف E=MC2، همگی در برن تدوین شده‌اند.
بازگشت اینشتین به آلمان همزمان بود با آغاز جنگ و جدایی از همسرش. پس از جنگ جهانی اول، با توجه به آنکه اینشتین برای دریافت جایزه نوبل نامزد شده بود، دولت آلمان به وی گذرنامه دیپلماتیک اعطا می‌کند. شهرت اینشتین در این دوران تا به آنجا رسید که اولین فیلم مستند درباره او ساخته شد و این فیلم در دوم آوریل همان سال به نمایش درآمد.
اما دوران تجلیل از اینشتین در آلمان چندان به دارازا نکشید. در یکی از روزنامه‌های دست راستی آلمان دهه بیست، تصویری از اینشتین در حالی که با لگد او را به بیرون از آلمان پرت کرده‌اند نشان داده می‌شود. نازیها در ابتدا حساب بانکی او در سوئیس را توقیف کردند. او در نامه‌ای به دولت سوئیس از آنها می‌خواهد که مانع این کار شوند اما دولت سوئیس به دلایل بورکراتیک از این کار عذر می‌خواهد.
با تشدید فشار و حمله به یهودیان و سرعت گرفتن موج مهاجرت آنها به بیرون از کشور، اینشتین به آمریکا پناهنده می‌شود و مدتی بعد تقاضای تابعیت آمریکا می‌کند. در آغاز جنگ، وی نامه‌ای به رئیس جمهوری وقت آمریکا روزولت، می‌نویسد و در آن از برنامه اتمی نازی که امکان دسترسی آنها به بمب اتمی در سالهای آینده را فراهم آورده ابراز نگرانی کرده و خواستار تشکیل یک کمیته تحقیقی در زمینه سلاح اتمی می‌شود.
روزولت ضمن سپاسگزاری از وی، پروژه‌ای به نام منهتن را به ریاست وی ایجاد می‌کند. نتیجه کار این گروه از دانشمندان تولید سه بمب اتمی بود که یکی از آنها در آمریکا آزمایش شد و دوتای دیگری بر روی شهرهای ناکازاکی و هیروشیما فرود آمدند. در روز ششم اکتبر، بمب اتمی که نام "پسر کوچولو" بر آن نقش بسته بود در حمله هوایی به هیروشیما به کار گرفته شد و از آن تاریخ، اینشتین با این سوال روبرو بود که لزوم بهره برداری از بمب اتمی در جنگ چیست. سالها بعد، کمی پیش از مرگ، درخواستی را منتشر می‌کند که خواستار توقف بهره برداری از انرژی اتمی در تسلیحات نظامی می‌شود.
در سالهای پرجنجال پایانی زندگی آلبرت اینشتین در آمریکا، از سویی دیوید بن گورین بنیانگذار کشور اسرائیل به وی پیشنهاد ریاست جمهوری اسرائیل را می‌دهد و وی با ابراز اینکه مرد سیاست نیست نمی‌پذیرد (همون بهتر که نپذیرفت، و گرنه ممکن بود آموزش تئوریهای اینشتین در ایران، با مخالفت علما روبرو و حرام اعلام می‌شد!) و از سوی دیگر، رسانه‌ها و سیاستمداران راست‌گرا وی را به کمونیست بودن متهم می‌کردند. در پایان هم مرد.

   + سعید ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

Weblognevisi ba sms

Salam. In avalin yaddashte man az tarighe sms mibashad. Ine dige!!!!

