saeid online

شیمی معدنی: بی‌مصرفترین گرایش شیمی

بد نیست بدانید که بی‌مصرفترین گرایش علم شیمی، از سوی شما بازدیدکنندگان وبلاگ، «شیمی معدنی» انتخاب شد. بر اساس آرای به دست آمده، ۴۲درصد از شما شیمی معدنی را بی‌مصرفترین گرایش شیمی می‌دانند؛ شیمی آلی با ۲۵درصد، شیمی فیزیک ۱۶درصد، شیمی تجزیه ۱۲درصد و مهندسی شیمی ۵درصد در رده‌های بعدی هستند.
نتایج نظرسنجی را از همان ابتدا می‌شد پیش‌بینی کرد، همین که استادهای شیمی معدنی افرادی همچون سرکار خانم زنده‌دل و سرکار آقای خانمحمدی هستند، به خوبی نشان‌‌دهنده این است که شیمی معدنی به اندازه پشیزی ارزش ندارد. (حقیقت همیشه تلخ است.)
شاید شما هم پس از گذراندن واحدهای مربوط به شیمی معدنی، به کشک بودن آن پی برده باشید و همیشه از خود پرسیده‌اید شیمی معدنی به چه دردی می‌خوره؟! درسی که غیر از پاسخ دادن به تستهای کارشناسی ارشد، هیچ کاربرد دیگری ندارد همان بهتر که آن‌را بوسید و کنار گذاشت.
من فکر می‌کنم لیسانس مهندسی شیمی با فوق دکترای شیمی معدنی برابری می‌کند و شاید سرتر هم باشد، خود شما ببینید یک مهندس شیمی بهتر می‌تواند برای مملکت خود مفید باشد یا دکترای شیمی معدنی؟ در صنعت از مهندسی شیمی بیشتر استفاده می‌شود یا شیمی معدنی؟!

   + سعید ; ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

چرخ فلک


چرخ بـر هــم زنـم ار جـز به مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

   + سعید ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

گریس و ساختار آن

گریس ماده‌ای جامد یا نیمه‌جامد است که از ترکیب یک ماده پرکننده و صابون (Thickener) درون روغن به دست می‌آید. البته ممکن است مواد دیگری که بتواند بر ویژگیهای آن بیفزاید نیز به کار رود. روغنهای معدنی (مشتقات نفتی) و یا سنتتیک، ماده اصلی تشکیل‌دهنده گریس است که حدود 80 درصد آن را تشکیل می‌دهند و نقش مهمی در قوام آن دارند. اگر این ماده با کیفیت نامناسب استفاده شود، ساختار گریس بسیار ضعیف و ناپایدار شده و در شرایط سخت به صورت دو فاز (روغن و صابون) در می‌آید و به قطعات و ماشین‌آلات صدمه بسیار می‌زند. دیگر ماده تشکیل‌دهنده گریس، صابون است که آن نیز دارای انواع گوناگون می‌باشد. برای ساخت گریس، صابون درون روغن به وسیله گرما ترکیب و پخته می‌شود. دراین مرحله، صابون در روغن بلوری شده و پس از به وجود آمدن الیاف، ترکیبی به صورت ژلاتینی به دست می‌آید؛ سپس گریس در دمای قابل تخلیه درون ظروف تخلیه می‌شود.
لازم به ذکر است که در برخی از انواع گریس تشکیل این رشته‌ها درون گریس، بعد از پایان پخت تا مدت طولانی ادامه می‌یابد.
نامگذاری: گریس را با پایه صابونی آن می‌شناسند. عمده‌ترین صابونهای سازنده گریس عبارتند از: صابون کلسیم (در گریسهای کاپ وشاسی)، سدیم (در گریسهای R.B.B ، فایبر یا با نام تجاری والوالین)، صابون لیتیم (در گریسهای مالتی پرپوز و ماهان)، غیر آلی (در گریس نسوز یا بنتون) و صابونهای دیگر مانند آلومینیوم.
ساخت صابون: این ماده خود نیز از پخت چربیها (اسیدهای چرب) و مواد قلیایی به دست می‌آید. صابون در بسیاری از گریسها بایستی از قبل آماده شود. برای همین، مواد اولیه درون دستگاه پخت صابون به نام اتوکلاو تزریق می‌شوند و پس از بسته شدن دستگاه، مانند زودپز تحت فشار قرار می‌گیرند. این دستگاه دارای دیواره‌ای گرمکن از نوع روغن داغ بوده و دمای پخت آن حدود 300 درجه سانتی‌گراد است. همچنین اتوکلاو دارای همزنی است که در زمان پخت برای یکنواختی کامل مواد از آن استفاده می‌شود. بدین ترتیب ساخت صابون با انجام آزمایشها و نمونه‌برداری تا به دست آمدن نتیجه کامل ادامه می‌یابد.
ساخت گریس: پس از پایان ساخت صابون، مواد به درون دستگاه پخت گریس به نام «کتل» انتقال یافته و سپس روغن به آن افزوده می‌شود. این دستگاه مشابه اتوکلاو عمل می‌کند با این تفاوت که تحت فشار نیست. هنگام پخت، صابون درون روغن به صورت بلورهای ریز درآمده و مخلوطی به حالت ژلاتینی به وجود می‌آورد. رشد بلورها در روغن از حساسترین مراحل پخت گریس است. اگر از مواد اولیه به ویژه روغن پایه نامرغوب استفاده شود، ساختار بلورهای به وجود آمده ضعیف شده و در شرایط عادی یا سخت، صابون از روغن جدا و گریس خاصیت روانکاری خود را از دست می‌دهد.
بلورها: نوع و اندازه بلورها عمده‌ترین عامل ساختار گریس است. به طور کلی آنها به سه گروه الیاف بلند، متوسط و کوتاه طبقه‌بندی می‌شوند. ضخامت این رشته‌ها از 100 تا 0/012 میکرون متفاوت است. هر چه نسبت طول رشته‌ها به قطر آنها بیشتر باشد گریس از قوام بهتری برخوردار است.
رنگ: رنگ گریس به روغن پایه و صابونی که با آن ساخته شده‌است، بستگی دارد. ممکن است برخی تصور کنند که رنگ روشنتر نشانه مرغوبیت گریس است، اما این درست نیست و این ویژگی نقشی در مرغوبیت گریس ندارد. 
پرکننده‌ها: این مواد برای کاربردهای خاصی به صورت جامد و یا مایع به گریس افزوده می‌شوند. برای مثال، ادتیوهای افزاینده تحمل فشار (EP) از جمله رایجترین آنها هستند.
طول عمر گریس از مهمترین پرسشهای مصرف‌کنندگان است. به طور معمول بیشتر شرکتهای سازنده دستگاهها، دستورهای گریس‌کاری و نوع آن را تعیین می‌کنند. در صورت دسترسی نداشتن به اطلاعات در این مورد، مراجعه به کاتالوگهای سازندگان گریس برای انتخاب گریس مناسب بهترین روش است.
لازم به ذکر است که به علت چسبندگی گریس، بیشتر ذرات آلاینده که در گریس باقی می‌مانند در صورت عدم تعویض به موقع، موجب ساییدگی و خوردگی بیشتر قطعه می‌شوند. گریس مانند روغن باید تعویض شود و فاصله زمانی تعویض به نوع کاربرد آن بستگی دارد و این عمل موجب روانکاری بهتر، طول عمر و تضمین سلامت دستگاهها می‌شود.

