saeid online

اطلاعیه

دوستان و همراهان سلام. اونهایی که از ابتدای شروع به کار این وبلاگ با ما همراه بودند می‌دونند که تا حالا چندین مرتبه در شیوه نگارش و انتخاب مطالب٬ تجدید نظر کرده‌ایم که البته تمام این دلایل مربوط به خودمان است. در این قسمت لازم می‌دانیم چند نکته را جهت اطلاع شما عرض کنیم:

۱. زبان طنز و انتقاد یکی از گزنده‌ترین مخلوقات خداوند می‌باشد و درصد گزندگی این پدیده حتی از نشیمن‌گز نیز بیشتر است. پس عزیزانی که مورد انتقاد قرار می‌گیرند لازم است همه مواردی را که ممکن است مورد حمله این زبان قرار گیرد از خود دور کنند.

۲. وبلاگ به هیچ عنوان قصد توهین به کسی را ندارد و افرادی که مورد انتقادات سازنده!!! ما قرار گرفته‌اند تقصیر خودشان بوده‌است. این عزیزان می‌توانند شخصا بروند از «جناب دکتر صلابت٬ دکتر مهدوی بزرگ٬ سنگی عزیز» یا دیگرانی که گزیده نشده‌اند دلیلش را بپرسند. البته اگر مورد خاصی از این عزیزان سر بزند ما شرمنده ایشان نیز خواهیم‌شد.

۳. زیاده عرضی نیست و ما همچنان به کارمان ادامه می‌دهیم.

باتشکر... بر و بچ

   + سعید ; ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

زنان از نظر علم شیمی و طرز تهیه

زن در طبیعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بیشتر به صورت ترکیب با عناصر، مانند انیدرید تکبر و سولفات خودبینی و ناز در منازل یافت می‌شود.

تاریخچه کشف زن
کاشف این عنصر، پروفسور «آدم» است که در تاریخ نوکیا 6600 برای اولین بار با این عنصر برخورد کرده و در راه این کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهایی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی این عنصر را پیدا و درک کند.(حتا گفته شده که دهن پروفسور آدم در این راه سرویس شده است.)

طرز تهیه زن
برای تهیه این عنصر کافی است مقداری اکسید اسکناس و نیترات پژو ۲۰۶ را در سولفات ویلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای ۲۴ عیار به عنوان مهریه و کمی کلرید خواهش (همون التماس) به عنوان شیربها اضافه شود! پس از ترکیب این مواد، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می‌شود و بعد از میعان به صورت عشق، زن در خانه رسوب می‌کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره چرب زبانی به عنوان کاتالیزور استفاده شود، نتیجه کار بهتر خواهد بود.

خواص فیزیکی زن
بسیار شکننده است! از جنس نرم و حساس می‌باشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می‌گیرد! هرگاه مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فوری ذوب شده و به صورت بیکربنات اشک جاری می‌شود.

خواص شیمیایی زن
بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی به ترکیب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ریمل دارند و پس از انجام واکنشهای شدید، به خیال خودشان قابل تحمل میشن!!! برخی از انواع این عنصر ناخالص بوده و همراه سیلیکات می‌باشند و در آنها خورده شیشه یافت می‌شود و خاصیت شوهر آزاری پیدا می‌کنند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در یک محیط سر بسته مانند اتاق با نیترات کتک و کربنات غضب ترکیب نموده و از این عمل، نیم مول گاز جیغ و نیم مول گاز فریاد که غلظت آن برابر ماده اولیه است متصاعد می‌شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشین می‌شود! سپس اگر به آن مقداری اکسید محبت اضافه شود به حالت ماده اولیه باز می‌گردد.

توصیه ایمنی
هرگز با این عنصر (زن) یکی‌ بدو نکنید که نتیجه خوبی نمی‌دهد.

از وبلاگ دیگران

   + سعید ; ٦:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

قالی سلیمان!

