saeid online

ضربه فرهنگی

"ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده‌اند: "تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می‌شود." این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ملت ما فرود آمده است که جز گیجی و بی‌هویتی پیامد آن، چیزی نفهمیدیم!
شاید افراد زیادی را ببینید که کلمات Hi و Hello را با لهجه Americanاش ادا می‌کنند اما شمار افرادی که از واژه درود استفاده می‌کنند، بسیار کم است! همینطور کلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحتتر از «بدرود» در دهانها می‌چرخد.
ما حتا به این هم بسنده نکرده‌ایم! این روزها مردم، برگزاری جشنها و مناسبتهای خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می‌دانند. سفره هفت‌سین نمی‌چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می‌ورزند! جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمتهای خداوندی برگزار می‌شده است را نمی‌شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می‌کنند!
همه چیز را درباره Valentine و فلسفه نامگذاریش می‌دانند، اما حتا اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است. چند سالی است حوالی 26 بهمن ماه (14 فوریه) که می‌شود هیاهو و هیجان را در خیابانها می‌بینیم. مغازه‌های اجناس کادویی و فانتزی غلغله می‌شود. همه جا اسم Valentine به گوش می‌خورد. از هر بچه مدرسه‌ای که درباره ولنتاین می‌پرسی می‌داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم و فرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ‌کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود و او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نمادی می‌شود برای عشق!"
اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و افزون بر اینکه ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال، روز اول روز اهورا مزدا، روز دوم روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاکی که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی که خاص خداوند است و روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است؛ یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان، اسپندار مذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌پنداشتند.
در هر ماه، یک بار نام روز و ماه یکی می‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. برای مثال شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و در ماه مهر، "مهرگان" لقب می‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.
ملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگی‌اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبتهای گوناگون جشن می‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌گذراندند. این جشنها نشان‌دهنده فرهنگ، روش زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.
"آگاهی داشتن از فرهنگهای ملل دیگر" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگها" دو مقوله جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی آنکه ریشه در خاک، فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی است که دیگران پیش از ما رسیده‌اند و جا خوش کرده‌اند!
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهمترین عامل حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملتها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، توانسته اند بب شیوه مناسب خود، فرهنگ و اسطوره‌های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصران و آیندگان حایز اهمیت است، شمار افراد یک ملت و شمار سربازانی که در جنگ کشته شده‌اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.

از وبلاگ دیگران

   + سعید ; ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

خدای مهربان

روی پـــــرده کعــبه

این آیه حک شده اســت:

نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ

"بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ مهــربانم."

   + سعید ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

آب و خاک

 
آب از دیار دریا
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می‌کرد
بر گرد خاک می‌گشت
گرد ملال او را
از چهره پاک می‌کرد
از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می‌گفت
کان موج نازپرورد
سر را به سنگ می‌زد
خود را هلاک می‌کرد

«فریدون مشیری»

   + سعید ; ٧:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

پرسشهای اخلاقی

پرسش اول:
اگر زنی را بشناسید که حامله است و از قبل 8 بچه دارد که سه تا از آنها کر، دو تا از آنها کور و یکی از آنها عقب‌مانده ذهنی هستند، آیا به او توصیه می‌کنید که سقط جنین کند؟

«قبل از این که پاسخ این پرسش را در پایین همین صفحه ببینید، پرسش بعدی را جواب دهید.»

پرسش دوم:
فرض کنید می‌خواهند رهبری برای جهان انتخاب کنند و شما هم باید در این انتخابات رأی بدهید. در زیر، واقعیتهایی درباره سه نفری که نامزد هستند، آورده شده است:
نامزد اول
با سیاستمداران نادرست و متقلب ارتباط دارد و با ستاره‌شناسان مشورت می‌کند. دو معشوقه داشته و به شدت سیگاری است و 8 تا 10 لیوان مشروب در روز می‌خورد. 
نامزد دوم
تا کنون دوبار از اداره اخراج شده است، تا ظهر می‌خوابد، در دوران دانشکده تریاک مصرف می‌کرده و هر روز عصر یک چهارم بطری ویسکی می‌خورد.
نامزد سوم
او قهرمان قلابی جنگ است. خام خوار است، سیگار نمی‌کشد، فقط گاهی آبجو می‌خورد و روابط عاشقانه بیرون از محدوده ازدواج نداشته است.
به کدام‌یک از این نامزدها رأی می‌دهید؟

اول تصمیم بگیرید و بعد برای دیدن پاسخ به قسمت پایین صفحه مراجعه کنید.
.
.
.
.

نامزد اول فرانکلین روزولت است.
نامزد دوم وینستون چرچیل است.
نامزد سوم آدولف هیتلر است.