   + سعید ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

اندازه‌گیری وزن ماشین به کمک کاغذ A4


برای این کار به چند تا کاغذ A4 بیشتر نیاز نداریم.

 

عکس بالا شما را به حل این مسأله راهنمایی می‌کند.

شروع کنیم:
با اندازه‌گیری سطحی که هر لاستیک با سطح زمین تماس دارد و اندازه‌گیری فشار هر لاستیک می‌توانیم وزن ماشین را محاسبه کنیم.
این کار به آسانی قابل انجام است. بنا بر این فکر کردیم بهتر است که آن را به صورت آزمایشی ارائه دهیم تا اگر خواستید، شما هم آزمایش کنید و از این آزمایش لذت ببرید.

وسایل لازم:
یک دستگاه ماشین
فشار سنج باد لاستیک ماشین
خط کش
کاغذ میلیمتری
کاربن
چند برگه A4

گام اول:
شما باید مقدار سطحی را که لاستیکهای ماشین با زمین تماس دارد، اندازه‌گیری کنید. برای این کار می‌توانید از یک ورق کاربن روی کاغذ استفاده کنید تا مساحتی که لاستیک با سطح زمین تماس دارد را بدست بیاورید. بعد یک کاغذ میلیمتری را روی اثر لاستیک، قرار دهید و به کمک شمردن خانه‌ها، مساحت را به دست آورید.
اثر لاستیکها روی زمین به صورت مستطیل است. بنا بر این می‌توانید مانند شکل زیر طول و عرض مستطیل را اندازه‌گیری کنید و مساحت را به آسانی بدست آورید.

 

گام دوم:
مساحت سطحی که چهار لاستیک با زمین در تماس هستند را اندازه‌گیری کنید. اگر سطوح یکسان باشد می‌توان سطح یکی را در 4 ضرب کرد.

گام سوم:
به کمک فشار سنج، فشار هوای درون لاستیک را اندازه‌گیری کنید.

گام نهایی:
برای یافتن وزن ماشین کافیست، مساحت را در فشار ضرب کنید:

P= F / A= mg / A      m= PA / g

مثال:
فشار هوای یک لاستیک:

2 atm= 200000 N/m2

مساحت هر لاستیک:

A= 0.018 m2


W= P A= 200000 * 4 * 0.018= 14400 N 
m= W / g= 14400 / 9.8= 1468 kg


• اگر فکر می‌کنید خیلی دقیق هستید، محاسبات بالا را برای هر لاستیک جداگانه انجام دهید.
• برای اطمینان از محاسبات، بهتر است ماشین خود را با باسکول نیز وزن کنید.
• نگران این که اثر لاستیک روی سطح زمین مستطیل نیست و یا شیارهایی روی لاستیک وجود دارد، نباشید. چون اثر چندانی ندارند.