این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + سعید ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

رنگ مو

یادداشت زیر را از یکی از وبلاگهای شیمیایی! گرفتم و با وجود این که پر محتوا و پر بار نیست، ارزش یک بار خواندن دارد:
امروزه بیش از 75 درصد خانمها و شمار زیادی از آقایان موهای خود را رنگ می‌کنند. اولین رنگ موی بی‌خطر در سال 1909 توسط شیمیدان فرانسوی به نام یوگن شالر با استفاده از پارا فنیلن دی آمین ساخته شد. این فرایند نتیجه زنجیره‌ای از واکنشهای شیمیایی بین مولکولهای مو و رنگدانه‌ها درحضور پر اکسید و آمونیاک می‌باشد.
بخش عمده مو از کراتین ساخته شده است؛ کراتین نوعی پروتئین است که در پوست و ناخنها نیز یافت می‌شود. دو پروتئین دیگر نیز در مو وجود دارد که نسبت کمی آنها در موی هر فرد رنگ طبیعی موهای او را تعیین می‌کند. یوملانین سبب ایجاد رنگهایی با درجه مشکی تا قهوه‌ای می‌شود در حالی که فائو ملانین مسئول ایجاد رنگهایی در محدوده طلایی تا قرمز می‌باشد. حال اگر هیچ کدام از این دو نوع ملانین وجود نداشته باشند موها به رنگ سفید یا خاکستری در می‌آیند.
رنگهای طبیعی: انسانها از هزاران سال پیش موهای خود را با استفاده از رنگهای طبیعی و معدنی رنگ می‌کردند؛ برخی از مواد طبیعی شامل رنگدانه هستند (مانند حنا و پوست گردو) و برخی دیگر نیز شامل سفید کننده‌های طبیعی می‌باشند که موجب ایجاد واکنشهایی می‌شوند که رنگ مو را تغییر می‌دهند. رنگهای طبیعی محور مو را با رنگ می‌پوشانند و برخی از این رنگها پس از چند بار شستشوی مو از بین می‌روند، ولی لزوما بی‌خطرتر از رنگهای شیمیایی نیستند. البته به طور قاطع نمی‌توان رنگهای طبیعی را به رنگهای شیمیایی ترجیح داد به ویژه که ممکن است عده‌ای به آنها آلرژی داشته باشند.

   + سعید ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

باز هم greese !

یکی از بازدید کنندگان وبلاگ با فرستادن ای‌میل از ما خواسته بودند که مطالب بیشتری درباره «گریس» بنویسیم. خدمت این دوست عزیز عرض کنیم که شما می‌توانید با کلیک در اینجا با مطالب بیشتری از جمله: تهیه گریس در پالایشگاهها، تقسیم‌بندی گریس و مطالب مربوط آشنا شوید.
پیروز و سربلند باشید.

   + سعید ; ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

فردریش ککوله (۱۸۹۶-۱۸۲۹)

نقاشی ککوله در مدرسه خیلی خوب بود و درس می‌خواند تا معمار شود. یک روز به‌طور اتفاقی در دادگاه یک متهم به قتل شرکت کرد. ککوله از شواهد ترسناک علمی که در دادگاه گفته می‌شد، سخت شگفت‌زده شد؛ بنا بر این تصمیم گرفت در این باره آگاهی بیشتری به دست آورد. به این ترتیب بود که وارد مقوله شیمی شد.
در سال ۱۸۶۳ که در بلژیک به سر می‌برد و آنفلو آنزا امانش را بریده بود، مشغول نوشتن کتابی بود و در همان حال ذهنش درگیر یک مساله دشوار شیمی. مساله دشوار شیمی این بود که ۱۲ اتم سازنده بنزن، یکی از مواد تشکیل‌دهنده زغال‌سنگ چه ساختاری دارند؟ در همان حال ککوله چرتی زد و خواب چند مار را دید. دید که یکی از مارها دم خودش را گاز گرفت و اینجا بود که ککوله با یک طرح درخشان علمی از خواب برخاست؛ اینکه بنزن حلقه‌ای‌شکل است. البته سالها وقت و آزمایش لازم بود تا ککوله به درست بودن خوابش پی ببرد، اما این کشف رویایی، ساخت رنگهای شیمیایی جدید و هزاران ماده سودمند دیگر را ممکن ساخت.