در ضمن، اگر پاسخ شما به پرسش مربوط به سقط جنین مثبت بوده است، بدانید که بتهوون را کشته‌اید.

   + سعید ; ٧:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

چهل سال بعد در چنین روزی مصادف با همین روز در دانشگاه اراک

دیدار فرماندار شهرستان چپقلی با رئیس دانشگاه اراک
صبح امروز، فرماندار شهرستان چپقلی با رئیس دانشگاه دیدار و گفتمان کرد. در این گفتمان چند ساعته که پشت درهای بسته دفتر رئیس دانشگاه برگزار شد، فرماندار چپقلی با اشاره به اشتیاق فراوان مردم همیشه در صحنه چپقلی به حضور در صحنه‌های علمی و آموزش عالی گفت: مردم و مسئولان چپقلی بی‌صبرانه خواهان تاسیس شعبه دانشگا‌ه اراک در این شهرستان هستند.
در این دیدار همچنین رئیس دانشگاه اراک، ضمن یادآوری تواناییهای بسیار خوب مردم چپقلی و نیز وجود پتانسیلهای منحصر به فرد در این شهرستان، ابراز امیدواری کرد به زودی مردم خوب چپقلی از نعمت دانشگاه اراک بهره‌مند شوند.
گفتنی است در پی انتشار این خبر، مردم چپقلی در یک اقدام خودجوش و مدنی، نماز جماعت وحشت در مسجد جامع این شهر برپا کردند.


وبلاگ‌نویسان مزدور، اعدام باید گردند.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اشرار وبلاگ‌نویس، در مجتمع قضایی حراست دانشگاه واقع در بیابانهای سردشت برگزار شد. در این جلسه روحانی که به‌طور غیر علنی و غیر رسمی و با حضور شمار زیادی از شاکیان پرونده از جمله خانم شهبانو و آقای ژورنال برگزار شد، متهمان با چشمان و دستها و پاهای بسته و تنها با یک زیرپوش نامناسب در یک قفس نمور و تحت مراقبتهای ویژه تفهیم اتهام شدند؛ اما با کمال تعجب جان سالم به در بردند. متهمان که بنا به حکم دادگاه بدوی، وکیل نداشتند در جواب شهبانوی ۷۵ساله که مدعی بود در این چهل سال به‌خاطر این نمک‌نشناسها، تدریس شیمی معدنی را بوسیده و کنار گذاشته و خطاب به متهم ردیف اول جدول تناوبی می‌گفت: «ادب که ندارید، حداقل شعور داشته باشید، ایــــــش!» به اشتباه خود اعتراف کردند و گفتند: «اشتباه ما این بوده که ادب و شعور را می‌خواستیم از استادان خود فرا بگیریم. دیگر تکرار نخواهد شد.»
به علت غیر علنی بودن دادگاه اطلاعات بیشتری در دست نیست؛ ولی گمان برده می‌شود به‌زودی شاهد اعدام متهمان در ملا عام باشیم. ان شاءا...

 
خوابگاههای دانشجویی به‌زودی به وسایل رفاهی مجهز می‌شوند.
حسین باباجانی، فرزند خلف و نایب بر حق ر.باباجانی(ع)، مسئول فقید امور خوابگاهها، خادم مخلص دانشجویان و حامی همیشگیی حقوق پایمال‌شده دانشجویان، در سخنانی شگفتی برانگیز گفت: از مهمترین اهداف ما ارتقای رفاه دانشجویی همگام با ارتقای کیفیت آموزش است و در راستای همین هدف دست‌نیافتنی، در ماههای اخیر گامهای بلندی برداشته شده است؛ در عین حال حواسمان بوده که کسی را زیر گامهای خود له نکنیم.
وی با اشاره به اینکه در آینده‌ای نزدیک مجتمع خوابگاهی درون سایت دانشگاه ساخته خواهد شد، گفت: گنجایش کلی خوابگاههای دانشجویی خواهران افزون بر دویست نفر است که با تمهیداتی که پیش‌بینی کرده‌ایم تمام این خوابگاهها به وسایل رفاهی مورد نیاز دانشجویان از قبیل آب و برق مجهز خواهند شد که به این ترتیب دانشجویان عزیز دغدغه‌ای غیر از تحصیل نخواهند داشت.
وی در ادامه از تامین زمین مورد نیاز جهت احداث خوابگاه دانشجویی پسران خبر داد و ابراز امیدواری کرد تا سالهای نه چندان دور دانشجویان پسر نیز از خوابگاه بهره‌مند شوند.
گفتنی است در حال حاضر دانشجویان پسر سالهاست که در سالن ورزشی پردیس به طور موقت اسکان داده شده‌اند.