از: مدرسه اینترنتی تبیان

   + سعید ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

از آلبرت

آلبرت اینشتین:
زندگی دنیایی از ریاضی است
خوبیها را جمع کنیم، بدیها را کم کنیم
شادیها را ضرب و غمها را تقسیم کنیم
تنفرها را زیر رادیکال ببریم و محبتها را به توان برسانیم.

   + سعید ; ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

نگاه ا ب ر ا ه ی م ن ب و ی به روزمره‌ها

  • حمید شهریاری، یک روحانی جوان به جای نصرالله جهانگرد، مدیر فناوری اطلاعات ایران شد. آگاهان پیشنهاد کردند از این به بعد کاربران اینترنتی موارد زیر را پیش از ورود به اینترنت رعایت کنند:
    اول: قبل از ورود به وب‌سایتهای اسلامی وضو داشته باشند و برای این که مشکلی پیش نیاید زیاد روی صندلی جابجا نشوند.
    دوم: با پای راست وارد وب‌سایتهای مستهجن شوند.
    سوم: رضایت پدر دختر در هنگام چت با نامحرم شرط است. احوط آن است که نکنند، بلکه [...].
    چهارم: در هنگام فرستادن آف‌لاین هرگز فراموش نکنیم که خداوند همیشه آن‌لاین است.

  • عباسیان و بلخاریان حمله می‌کنند.
    آقا! سرخپوستها به دانشگاه اصفهان حمله کردند. وزیر علوم و مرد علمی سال جهان، رئیس جدید دانشگاه اصفهان را تعیین کرد. دکتر «رامشت» (احتمالا باید جزو سلسله عباسیان یا بلخاریان باشد.) رئیس دانشگاه اصفهان موارد زیر را در این دانشگاه اعلام کرد: «من به‌عنوان رئیس دانشگاه آمده‌ام تا مسجد درست کنم، آمده‌ام تا هیات درست کنم، آمده‌ام هیات سینه‌زنی درست کنم، قرار است نماز راه بیندازم، قرار است...» وی گفت: «باید ان‌جی‌او حضرت عباس در دانشگاه تشکیل بدهیم.» وی دانشجویان را چنین تهدید کرد: «شما عوامل تولید فرهنگ اختلاط هستید و یک روز به این جرم سر شما را می‌برند.»

  • انرژی هسته‌ای، دویست تومن بسته‌ای
    درست در شرایطی که ما داریم می‌رویم به شورای امنیت و همه می‌دانند که علت رفتن ما به شورای امنیت هیچ ربطی به انرژی هسته‌ای ندارد و به تندرویهای لفظی روسا در شش ماه گذشته مربوط است، بحثهای علمی درباره انرژی هسته‌ای همچنان ادامه دارد. حسن روحانی که خودش می‌داند دعوا سر چیست، گفت: «دعوای ما با دنیا برسر بمب هسته‌ای نیست، بر سر توسعه است.» آگاهان گفتند: «دعوای ما با دنیا برسر بمب هسته‌ای نیست، اما دعوای دنیا با ما برسر بمب هسته‌ای است.» یکی دیگر از آگاهان از آقای روحانی پرسید: پس چرا وقتی شما مسئول انرژی هسته‌ای بودید به شورای امنیت نرفتید؟
    اما بحث علمی دیگر در این‌باره توسط زادسر، نماینده جیرفت گشوده شد. وی در یک نطق استراتژیک و به قول حسن عباسی، دکترینال گفت: «در برنامه هسته‌ای به خدا توکل کنیم.» آگاهان عاجزانه درخواست کردند که اکنون این کار را نکنیم، چون در ماههای اخیر خداوند سرش شلوغ است و نمی‌داند باید طرف امت موسی را بگیرد یا طرف امت عیسی را بگیرد یا طرف اهل سنت را بگیرد یا طرف شیعیان را بگیرد؟ یک دفعه دیدی خداوند رفت به کمک آنها. آن وقت بیچاره می شویم.