 

~~~~~مــــــــا تافته‌ای جـــــدا بــافته‌ایم.~~~~~

«قالی سلیمان»

   + سعید ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

مناظره استاد و دانشجو

گفتم غمم فزون است، گفتا ز من چه آید

گفتم که نمره‌ام ده، گفتا ز من نیاید

گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید

گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید

گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد

گفتا که خوش‌خیالی، کی وقت آن بیاید

گفتم که نمره هفت بدبخت عالمم کرد

گفتا اگر برای آن هم زیادت آید

گفتم خوشا دهی که دست شما دهد آن

گفتا تو کوشش کن، کو وقت آن بر آید

گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد

گفتا نگوی با کس، تا وقت آن بر آید

گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید

گفتا خموش جانم، از دست من چه آید

از وبلاگ دیگران

   + سعید ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

همین‌جوری!

 

 

نه تو می‌مانی، نه اندوه و نه هیچ‌یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه‌ی شادی که گذشت،

غصه‌ها خواهدرفت آن‌چنان که فقط خاطره‌ای خواهدماند.

لحظه‌ها عریانند، به تن لحظه‌ی خود جامه‌ی اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه نه آیینه به تو خیره شدست، تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی، آه از آیینه‌ی دنیا که چه‌ها خواهدکرد و

گنجه‌ی دیروزت پر از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته‌های فردا همه ای کاش ای کاش ظرف این لحظه

و لیکن خالیست.

ساحت سینه پذیرای چه‌کس خواهدبود،

غم که از راه رسید در این سینه بر او باز مکن

تا خدا یک رگ گردن باقیست

تا خدا مانده، به غم وعده‌ی این خانه مده ...

   + سعید ; ٧:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

آموزش رانندگی در سه سوت!

از آن جایی که دیده شده است برخی از استادان و حتا دانشجویان آرزو به دل مانده، لقمه بزرگتر از دهان خود برداشته‌اند و مسیر خانه تا ولایت سردشت را با خودروهای تازه ابتیاع شده طی می‌کنند و در بین راه نیز ادای خلبانها را در می‌آورند تا با زبان بی‌زبانی بگویند بــــــــــله! و متاسفانه خودرو را با قاطر و الاغ اشتباهی گرفته‌اند، به این نتیجه رسیدیم که باید از در ارشاد بیرون بیاییم و جهت ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و با توجه به این که انسان از هر چه منع می‌شود به همان عمل می‌کند و به هر چه امر می‌شود خلاف آن را عمل می‌کند، بر آن شدیم تا به سمند سواران و پراید سواران، اصول ابتدایی رانندگی را آموزش بدهیم تا دیگر شاهد این جور امل بازیها نباشیم. (به سبک برره‌ایها افعال معکوس به کار ببریم.)
درست است که با ویراژ دادن و سیگنال زدن (خودش می‌دونه با کی هستم.) می‌توان به دیگران نشان داد که چقدر کم داریم و چقدر بچه هستیم، اما اگر خدای ناکرده روبروی دانشگاه و در برابر دیدگان همه، با یک خودروی دیگر یا یک آدمیزاد تصادف کنید، آن وقت مثل همیشه پشت گوشتان قرمز می‌شود و در وهله اول خودتان ضایع می‌شوید.