دانشکده فنی مهندسی، ان شاء الله در چهل سال آینده به بهره‌برداری می‌رسد.
رئیس دانشگاه اراک در محل دانشکده فنی مهندسی و در جمع معاونان، مدیران، دوستان و یاران همیشه همراه گفت: با تلاش پیگیر و شبانه‌روزی همه بخشهای دانشگاه به ویژه حوزه معاونت عمرانی، تمامی مراحل تکمیل و تجهیز دانشکده فنی مهندسی با سرعت برق و باد در حال انجام است و ما می‌توانیم این نوید را به دانشجویان بدهیم که سرانجام این دانشکده به بهره برداری می‌رسد.
وی با اشاره به اینکه هم اکنون بیش از 14 هزار دانشجو در رشته‌ها و مقاطع گوناگون این دانشگاه به تحصیل اشتغال دارند، گفت: با بهره‌برداری از دانشکده فنی مهندسی دیگر مشکل کمبود فضا وجود نداشته باشد.

   + سعید ; ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

لينکهای هفته

 

  • سايتی که امروز می‌خوام بهتون معرفی کنم، به اندازه چند تا سايت ارزش داره و هر چی که شما دوست داشته باشيد از جون آدميزاد گرفته تا شير مرغ، در اين سايت پيدا می‌شه. چقدر خوبه که شما «عضو نهايی» اين سايت بشين و از امکانات خوبی مانند اينترانت، مشاوره رايگان، اينترنت رايگان و پرسش و پاسخهای علمی و خيلی مطالب مفيد ديگه که داره، بهره‌مند بشين. شايد شما تا به حال تبلیغ اين سايت رو از تلويزيون ديده باشيد و حتا عضو اون هم باشيد؛ اما بد نيست که دوستان ديگرمون هم از اينجا با خبر باشند. برای رفتن به اين سايت، اينجا رو کليک کنيد.

  • در سايت persian cards شما می‌توانيد به مناسبتهای گوناگون برای دوستان خود کارت پستال بفرستيد.

 

   + سعید ; ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

کسالت اجباری!

 

............................................................................................

امروز چقدر کسل‌کننده‌ بود، نه هیچ کدوم از شبکه‌های تلویزیون برنامه به درد بخوری داشتند نه هوا برای بیرون رفتن مناسب بود و مهمتر از همه، من هم حوصله هیچ کاری نداشتم. صدای دلخراش دسته‌های عزاداری با اون نوحه‌های مسخره‌شون هم از دور و نزدیک مزید بر علت شده تا بیشتر ما روز دمقی پشت سر بگذاریم. (یه روز .... دیگه هم در پیش داریم.) من نمی‌دونم دوستی اهل بیت یعنی اینکه روزهای شهادت آن بزرگواران، خودمون رو به زور ناراحت و اندوهگین نشون بدیم و با راه انداختن هیاتهای عزاداری، آرامش و آسایش را از دیگران بگیریم؟ آخه کجای این درسته؟ آخه امام حسین کجا گفته این‌طوری برای من عزاداری کنید؟ کجا گفته تو سر و مغز خودتون بزنید؟ بگذریم...
و اما، خبر فوت دکتر زمانی هم جدا ناراحت‌کننده بود. بدبختانه، تو این وبلاگ خیلی سر به سرش گذاشتیم و حالا که دکتر زمانی از دنیا رفته، بد جوری دچار عذاب وجدان شدیم و تا حدودی از ناسپاسیهای خودمون پشیمان. اما چه کنیم!
این یکی دو روز که این خبر بد رو شنیدم، فقط کلاسهای آلی ۱ و واکنشهای SN1 و SN2 و قیافه دکتر زمانی تو ذهنم مرور می‌شد. آزمایشگاه آلی۱ رو هم با اون خدا بیامرز پاس کردیم. یادش بخیر! چقدر زود گذشت...
بیایید همین الان جهت شادی روح آن مرحوم، از درگاه خداوند برای ایشان طلب آمرزش کنیم و به خواندن یک فاتحه‌ بسنده کنیم. چرا که بیشتر از این، کاری از دستمون بر نمیاد.

..............................................................................................

   + سعید ; ٥:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

انا لله و انا اليه راجعون

 

درگذشت استاد عزيز٬ دکتر زمانی را به خانواده آن مرحوم٬ دانشجويان گرامی و همکاران محترم ايشان تسليت عرض نموده برای روح آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان صبر جزيل آرزومنديم.  

 

   + سعید ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

خشم!