  • دانشگاه قبرستان می شود.
    به دنبال تدفین اجباری سه تن از شهدا در دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان این دانشگاه اعتراض کردند و با بسیج دانشجویی درگیر شدند. این اعتراض به پرتاب گاز اشک آور و برخوردهای خشونت آمیز کشید. در نظرسنجی‌ای که از 1255 نفر از دانشجویان شد، 82 درصد مخالف این عمل و 15 درصد موافق و 3 درصد ممتنع بودند. و چون دانشگاه هم مثل بقیه کشور است، نظر همان 15 درصد اجرا شد. به دنیال این درگیریها، ژان لویی برنارد، یکی از کارشناسان مسائل دانشجویی در اروپا که علت درگیری را متوجه نشده بود، پرسشهای زیر را درباره مسائل دانشگاهی کشور پرسید و جوابهای زیر را گرفت:
    ژان لویی برنارد: علت درگیری در دانشگاه علم و صنعت چه بود؟
    ما: عده‌ای می‌خواستند سه نفر از شهدا را در دانشگاه دفن کنند، به همین دلیل دانشجویان اعتراض کردند.
    ژان لویی برنارد: مگر در ایران کشته‌ها را در دانشگاه دفن می‌کنند؟
    ما: نه، ولی این افراد شهید بودند.
    ژان لویی برنارد: این افراد در درگیریهای دانشجویی به شهادت رسیده بودند؟
    ما: نه، اگر این طوری بود که آنها را گور به گور می‌کردند، این افراد در جنگ شهید شده بودند.
    ژان لویی برنارد: مگر ایران در حال جنگ است که شهید جنگی دارید؟
    ما: نه، این افراد 15 سال پیش در جنگ شهید شده بودند.
    ژان لویی برنارد: پس لابد جسدشان را تازه پیدا کرده بودند؟
    ما: نه، جسد این شهدای عزیز قبلا در یک جایی دفن بود که چون دانشجویان نمی‌رفتند هر روز بالای قبرشان سینه‌زنی کنند، به جای اینکه دانشجویان را ببرند قبرستان، قبرستان را آوردند به دانشگاه.
    ژان لویی برنارد: آیا در ایران رفتن به قبرستان برای دانشجویان اجباری است؟
    ما: نه، ولی بسیج دانشجویی دوست دارد که قبرستان دم دستش باشد که اگر وسط دو تا کلاس دلش گرفت برود سر قبر سینه بزند و دلی از عزا دربیاورند.
    ژان لویی برنارد: آیا دانشجویان ایرانی نصفشان نظامی هستند و نصف دیگرشان با نظامیها مبارزه می‌کنند؟
    ما: نه، دانشجویان ایرانی هر یک ماه یک بار این کار را می‌کنند، در ضمن فقط ده بیست درصدشان از این کارها می‌کنند، بقیه درس می‌خوانند و وقتی فارغ‌التحصیل شدند برای کار می‌روند آمریکا.

   + سعید ; ٧:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

چند جمله‌ای از بزرگان درباره پدیده شوم امتحان

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم می‌زند. «آلبرت انیشتین»
امتحان مسخره‌ترین کار دنیاست. «جرج برنارد شاو»
امتحان بدون تقلب مانند کریسمس بدون درخت است. «کی اس الیت»
امتحان بخشی از زندگی است، نه زندگی امتحانست. «پائولو کویئلو»
چی گفتید امتحان؟! اصلا معنی‌اش را نمی‌دانم. «جرج اورول»
امتحان فقط یه بازیه ... یه بازی مسخره. «از دیالوگهای فیلم نیش»
هر کس را می‌خواهی از خودت متنفر کنی، امتحانش کن. «یک ضرب المثل برمه‌ای»
در مدرسه هر پرسشی را که در امتحانهایم درست جواب می‌دادم، بعد می‌فهمیدم که غلط بوده، این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت. هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده‌ام، دیدم یک جای کار اشتباه بوده است. «ارنست همینگوی»

   + سعید ; ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

شمع را با آب روشن کنید.

شمعی را به دوستانتان نشان دهید. به آنها بگویید که می‌خواهید شمع را روشن کنید ولی کبریت ندارید. مسلما عده‌ای تلاش می‌کنند که به شما کبریت بدهند، ولی شما قبول نکنید و به آنها بگویید راضی به زحمت شما نیستم و شمع را با آب روشن می‌کنم! برای این کار لیوانی را پر از آب کنید، سپس مقداری از آن را بخورید تا همه متوجه شوند که آب معمولی است. حالا انگشت خود را در آب فرو برده و سپس روی فتیله شمع بگیرید تا یک قطره از آب روی آن بچکد، دوستانتان در کمال شگفتی می‌بینند که شمع روشن می‌شود.
فکر می‌کنید علت آن چیست؟
شما از قبل یک تکه پتاسیم کوچک را در لابلای تارهای فتیله شمع گذاشته‌اید و وقتی یک قطره آب روی آن می‌ریزید، واکنش شیمیایی بین پتاسیم و آب موجب اشتعال فتیله می‌شود.
به طور کلی فلزهای قلیایی تمایل فراوانی برای واکنش با آب دارند؛ لیتیم به آرامی با آب سرد واکنش می‌دهد. واکنش سدیم با آب بسیار شدید و ممکن است با شعله‌ور شدن همراه باشد. واکنش فلزهای K، Rb، Cs در آب با آتش گرفتن گاز هیدروژن و یا انفجار همراه است. اگر M نشان‌دهنده فلز قلیایی باشد:

M + H2O(l) = H2(g) + MOH(aq)

   + سعید ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

جــــــــــوک

من این جوک رو که خوندم، خود بخود یاد دانشگاه اراک و خیلی چیزهای فانتزی اونجا افتادم:
یه روز یه خره لنز میزنه، میره تو جنگل. همه حیوونا نگاهش میکردن؛ پیش خودش میگه: چیه! مثل اینکه اینا تا حالا آهو ندیدن!