این داستان را به این دلیل برای شما گفتم که ککوله را مقایسه کنید با استادهای نگون‌بخت ما که دارن با چه فلاکتی زحمت می‌کشن تا یک مقاله به دردنخور بدن بیرون! و بعد سر کلاسهای درس بگن که من فلانم! من بهمانم! من نابغه‌ام! من ژورنالم! من کوفتم! من زهرمارم! جای من اینجا نیست، من دارم اینجا تلف میشم! و ... هزار زرت و پرت دیگه!
در پایان، این دو بیتی رو داشته باشین:

با این دو سه نـــادان که چنــان می‌دانند
از جـــهل که دانـــای جهـــان ایشــاننـــد
خـر بــــاش که این جماعت از فرط خـری
هر کو نه خر است کافرش می‌دانــنـد....

   + سعید ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

شعر و چند توضیح...

رفتم٬ مراببخش و مگو او وفا نداشت/ راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی‌امید/ در وادی گناه و جنونم کشانده‌بود
رفتم٬ که داغ بوسه پرحسرت تو را/ با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود/ رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو٬ مگو٬ که چرا رفت٬ ننگ بود/ عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت٬ چو نور صبح/ بیرون فتاده بود به یکباره راز ما....
روحی مشوشم که شبی بی‌خبر ز خویش/ در دامن سکوت٬ به تلخی گریستم
نالان ز کرده‌ها و پشیمان ز گفته‌ها/ دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

فروغ

  • این شعر رو تقدیم می‌کنم به بچه‌های باحال شیمی به‌خصوص با مرام‌های ۷۹
  • کاشکی یه عکس از سبیلهای یه نفر داشتم تا جلوی دوستی که تقاضا داشتن شرمنده نشم. البته توضیحات لازم رو برای این دوستمون میل کردم.
  • ملالی نیست جز دوری دوستان که امیدوارم هرچه زودتر روز موعود فرا برسه و همشونو یکجا ببینم.

   + سعید ; ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

ممنوع القلم

خدمت دوستان و همراهان همیشگی خودمان عرض سلام و ارادت. راستش واسه من که نوشتن ( اعم از چرت و پرت٬ شرو ور و...) عادته٬ این‌قدر ممنوع القلم بودن خیلی سخته (مرسی کلاس). بعد از حدود یک ماه که درگیر کارهای مزخرف اداری و ماموریت و این جنگولک بازیها بودم٬ بالاخره تونستم دوباره با شما دوستان عزیزم دردودل کنم. البته دست بقیه بچه‌ها درد نکنه که به وبلاگ سر و سامون دادن و با همه گرفتاریهاشون اونو به‌روز نگه داشتن.

راستشو بخواهید اون وقت‌ها که تازه فارغ‌التحصیل شده بودیم و هنوز حال و هوای دانشجویی توی کله مبارکمون بود٬ داغ بودیم و به زمین و زمون دانشگاه گیر می‌دادیم. به سلف٬ به قوری آبدارخانه حشمت خان که دلم خیلی براش تنگ شده و حتی به سایز کفش راننده سرویس!!!  استادها رو هم که حسابی شرمنده‌شون هستیم. نمی‌خوام بگم از حرفها و کارهامون پشیمونیم ولی الان که اومدیم و اوضاع بازار کار و ادارجات و ... رو دیدیم فکر می‌کنم دانشگاه دربرابر اینجور جاها بهشته. خدائیش تو این چند وقت٬ شبی نبود که به دانشگاه و بچه‌ها و واحد افتادن‌ها فکر نکنم. کاشکی همه‌چی به راحتی واحد افتادن بود. وقتی همه فکرت این باشه که توی کدوم خراب شده‌ای می‌خواهی واسه چندرغاز با هزار نفر سروکله بزنی آرزو می‌کنی ای کاش هزار بار کوانتوم رو با سلیمان‌نژاد پاس کنی ولی گیر یکی از این آدم‌ها نیفتی!!!  خلاصه که قدر محیط دانشگاه رو بدونین. نمی‌گم واسه کم‌وکاستی‌ها ساکت باشین بلکه برعکس٬ اگه داخل دانشگاه این کارها رو تجربه نکنین بیرون خورد می‌شین. ولی فکر نکنین بیرون یا بقیه دانشگاه‌ها بهتر از دانشگاه شما هستند. یادتون باشه همیشه بدتری هم هست (نمی‌خوام بگم دانشگاه ما بد بود).