و اما تعریف مفاهیم:

1- حق تقدم یعنی چه؟
همیشه حق تقدم با شماست، چه از فرعی به اصلی یا باز هم از فرعی به اصلی، بخصوص اگر یه لکنتی زیر پات باشه و البته در صورت لزوم از بیان عبارات چارواداری هم ابایی نداشته باشید.

۲- خطوط وسط خیابانها و بزرگراهها
یکی از افسانه‌هایی است که معنای آن را کسی نمی‌داند، اما گفته می‌شود این خطوط نشانگر آن هستند که جاده آسفالت شده است.

۳- خط ویژه
مسیری است برای استفاده عموم در مواقع لزوم و البته متاسفانه اتوبوسها و خودروهای امدادی هم گاهی به آنها تجاوز می‌کنند.

۴- چراغ راهنمایی
وسیله‌ای است برای زیبا سازی شهر، بخصوص در شبها که با سه رنگ زیبا محیطی شاعرانه به خیابانهای شهر می‌دهد و البته حواس رانندگان را نیز پرت می‌کند. (باید در خصوص اصلاح جایگاه آنها تصمیم جدی گرفته شود.)

۵- چراغ راهنمای خودرو
یکی از لوازم جانبی بی‌مصرف ولی برای زیبا کردن خودروست، چیزی مثل اسپرت کردن خودرو، البته شرکتهای خودروسازی باید در خصوص نصب آنها در ایران بازنگری جدی کنند، چرا که نصب آنها باعث تحمیل یک هزینه اضافی به خریداران می‌شود، این لوازم جنبی باید برای هر خودرو اختیاری و با نظر خریدار نصب گردد. کاری که الان ایران‌خودرو برای خودروهای سفارشی انجام می‌دهد.

۶- بوق
یکی از لوازم اساسی هر ماشینی است که باید تقویت شده و مدام مورد استفاده قرار گیرد، اگر بوق ماشینتان تمام شد، می‌توانید خودرو را از رده خارج کنید.

۷- سیستم صوتی (شامل باند و پخش)
اگر خواستار نشان دادن کلاس خود هستید، حتما نسبت به نصب باندهایی که بخصوص بصورت خربزه‌ای هستند و یک اکو سیستم و نصب جدیدترین ضبط روی خودروی خود (حتا اگر شده یک ژیان یا پیکان مدل 11 باشه) اقدام کنید.

نکته اخلاقی: تند بران، لازم نیست همیشه برانی، عرض زندگی مهم است، طولش را ولش. کوانتوم را بچسب!

   + سعید ; ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

زندگینامه

وی مانند اکثر نوزادان متولد شد و همینطور الکی نامش را «غ» نهادند. او از همان بدو تولد٬ علاقه وافر خود به علم را با قورت دادن یک عدد« IC هشت‌پا » به جهانیان نشان‌داد. پدرش که او را این همه شیفته علم و دانش می‌دید برای رشد و شکوفایی نوزادش٬ وی را روزی سه مرتبه قلمدوش نموده و حلواحلوا می‌کرد. شاهدان عینی نقل‌کرده‌اند که او روزانه هفت الی هشت بار دستشویی می‌کرد که این اصلا ربطی به موضوع بحث ندارد.

 وی برای نخستین بار در سنین کودکی با دیدن یک عدد «ماشین‌حسابfx »٬ عنان اختیار از کف داد و از همان‌جا به خودش قول‌داد متخصص دستگاه‌های آزمایشگاهی بشود. ولی پدرش هیچ‌وقت برایش ماشین‌حساب نخرید. «غ» که عشق ماشین‌حسابfx کورش کرده‌بود٬ خیلی غصه می‌خورد و این امر باعث شد او غمباد کند...