   + سعید ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

تیزاب سلطانی

بد نیست بدانید که تیزاب سلطانی، در زبان انگلیسی "royal water" نامیده می‌شود. دقیقا همان چیزی که در زبان فارسی ازش نام می‌برند!
از آنجایی که این ترکیب برای فلزات با ارزشی مانند طلا، پلاتین و... کاربرد دارد، «سلطانی» نامیده می‌شود.
بیشترین کاربرد تیزاب سلطانی برای هضم نمونه‌های خاکی می‌باشد؛ به این صورت که ابتدا نمونه خاکی به‌وسیله تیزاب سلطانی در دمای بالا رفلاکس می‌شود تا فلز گرانبها از بافت خاک جدا شود. سپس با روشهای دستگاهی مانند جذب اتمی مقدار فلز موجود در نمونه خاکی اندازه‌گیری می‌شود.
تیزاب سلطانی، ترکیبی از HNO3:HCL با نسبت ۳ به ۱ می‌باشد. (۳ اسید کلریدریک)
اسید نیتریک مواد آلی نمونه را تخریب و مواد سولفیدی را اکسید می‌کند و از طرف دیگر با اسید کلریدریک واکنش می‌دهد و تیزاب سلطانی را به وجود می‌آورد. یعنی:

3 HCl + HNO3 = 2 H2O + NOCl + Cl2

 

 

 

در ضمن، در اینجا می‌توانید مطالب بهتری یاد بگیرید.

   + سعید ; ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

خاطره

ساعت ۶ عصر، آخرین نفر که یکی از متاهلان بیچاره بود از سر جلسه امتحان بلند شد. خود شما بهتر از من می‌دانید که همیشه امتحان یک درس چهار واحدی مانند شیمی معدنی۲ حساسیت‌های زیادی دارد، چرا که نمره بالا در یک درس چهار واحدی می‌تواند نقش بسزایی در بالا بردن معدل داشته باشد.
صبح روز بعد، با کمال تعجب و بر خلاف همیشه که چند هفته‌ای تا اعلام نمره‌ها طول می‌کشید، نمره‌های ما اعلام شد و از همه تعجب‌برانگیزتر، نمره‌های پایینی بود که کفر همه را در آورده بود. بالاترین نمره‌ای که داده شده‌بود، یازده و نیم بود و کمترین نمره وجود نداشت! به همین دلیل، هر کسی خود را از خانه یا خوابگاه و در حالی که به خیلی چیزها فحش می‌داد، به دانشگاه و اتاق زنده‌دل رسانده بود. همه شاکی بودند و به پایین بودن نمره خود نسبت به آنچه که پیش‌بینی ‌کرده‌ بودند، اعتراض می‌کردند. اما نامبرده فقط در حال ناسزا گفتن به دانشجویان که: شما نمی‌فهمید، شما قدر مرا نمی‌دانید، شما چیزی از شیمی معدنی نفهمیده‌اید، شما در کلاس‌های من حضور ذهن نداشته‌اید و خیلی حرف‌های نامربوط دیگر که نشان از حدودی دستپاچگی داشت.
این دستپاچگی هم از آن جا ناشی می‌شد که یکی از دانشجویان، استاد محترم را تا ساعت ۸:۳۰ شب در آزمایشگاه دیده بود و همیشه این سوال را تکرار می‌کرد که استادی که در یک روز هم امتحان شیمی معدنی دارد و هم شیمی‌ آلی‌فلزی و تا آن وقت شب در آزمایشگاه مشغول کار، چگونه می‌تواند در همان شب تمام برگه‌های امتحانی را تصحیح کند و ساعت ۸ صبح روز بعد اعلام کند؟
در نهایت استاد نگون‌بخت به صراحت اذعان کرد که برگه‌های امتحان را تصحیح که نکرده، هیچ! نگاهشان هم نکرده و بر اساس فعالیت‌های کلاسی نمره داده است.


.........................................
(توضیح: این خاطره از زبان یکی از دوستان نقل گردیده است. درستی یا نادرستی آن باشد به عهده راوی)