*****************

**هفته بزرگداشت مقام معلم رو هم به همه اساتیدم تبریک می‌گم.**

   + سعید ; ۱:٠٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

گروه خونی شما چیست؟

بد نیست بدانید که خلق و خوی هر کسی بستگی به نوع گروه خونی وی دارد و در بسیاری از کشورهای صنعتی به‌ویژه ژاپن برای پستهای مدیریتی و اجرایی، هنگام به کارگیری افراد به نقش گروههای خونی توجه ویژه‌ای دارند.
می‌خواهید بدانید شما دارای چه شخصیتی هستید!؟ پس بدانید:

گروه خونی O:
افرادی سالمتر، دارای هدف و اندیشمند هستند؛ بیش از دیگران حسود و مقام‌طلبند. پر حرف‌اند ولی سیاستمداران، وزیران و ورزشکاران خوبی هستند.

گروه خونیA:
افراد آرام، پیرو قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند؛ انعطاف‌ناپذیر، تو دار، خودخواه و مشکل پسندند. این افراد برای کارهای حسابداری، هرگونه کار اقتصادی و مالی، کامپیوتر و مهندسی شایستگی دارند.

گروه خونیB:
مردمانی رک و صریح، حساس و در عین حال دارای پشتکار هستند. ناشکیبا، پیش‌بینی نشدنی و در کارهایی که دوست دارند تنبل‌اند! این افراد دهانشان چفت و بست ندارد و نمی‌شود اسرار و کارهای محرمانه را با آنها در میان گذاشت. این افراد شایسته روزنامه‌نگاری و نویسندگی، هنر و کارهای فکری هستند.

گروه خونیAB:
افرادی منطقی، حسابگر، امین و رو راستند؛ سازمانده، فرمان‌بر و در عین حال نیرومند هستند؛ این افراد به آسانی کسی را نمی‌بخشند، گاهی خشمگین می‌شوند و چشم‌پوشی را دوست ندارند، محافظه کارند و نمی‌شود آنها را به سادگی شناخت. این افراد برای مدیریت، قضاوت، نمایندگی، کارگری و کارفرمایی هر دو مناسب‌اند.

اضافه کنم که تا اونجایی که یادم هست، گروه خونی من O باید باشه، اما من نه ورزشکار خوبی هستم، نه سیاستمدار و نه وزیر! پر حرف که نیستم هیچ، مقام‌طلب و حسود هم نیستم. فقط فکر می‌کنم نسبت به دیگران سالمتر هستم.
این که دانشمندان این نتایج را از کجا به دست آوردن، من نمی‌دونم.

   + سعید ; ٢:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

مشغله

خدمت شما عارضم که از این تاریخ یعنی یکشنبه دهم اردیبهشت، تا ۱۶ تیر (یعنی حدود دو ماه) به علت مشغله زیادی که دارم و البته خودم برای خودم درست کردم، این وبلاگ در مقایسه با گذشته کمتر به روز رسانی خواهد شد. البته الان نمی‌تونم بگم که چرا وقت آزاد کمی دارم، چون می‌ترسم به هدفی که برای خودم ترسیم کردم، نرسم و پوزم کـــــــــــــش بیاد! (فکر می‌کنم همین طور هم بشه، میگی نه؟ نگاه کن!)
ولی شما دعا کنید که این طور نشه و همه ما به تمام آرزوهامون برسیم.
در پایان، این هم داشته باشین، بد نیست:
دنیا سه روز بیشتر نیست:
دیروز حکیمی است ادب آموز؛
امروز دوستی است در حال وداع؛
و فردا هم آرزویی بیش نیست...

   + سعید ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()

دریــا


چون به دریا می‌توانی راه یافت، سوی یک قطره چرا باید شتافت

   + سعید ; ٧:۱٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()