 ولی او دیگر تصمیمش را گرفته‌بود و هرطوری که شده‌بود متخصص دستگاه شد و توانست با زور بازوی خودش یک عدد ماشین‌حساب fx آبرومند بخرد. او دیگر به آرزویش رسیده‌بود ولی همان غمباد دوران طفولیت تاثیر خود را گذاشته‌بود. بله... غمباد باعث شده‌بود مزاجش دمدمی بشود و بخاطر همین مساله٬ همیشه دانشجویان را با اخلاق دمدمی خودش دق و آزار می‌داد.

وی که به گمان قریب‌به‌اتفاق دانشمندان جهان٬ تنها متخصص موجود در امر تشریح دستگاه‌های آزمایشگاهی است٬ تاکنون موفق به اخذ هیچ مدرک بین‌المللی و چاپ هیچ مقاله‌ای نشده که این مهم٬ از عهده هیچ ابوالبشری برنمی‌آید.

ایشان هم‌اکنون به‌سلامتی مشغول گذران عمر در دانشگاه اراک می‌باشند. عمرش دراز و راهش اتوبان باد... 

نویسنده: من ... ۵ ترم دارم

   + سعید ; ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

رویدادهای هفته

اخبار این هفته رو یکی از خانم‌های محترم ترم سومی واسه‌مون فرستادن. ببخشید که یه کمی مطالبتونو دستکاری کردیم. از لطفتون ممنونیم.

 * شنیده ایم یکی از نشریات دانشگاه٬ یکی از مطالب ما را با مقداری دستکاری و بدون ذکر منبع چاپ کرده‌است. خیلی کار بدی بود شیطون! ولی این یکبار عیبی نداره! این هم از مرام ما٬ حالا شما هم برادریتونو ثابت کنید!!!

 * دیده‌ها و شنیده‌ها حاکی از آن است که دوباره هرکولها و عشق هیکل‌های دانشگاه دور هم جمع شده‌اند و با کشیدن چیزهای سنگین هوس انواع و اقسام بیماری‌های جسمی از قبیل دیسک٬ فتق و ... به سرشون زده. آخه بیچاره‌ها! چرا همین که دیدین چهارتا دختر دارن تشویقتون می‌کنن جوگیر می‌شین و عنان اختیارتونو از کف میدین؟!!!

 * یکی می‌گفت: این بچه‌ها کی می‌خوان بزرگ شن؟ کی می‌خوان بفهمن این انجمن علمی‌های دانشگاه هم مثل بقیه چیزهاشونه؟ آخه جوجه فوکولیها! شما که نمی‌دونین هر ترم چقدر بودجه می‌تونین از دانشگاه واسه اون انجمنتون بگیرین چرا میرید تو انجمن؟ دیگه ما رو که سیاه نکنین! ما که می‌دونیم یکی مثل شما دوست عزیز چرا رفتی کاندید شدی!!! هزار سال دیگه هم که بگذره نمی‌تونین یکی از اون اهداف خوشکلتون رو که روز انتخابات٬ پشت اون تریبون خوشکل بیان کردین عملی کنین. مثل اینکه فراموش کردین اینجا ایران و اونجا هم دانشگاه اراکه!!! دست از این بچه‌بازیها بردارین. یه کار اساسی بکنید.

 * بازهم شنیدیم که: وزیر محترم علوم به اراک تشریف‌فرما شدن و وقتی دانشگاه ما (ببخشید٬ شما) و این شاهکار جامع رو دیدن خیلی خوش به حالشون شده. ما که نشنیدیم چقدر بودجه به دانشگاه اختصاص دادن. شما هم اگه شنیدید بهتره خودتونو به نشنیدن بزنید. چون اینجوری خیلی بهتره!!! 

   + سعید ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

::چتر شدن و شب زنده‌داری پیشرفته::

قانون طلایی: اصلی‌ترین چترشدنها و یک شب زنده‌داری باحال همیشه با یک تعارف ساده دوستانه آغاز می‌شود.

اخطار: این راهکار باید مو به مو اجرا شود و گرنه ممکن است در آخر بدون گرفتن نتیجه و با گوشهای پایین افتاده و سوسک شدگی حاد از خانه دوستتان خارج شوید.

ساعتهای اولیه: مهمترین چیز برای یک تلپ شدن موفق، عادی بودن ساعتهای اولیه است جوری که قربانی بویی نبرد.