   + سعید ; ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

عطرها

به طور کلی می‌توان گفت که عطر مجموعه‌ای از مواد خوشبوکننده و یک حلال مناسب است. اجزای اصلی یک عطر را 1)حلال یا حامل 2)مواد تثبیت‌کننده و 3)عناصر خوشبو تشکیل می‌دهند.
حامل یا حلال: از حلالهای جدید و پرکار امروزی برای نگهداری عطرها مخلوط اتانول بسیار خالص به همراه مقدار کم یا زیاد آب است. میزان آب بر اساس انحلال‌پذیری روغنهای استفاده‌شده تعیین می‌شود. حلال به علت دارا بودن فراریت بالا، پخش بویی را که حمل می‌کند، آسان می‌سازد؛ ضمن آنکه تاثیر بدی هم بر پوست و همچنین واکنش خاصی با مواد حل‌شونده ندارد. اما پیش از هر چیز باید بوی الکل از بین برود که برای این کار از مواد برطرف‌کننده بو استفاده می‌شود. از موادی که چنین کاری انجام می‌دهند می‌توان به صمغ بنزویین و یا دیگر تثبیت‌کننده‌های رزینی اشاره نمود که این مواد به الکل افزوده می‌شوند و پس از مدت یک یا دو هفته، الکل بی‌بو بدست می‌آید.
تثبیت کننده‌ها: به طور کلی در یک محلول حاوی مواد معطر و فرار، جزئی که فراریت بالاتری دارد اول تبخیر می‌شود و از آنجایی که مجموعه مواد گوناگون بوی عطر را ایجاد می‌کنند باید این اشکال برطرف شود. برای همین از یک تثبیت‌کننده استفاده می‌شود، ماده‌ای که فراریت پایینتر از روغنهای عطری دارد و سرعت تبخیر اجزای تشکیل‌دهنده و معطر را کند و یکسان می‌کند.
از انواع تثبیت کننده‌ها می‌توان به 1)ترشحات حیوانی مانند مشک و عنبر 2)محصولات رزینی که بر اثر آسیب‌دیدگی و یا به طور طبیعی از گیاهان خاصی ترشح می‌شوند مانند بنزویین و صمغ یا ترپنها 3)روغنهای اسانسی که هم بوی خوش و هم نقطه جوش بالاتر از حد معمول (285-290 درجه سلسیوس) دارند مانند مرموک و صندل ۴)مواد تثبیت‌کننده سنتزی: برخی از استرهای بی‌بو با نقطه جوش بالا مانند گلیسریل دی استات با نقطه جوش 259 درجه سلسیوس و اتیل فتالات با نقطه جوش 295 درجه، بنزیل بنزوات با نقطه جوش 323 درجه سلسیوس و همچنین موادی که بوی خاصی دارند و پس از اضافه شدن به مجموعه مواد معطر، بوی خود را منتقل می‌کنند مانند: آمیل بنزوات، استو فنون، استرهای الکلی سینامیک، استرهای اسیدی سینامیک و....
مواد خوشبو: به طور کلی مواد خوشبوی موجود در عطرها به موارد زیر تقسیم می‌شوند: 1)روغنهای اسانسی 2)مواد مستقل 3)مواد شیمیایی سنتزی یا نیم‌سنتزی.
روغنهای اسانسی در حقیقت از نوع روغنهای خوشبوی فرار با خاستگاه گیاهی هستند. ترکیباتی که در روغنهای اسانسی به وجود می‌آیند را می‌توان به‌صورت زیر دسته‌بندی کرد:
استرها: به‌طور عمده بنزوییک،‌ استیک، سالسیلیک، و سینامیک اسیدها. الکلها: منتول و بورنئول. آلدهیدها: بنزآلدهید، سینامالدهید، سیترال. اسیدها: بنزوییک، سینامیک، ایزو والریک در حالت آزاد. فنلها: تیمول، اوژنول، کارواکرول. کتونها: کارون، منتون، ایرون. لاکتونها: کومارین. ترپنها: کامفئین، پینن، لیمونن، سدرین، فلاندرین. هیدروکربنها: سیمین، استیرن، فنیل اتیلن.
در گیاهان زنده روغنهای اسانسی در متابولیسم یا مقابله با دشمن دخالت دارند و یک بخش از گیاه یا همه بخشها ممکن است حاوی روغن باشند؛ روغنهای اسانسی در غنچه‌ها، گلها، برگها، پوست، ساقه، میوه، دانه‌ها، چوب، ریشه‌ها و ساقه‌های زیر زمینی و در صمغ برخی از درختان یافت می‌شوند. روغنهای فرار را می‌توان از گیاهان با روشهای گوناگونی به دست آورد که عبارتند از: فشردن، تقطیر، استخراج با حلالهای فرار یا روغنهای جاذب و خیساندن. لازم به ذکر است که استخراج با حلالهای فرار یک روش جدید است که می‌تواند جایگزین روشهای دیگر شود اما از تقطیر گرانتر است. بیشتر روغنها به وسیله تقطیر با بخار آب به دست می‌آیند اما در برخی از روغنها دما اثر معکوسی دارد مانند روغن مرکبات که با فشردن پوست آنها روی اسفنج بدست می‌آیند، روغنی که به اسفنج منتقل می‌شود در مراحل بعدی با فشردن اسفنج جمع می‌گردد. در برخی از گلها به وسیله تقطیر روغنی به دست نمی‌آید یا روغن آنها در اثر تقطیر تخریب می‌شود برای همین از روشهای دیگری استفاده می‌شود.
مطالب تکمیلی
باید بدانید که همه عطرها مخلوطی از مواد طبیعی (عصاره گیاهان) و مواد سنتزی (برای تقویت بو و افزایش مدت تاثیر آن) هستند. الکل به عنوان مایع اصلی تشکیل‌دهنده هر عطر می‌باشد و نامگذاری محصول نهایی به نسبت مخلوط شدن الکل با اسانسهای معطر بستگی دارد. علت استفاده از الکل این است که با انتشار به اطراف، بوی عطر را پراکنده می‌کند.
اگر میزان مواد معطر در یک عطر بین 20 تا 40 درصد باشد (و بقیه الکل و آب)  perfume نامیده می‌شود که این نوع عطر از انواع دیگر خالصتر و بادوامتر است.
متداولترین عطر، eau de perfume است که حاوی 15 تا 22 درصد مواد معطر می‌باشد. eau de toilette به عطری گفته می‌شود که درصد مواد معطر آن بین 8 تا 15درصد است. این عطرها دارای بوی ملایم و کم دوام هستند و بیشتر برای اسپری بدن یا پریدن خواب از سر و استفاده در محیط کار مناسب‌اند. eau de cologne هم در اصل همان اودوتوالت است ولی به یک بوی خاص اشاره می‌کند. این نوع عطر، از همه انواع دیگر ارزانتر است و درصد کمتری مواد معطر دارد. (حدود 4 درصد)
بقیه لوازم معطر را می‌توان در رده‌های بعدی قرار داد. برای نمونه افترشیو، دئودورانت، ژل حمام، لوسیون بدن و... .
میزان دوام عطر روی بدن هر فرد افزون بر نوع عطر، به ویژگیهای پوست هم بستگی دارد. کسانی که دارای پوست روشن و خشک هستند در مقایسه با کسانی که پوست چرب دارند، بوی عطر را کمتر نگه می‌دارند. البته ph پوست هم روی دوام بوی عطر تاثیر دارد.

   + سعید ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

کدام‌یک ماهی پرورش می‌دهند؟

به گفته اینشتین:

تنها ۲ درصد از مردم جهان می‌توانند این را حل کنند و ۹۸ درصد نمی‌توانند.
آیا شما در زمره ۲ درصد افراد باهوش دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید که در میان افراد باهوش هستید یا خیر؟ هیچ‌گونه کلک و حقه‌ای در این مساله نیست و تنها به کمک منطق می‌توانید به جواب برسید.

صورت مساله:
الف) در خیابانی ۵ خانه در ۵ رنگ متفاوت وجود دارد.
ب) در هر یک از این خانه‌ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می‌کند.‌
ج) این ۵ صاحب‌خانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می‌نوشند، نشریه متفاوت می‌خوانند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می‌کنند.

سوال:
کدام‌یک از آنها در خانه ماهی نگهداری می‌کند؟

راهنمایی:
۱. انگلیسی در خانه قرمز زندگی می‌کند.
۲. مرد سوئدی یک سگ دارد.
۳. مرد دانمارکی چای می‌نوشد.
۴. خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید است.
۵. صاحب خانه سبز، قهوه می‌نوشد.
۶. مردی که نیویورک تایمز می‌خواند، پرنده پرورش می‌دهد.
۷. صاحب خانه زرد مجله فیلم کامنت می‌خواند.
۸. مردی که در خانه وسطی زندگی می‌کند شیر می‌نوشد.
۹. مرد نروژی در اولین خانه زندگی می‌کند.
۱۰. مردی که واشنگتن‌تایمز می‌خواند در کنار مردی که گربه نگه می‌دارد زندگی می‌کند.
۱۱. مردی که اسب نگهداری می‌کند کنار مردی که مجله فیلم کامنت می‌خواند زندگی می‌کند.
۱۲. مردی که لوس‌آنجلس تایمز می‌خواند، شیرقهوه می‌نوشد.
۱۳. مرد آلمانی اشپیگل می‌خواند.
۱۴. مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می‌کند.
۱۵. مردی که واشنگتن‌تایمز می‌خواند همسایه‌ای دارد که آب می‌نوشد.

آلبرت اینشتین این معما را در قرن ۱۹ میلادی نوشت. به گفته او ۹۸ درصد از مردم جهان نمی‌توانند این معما را حل کنند!

شما چطور؟ آیا می‌توانید؟ جوابهایتان را در بخش «پیشنهاد بدین» بنویسید.

   + سعید ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٤ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