آغاز عملیات: بعد از این که دوست بیچاره‌تان همه شما را بعد از ظهر به خانه خود دعوت کرد، نقشه شما آغاز می‌شود. فقط حواستان باشد که خانواده دوستتان در خانه نباشند و گرنه عیش شما کیفور نمی‌شود. (البته حرفه‌ایها می‌توانند این کار را انجام دهند.) قربانی نباید تا آخرین لحظه از این توطئه کثیف باخبر شود. تمام عصر را با خیال راحت بگذرانید و از این مهمانی ساده (از دید قربانی) کمال لذت را ببرید.

حوالی ساعت 9 و 10: تجربه ثابت کرده که در این ساعتها میزبان فلک‌زده فرت و فرت به ساعت اشاره می‌کند تا شما بفهمید (عمرا) و شرتان را بکنید. در این لحظه شما باید در دو محور فعالیت خود را آغاز کنید. یه تعداد درباره خاطرات شب زنده‌داریهای گذشته و عیش و نوشهایی که با هم داشتید صحبت کنند و خودتان هم قربانی را به سوسول و چدنگ (کلنگ+چدن) بودن و زود خوابیدن و به جا نیاوردن آیین دوستی و مهمان نوازی و هر چه که به ذهنتان می‌رسد و قابلیت پیچاندن قربانی را دارد متهم کنید. دوستان حتما باید شما را در این امر خطیر همیاری کنند و گرنه با یه تف که استخر پر نمی‌شود (ضرب المثله این بود؟!) در اینجاست که قربانی با بیچارگی تمام حقیقت را می‌پذیرد. هر جا که هستید لنگرتان را بیندازید و همگی که مجهز به پیژامه و رکابی هستید این تجهیزات را رو کنید و با یک یورش یخچال خانه قربانی را ببلعید. (از خوردن تخمه در این مرحله پرهیز شود.) گپهای اساسی را شروع کنید. یادآوری سوتیهای بچه‌ها، جوکهای ناجور بالای 18 سال و درآوردن ادای استادان گرامی. حتما یکی از بچه‌ها که در این کار تبحر دارد این مورد را به عهده بگیرد. این کار لازم است چون شما باید در هر لحظه به فکر آنها باشید.

دو ساعت بعد: در این هنگام شما باید مشغول دیدن فیلمهایی از نوع آخ جون و اینا!!!(فیلمهایی که فقط می‌توانید با دوستانتان ببینید) شوید. از فیلمهای ترسناک هم می‌توانید استفاده کنید. همیشه بین دوستانتان یکی دوتا ترسو پیدا می‌شود. آنها را کشف کنید و بعد از سوژه کردن آنها کلی هر و کر کنید. (وای خیلی حال میده) در این مرحله خوردن تخمه را آغاز کنید. (حین دیدن فیلم) سعی نکنید پوست تخمه را داخل ظرفی بریزید چون حالش کرخت می‌شود. بعد از دیدن فیلم برای تنوع، یکی از کارهایی که توصیه می‌شود ور رفتن با وسایل خانه قربانی است جوری که حرص او را درآورد. در این تحقیق و تفحص خود حتما دنبال تشک و پتو بگردید. حتما پیدا می‌کنید. این مرحله تا ساعت حدود 2 یا 3 بامداد ادامه پیدا خواهد کرد.

حوالی ساعت 2 و 3: حالا زمان بازیهای گروهی است (نرید منچ بازی کنینا. خودتون می‌دونین بازیهای گروهی یعنی چی. نه؟ البته با بازی کردن منچ شاید به تیم ملیش وارد بشین) اگر خانه آپارتمانی است و زیر شما ملتی زندگی می‌کند حتما از بازیهای پرتحرک مثل زو، جفتک چارکش، خربیس و ... استفاده کنید. در حین بازی می‌توانید از انواع و اقسام فحشها با صدای بلند استفاده کنید. (آنجا خانه شما نیست پس آبروی شما نمی‌رود) بعد از خستگی زیادی که به شما دست داد می‌روید و روی تشکها و زیر پتوهایی که در عملیات زیر و رو کردن خانه قربانی پیدا کرده‌اید جا خوش می‌کنید و عمرا نمی‌خوابید و حتما از تخمه استفاده کنید.

حوالی سحر: در این لحظه به علت بالا رفتن میزان الواطی و خر شوتی خونتان، آستانه تحریک خنده‌های شما فوق‌العاده پایین آمده و به ترک دیوار و لامپ سوخته و حتا به مگسی که لای پنجره گیر کرده و دست و پا می‌زند، می‌خندید و این خندیدن تا پای ترکیدن ادامه پیدا می‌کند. کم نیاورید و همین طور حرف زدن را ادامه دهید. این ساعات پایانی لذت‌بخشترین و مفرحترین ساعات شب زنده‌داری خواهد بود که حتا برخی از بزرگان فن، از این وضعیت به نشئگی و خلسه حاد تعبیر کرده‌اند.

از وبلاگ دیگران

   + سعید ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

خاطره

خاطره اولی: یکی از استادان قشنگ ما که تازه از سفر بلژیک برگشته بود، در یکی از کلاس‌های درس خود به جای این که از کوانتوم بگوید، لح‌لح‌ زنان از خاطرات سفر خود برای ما می‌گفت. این بزرگوار، در حالی که به حال و روزمان افسوس می‌خورد و از شلختگی و قانون‌گریزی مردم بافرهنگ ایران سخن می‌‌راند، آهی از ته دل کشید و گفت: در بلژیک که بودیم به اشتباه فکر می‌کردیم که خودروهای آن جا بوق ندارند و گویا مردم آن دیار از وجود چنین ابزار حیاتی در وسایل نقلیه بی‌خبرند. به همین جهت و در راستای این که خودی نشان بدهیم، در صدد برآمدیم تا با دادن یک عدد مقاله، آن‌ها را از وجود ماسماسک مذکور آگاه کنیم. اما بعد از کلی پژوهش فهمیدیم که نه تنها بوق دارند بلکه خیلی چیزهای دیگری هم دارند، از جمله فرهنگ رانندگی را نیز بر خلاف ما ایرانی‌ها دارند. (تا این جا را داشته باشید.)
در یکی از روزهای سرد پاییزی و در حالی که روبروی دانشگاه، یکی دو ساعت برای رفتن به خوابگاه پردیس، منتظر مانده بودم، دیدم که پرایدی با سرعت سرسام‌آور و در حالی که راننده‌اش با موبایل صحبت می‌کند، از دانشگاه در حال بیرون آمدن است و با بوق زدن‌های پی در پی، قصد کنار زدن خودروهای دیگر و بازکردن راه برای خود دارد. وقتی نزدیکتر شد، دیدم که راننده پراید متاسفانه، کسی غیر از بلژیکی‌ سولی نیست و خوشبختانه خیلی زود از جلوی چشمانم دور شد.
پیش خود گفتم چقدر خوب است آدم به حرف‌هایی که می‌زند، عمل کند تا این قدر از چشم خلق خدا نیفتد.

خاطره دیگر: در یکی از روزهای خداوند، وقتی که خود را به زحمت و با ۲۰ دقیقه تاخیر به دانشکده رساندیم تا از افاضات استاد بهره ببریم، با کلاس خالی از خانم مواجه شدیم. جای خالی آقایان و نبودشان اهمیتی نداشت؛ چرا که از شش دانشجوی پسری که ساکن خوابگاه بودند، همگی شب قبل به معراج رفته بودند. این ور را بگرد اون ور بگرد تا این که بنده خدایی به ما گفت: "شاسکول! امروز کلاس مهندس امانی در اتاق کامپیوتر تشکیل می‌شود برو آن جا." به هر زحمتی بود خود را از راهروهای تنگ و تاریک دانشکده به اتاق کامپیوتر رساندیم و دیدیم که جناب استاد می‌خواهد از فناوری آموزشی (همان تکنولوژی آموزشی) بهره بگیرد و با نمایش یک حلقه سی‌دی درباره انرژی و ترمودینامیک، درس شیمی صنعتی را در عمق جان و دل دانشجویان نهادینه کند تا هیچ گاه فراموش نکنند. (استاد ما به هیچ وجه قصد دو دره‌بازی نداشت.)