هفت سین

قبل از آغاز سال نو، در یک محفل دوستانه یکی از دوستان ما با چنان افسوسی می‌گفت که: هفت‌سین در ابتدا و در اصل «هفت‌شین» بوده و این هفت‌شین عبارت بودند از: شمع، شراب، شیرینی، شمشاد، شهد (عسل)، شربت و شاخه نبات. این دوست عزیز که اگر اشتباه نکنم پیش خودش فکر می‌کرد از نوادگان داریوش سوم و منجی ایران عزیز است، و در حالی که اشک فقط در یکی از چشمانش حلقه زده بود، می‌گفت: «بـله! شراب رو از ما گرفتند و به جای اون، برادر شراب* (یعنی سرکه) رو به ما دادند و همین جا بود که تمام بدبختیهای ما شروع شد و به همین خاطر، به اینجا رسیدیم!»
البته قبل از هر چیز به شما بگویم که من به دنبال انکار یا تایید شراب نیستم و موضوع بحث ما این نیست؛ اما این دوست عزیز نگفتند که چه کسانی شراب را از ما گرفتند و به جای شراب، سرکه را به ما دادند و چنین خیانت نابخشودنی و بزرگی به ما کردند؟! و البته نگفتند که شراب چه خاصیتی داشته و دارد که بودنش موجب داشتن ایرانی سرافراز و آباد و نبودش، چگونه موجب فلاکت و نگون‌بختی ایرانی‌جماعت شده؟
از این که بگذریم، همین امروز در یکی از سایتها خوندم که: «برخى دیگر به وجود هفت‌چین در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. البته در این‌باره تعابیر گوناگونى وجود دارد. برخی می‌گویند در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت کاسه چینى غذا مى‌گذاشتند و بنا بر این به آن هفت‌چین یا هفت‌چیدنى مى‌گفتند. یا در کتاب فرورى آمده است: در روزگار ساسانیان، یکى از کالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران، کاسه‌هایى بود که بعدها به نام کشورى که از آن آمده بودند «چینى» نام‌گذارى شد و به گویشى دیگر به شکل سینى در ایران رواج یافتند.»
حال، دوست دارم آنچه که به نظرم آمده‌است را با شما در میان بگذارم: اگر ما بپذیریم در زمان ساسانیان، هفت‌شین متداول بوده‌ و یکی از شین‌های این سفره شراب بوده‌است، آیا مردم آن دوره به شراب، «شراب» می‌گفتند یا این نوشیدنی را با نام دیگری صدا می‌زدند؟ تا آنجایی که می‌دانم شراب یک واژه عربی است و ساسانیان به دوره قبل از اسلام مربوط می‌شود و چه بسا این نوشیدنی که امروز ما آن‌را «شراب» می‌خوانیم، در روزگار ساسانیان با حرف دیگری غیر از شین شروع می‌شده! در ضمن، شربت (یکی دیگر از شین‌های هفت‌شین) نیز یک واژه عربی است و هم‌خانواده شراب. پس تا حدودی، این فرضیه کشک از آب در می‌آید.
با این اوصاف، شاید چند وقت دیگر، یک ایرانی وطن‌پرست دیگر سرش را از زیر لحاف بلند کند و بگوید: نه هفت‌سین درست است نه هفت‌شین و نه هفت‌چین! بلکه در اصل هفت‌جین بوده و مردم زمان هخامنشیان هفت جین غذا سر سفره نوروز می‌گذاشتند و... یا اینکه دیگری بگوید: چون راه عرفان هفت مرحله دارد و برای رسیدن به خدا باید از این هفت پله گذشت، هفت‌عین درست است و ... و ... خیلی اعوجاجات دیگر!
مشکل ما جایی دیگر است ولی به اشتباه به مسائل پیش‌پا افتاده و کذایی دیگری گیر داده‌ایم. اینکه می‌بینید دیگران چه پیشرفتها که نکرده‌اند و به چه جاهایی که نرسیده‌اند، در این نیست که شراب یا ویسکی یا چیز دیگری می‌خورند؛ نسبت دادن تمام عقب‌ماندگیهای کنونی و پیشرفتهای گذشته به شراب، عاقلانه نیست. خود شما شاید بهتر از من بدانید که یک شهروند اروپایی به‌طور متوسط در یک شبانه‌روز یک ساعت مطالعه می‌کند اما این رقم برای ما ایرانیها کمتر از یک دقیقه است! یا زندگی مردم هند آنچنان با کتاب عجین شده است که بیا و ببین!! اما من و شما چی؟ روزنامه که هیچی! چون نباید نزدیک سیاست شد! ما در خریت خود می‌پنداریم روزنامه‌خواندن یعنی سیاسی‌شدن! مجله که هیچی! چون گرونه! کتاب که ول‌کن! تازه من هر وقت کتاب می‌خونم، خوابم می‌گیره!
کدام یک از ما واقعا به عشق علم‌آموزی و علاقه به شیمی، خودمون رو پاره کردیم تا به دانشگاه راه پیدا کنیم و در دانشگاه با جون و دل درس بخونیم؟ یکی دنبال مدرک، دیگری دنبال پرستیژ، اون یکی دنبال همسر و... استادها که بدتر از همه: همه بی‌سواد، یکی دنبال بساز بفروش، اون یکی دنبال بدن‌سازی و پودر رستم، دیگری با ۵۰ سال سن دنبال دختر بیست ساله...
و این است که سرنوشتی بهتر از این، حقمان نیست.

* البته در جایی دیگر خوانده بودم که سرکه، خواهر و همزاد شراب است ولی این دوست عزیز می‌گفت: برادر شراب! در هر دو صورت، مهم نیست. فقط می‌خواستم شما بدانید.

   + سعید ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

لوگوی عید نوروز


در پی درخواست ایرانیان، لوگوی عید نوروز در سایت «گوگل» قرار گرفت. البته فقط در گوگل فارسی و برای دو روز.

   + سعید ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()

حول حالنا الی احسن الحال


یــا مقلب القــلوب و الابصـار
یـــا مدبـــر اللیـل و النــهـــار
یا مــحول الحــــول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

   + سعید ; ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۸٥
comment نظرات ()