ولی در این جا بود که یک مشکل کوچک پیش آمد، نمایش سی‌دی همانا و مزاحمت دانشجویان کامپیوتر همانا! بیچاره‌ها پشت در جمع شده بودند و هر چه از مهندس امانی خواهش می‌کردند که بیرون بیاید تا به کارشان برسند، گوششان بده‌کار نبود و با اعتماد به نفس در خور تحسین کلاس را به مصادره خود در آورده بود.
پس از حدود نیم ساعت، استاد ما که دید دانشجویان کامپیوتر بر خواسته خود پافشاری می‌کنند، کمی پیش خود فکر کرد و به این نتیجه رسید که ای دل غافل! نکند دانشجویان کامپیوتر در این جا کلاس داشته باشند؟
خلاصــــــه، مهندس امانی بعد از چند بار پرس و جو از مدیریت دانشکده و بررسی برنامه کلاسی به حماقت خود پی برد و یاد گرفت که از این به بعد بدون هماهنگی، کلاس استاد دیگری را اشغال نکند و راه‌های ساده‌تر و ارزانتر دیگری را برای دو دره‌بازی به اجرا درآورد.

   + سعید ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

رویدادهای هفته

 

  • یکی از دانشجویانی که پس از موعد مقرر به خوابگاه «شهیدپردیس‌سردشتی»(شپرس) مراجعه‌کرده‌ و حاضر نشده‌بود از مقابل سرپرستی عبورکند٬ از پنجره‌های طبقه همکف خود را به طبقه دوم رساند. این دانشجو مورد استقبال تنی چند از هم‌طبقه‌ای‌های خود قرارگرفت. 
  • کتابی که چندین سال پیش توسط عده‌ای از دانشجویان شیمی به فارسی ترجمه شده‌بود٬ هم اکنون به همت دو تن از اساتید مجرب در زمینه ترجمه و ویرایش٬ به زبان «سانسکریت» آماده چاپ شده‌است. گفتنی است هیچ‌یک از دانشجویان دست‌اندرکار ترجمه سهمی از چاپ کتاب نخواهندبرد و تمامی حقوق مادی و معنوی این کار٬ کمپلت٬ متعلق به این اساتید مجرب می‌باشد.
  • یک دستگاه «بوته چینی» موجود در آزمایشگاه معدنی که دو هفته پیش به‌طرز مرموزی ناپدید شده‌بود٬ با تلاش برادران و خواهران جان‌برکف اطلاعاتی٬ در یکی از اتاق‌های دانشگاه پیداشد. طبق اطلاعات منتشره٬ در زمان سرقت از این بوته به‌عنوان «جاسیگاری» استفاده می‌شده‌است.
  • با تلاش عده‌ای از متخصصان جوان و جویای نام ساکن خوابگاه «شپرس»(شهید پردیس سردشتی) نرم‌افزار media player با موفقیت هرچه‌تمام‌تر بر روی یکی از کامپیوترهای خوابگاه نصب و اجرا شد. گفتنی است چندی پیش دو تن از اعضای همین گروه توانسته بودند تلویزیون موجود در سالن تلویزیون را برای تماشای CD به مدت سه ساعت به اتاق خود ببرند. 

   + سعید ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

تقدیر

هرچند همه ما و شما می‌دانیم که دانشگاه ما (ببخشید ما دیگه فارغ التحصیل شدیم) منظورم دانشگاه اراک٬ طی چند سال اخیر خیلی پیشرفت داشته‌ و هرچند همه ما می‌دانیم این همه پیشرفت باید از یک جایی سرچشمه گرفته‌باشد و هر چند همه ما ‌می‌دانیم این سرچشمه کسانی جز مسئولین همین دانشگاه نیستند و هرچند همه ما می‌دانیم این همه تلاش شایسته تقدیر و تشکر است ولی نمی‌دانیم چرا آشپزهای محترم این همه لوبیا در خورشت‌های سلف می‌ریزند تا دانشجویان٬ ناخواسته این‌همه تلاش را به باد هوا دهند.

   + سعید ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()

از رووووز آن‌لاین

الحق و الانصاف که این «ا.ب.ر.ا.ه.ی.م ن.ب.و.ی» حرفهای قشنگی می‌زند و ارزش یک‌بار خواندن را دارد:

 

  • اعلام خطر ایدز در دانشگا‌‌هها

    چند روز پیش دانشگاه آزاد نجف آباد تصمیم گرفت که محوطه ورودی پسران و دختران را جدا کند، در نتیجه پسران و دختران از دو در وارد می‌شدند و دوباره با همدیگر وارد یک راهروی مشترک می‌شدند، به دنبال این تصمیم شجاعانه و عاقلانه و مدبرانه تعدادی از شیشه‌های این دانشگاه شکست و دانشگاه بعد از دو ساعت تصمیم گرفت دوباره همان کار قبلی را انجام دهد. همچنین در اعتراض به مشکلات صنفی در دانشگاه شهید ملی (شهید بهشتی سابق و ملی اسبق) دانشجویان که کار دیگری نمی‌توانستند بکنند بخشی از محوطه خوابگاه را آتش زدند. در همین حال نابغه امور دیه و مرد علمی تخیلی سال فلان، دکتر زاهدی وزیر علوم، اعلام کرد: رئیس جمهور در آینده مژده‌های خوبی برای دانشجویان دارد. وی گفت: ایده‌های بزرگی در نظر آقای احمدی‌نژاد هست. در پی شنیدن این "ایده های بزرگ" آگاهان یاد طرح ابتکاری رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان در شورای امنیت سازمان ملل افتادند و پیش بینی کردند که به دنبال ارائه این "ایده های بزرگ" احتمالا دانشجویان کشور یا طاعون خواهند گرفت یا به ایدز دچار خواهند شد.

 

  • مرجعیت و آمریکای جهانخوار

    نبی حبیبی سخنگوی هیات موتلفه اعلام کرد: ۷۵ درصد مردم عراق به قانون اساسی رای دادند و بیش از ۶۷ درصد آنان در انتخابات شرکت کردند. وی گفت: این نشان از قدرت مرجعیت و علمای دینی در عراق دارد. آگاهان پرسیدند: چرا در زمان صدام که علما و مراجع در عراق بودند و قدرت هم داشتند این اتفاقات نیفتاد؟ نبی حبیبی در این مورد توضیح خاصی نداد. اما یکی از آگاهان گفت: اصولا وقتی آمریکاییها حضور نظامی پیدا می‌کنند قدرت مراجع شیعه شکوفایی خاصی پیدا می‌کند که جالب توجه است.

 

  • فساد دولتی و فساد ملی

    باز هم یک پیروزی دیگر. در پی پیروزیهای اخیر ایران در زمینه اعتیاد و قرار گرفتن در فهرست ده بدترین شهر جهان، اعلام شد که جمهوری اسلامی ایران در میان ۱۵۹ کشور جهان به لحاظ فساد دولتی رتبه ۹۳ را کسب کرد. جهت اطلاع بیشتر موارد زیر به عرض می‌رسد:

    ۱) بیشتر کشورهایی که فساد دولتی دارند کشورهایی هستند که مخالف آزادی هستند.
    ۲) بیشتر کشورهای طرفدار ایران در دوره احمدی‌نژاد دولتهایی هستند که فساد شدید دولتی دارند، مانند چین، روسیه، سوریه و ونزوئلا و بیشتر کشورهای مخالف سیاستهای احمدی‌نژاد کشورهایی هستند که کمترین فساد دولتی را دارند.
    ۳) در میان ده کشور اول دنیا که فساد دولتی ندارند هیچ کشور اسلامی وجود ندارد و ظاهرا فقط کشورهای غیراسلامی به دستورات حضرت علی به مالک اشتر عمل می‌کنند.

   + سعید ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۸٤
comment نظرات ()