امروز می خوام به زمین و زمان فحش بدم. انقلاب کردن که همه چی درست بشه (از قول خودشون). تا کی بشینیم یه مشت بچه سوسول پولدار صاحب و مالک همه چی بشن و ما پاپتی‌ها هنوز زیر خط فقر باشیم. چند نفر رو می‌شناسین که با پول بقیه رو می‌خرن؟ تو همین خراب شده٬ دانشگاه چند نفر رو می‌شناسین که تا حد اخراج پیش رفتن ولی پول بابا جونشون آبروشون رو خرید؟ بعدش هم همه‌چی به خوبی و خوشی تموم شد و الان دارن با مدرک پول آورده‌شون به زمین و زمون فخر می‌فروشن؟ اگه شما خبر ندارین تو دانشگاهتون چه خبره٬ من می‌دونم تو اون دانشگاه چی می‌گذره. اگه خواستید اسم طرف رو هم براتون می‌نویسم... ولی نه نمی‌گم. می‌دونم که شما خودتون بهتر از من هزارتا از این آدم‌ها رو می‌شناسین. نمی‌دونم این همه مبارزات جان‌برکفانه با پول شویی(نمی‌دونم یعنی چی٬ ولی فکر می‌کنم یه چیزی تو مایه‌های لباسشویی و این چیزها باشه) داره چی میشه؟ ببخشید بچه‌ها سرتون رو درد آوردم...خیلی دلم پره...

   + سعید ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

مردیم از خوشی!

 

وای خــــــــــــــــــدا،
مردیم از خوشی!
یکی نیست بهمون حمله کنه؟!
بسه دیگه، آخه چقدر رفاه و آسایش؟

 

   + سعید ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

به مناسبت محرم

مساله این‌است که برای سرور شهیدان عالم که تا هنگام شهادت، «زنده میرا» بود و پس از شهادت، «زنده جاوید» است، عده‌ای مرده متحرک عزاداری می‌کنند و نمی‌فهمند که این‌گونه عزاداری برای مرده ذلیلی چون خود آنهاست، نه برای زنده جاویدی چون حسین!
اختلاف بر سر این است که کار حسین برای این است که با گریه بر مرگش، لش بودن خود را جبران کنیم و ثوابی نثار ارواحمان؟ یا با پیروی از او، لش بودن را در خویش بمیرانیم و روح حیات را بر کالبد مرده‌های متحرکمان بدمیم؟...
ولی افسوس که به‌جای آن که افکار حسین را به ما بیاموزند، فقط زخمهای تنش را نشان می‌دهند و بزرگترین رنج او را کم آبی معرفی می‌کنند! و تنها حرفی که از او نقل می‌کنند، این که کودکش را دستش گرفته و نزد شمر و حرمله ایستاده و تلاش می‌کند تا آنها را به رحم آورد و ناله می‌کند که: ای قوم اگر به من رحم نمی‌کنید، به این کودک رحم کنید، اگر من گناهکارم این طفل که گناهی نکرده...!
چقدر روانشناسی ذلت خود را در بزرگترین قهرمان دلاوری بشریت دمیده‌اند و مجسم کرده‌اند!
امام حسین، استراتژی «انقلاب خون» را بر می‌گزیند برای رسوا ساختن دشمن در دوره نتوانستن... امام زین العابدین، در آن چنان شرایط دشواری قرار می‌گیرد که حتا «شهادت» را هم نمی‌تواند برگزیند! زیرا «شهادت» انتخاب مردن مجانی نیست، انتخاب آزادانه و آگاهانه مردنی است که همچون سلاحی بر فرق دشمن می‌کوبد و او را رسوا و مردم را آگاه می‌کند. انتخاب مردنی که این‌چنین نتیجه اجتماعی نداشته باشد انتخاب مرگی بی‌نتیجه و عقیم است نه شهادت.

دکتر شریعتی

   + سعید ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

عکس‌هایتان را برای ما بفرستید.

دوستان زیادی با ارسال ای‌میل و نامه و پیغام و پسغام و... از ما خواسته‌اند تا به جای عکس‌های مسخره فوتوبلاگ، عکسهای دانشگاه زیبای! اراک را برایشان بارگذاری کنیم. در جواب بگوییم که ما هم مثل شما دوست داریم عکسهای بیشتری از دانشگاه و خوابگاه و خیلی چیزهای دیگر به نمایش بگذاریم؛ اما چه کنیم که کفگیرمان به ته دیگ خورده و عکس جدیدی از دانشگاه نداریم. ولی شما می‌توانید از طریق ای‌میل وبلاگ عکس‌های خود را برای ما بفرستید تا آنها را با ذکر نام شما یا بدون ذکر نامتان، در بخش فوتوبلاگ به نمایش بگذاریم.

والسلام علیکم و رحمته ا... و برکاته

   + سعید ; ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

ما دیگه کشیدیم کنار!!!

تصمیم گرفتیم که قضاوت و داوری درباره استادان گروه شیمی را به خود شما بازدیدکنندگان وبلاگ واگذار کنیم و با استفاده بهینه از امکاناتی که پرشین‌بلاگ در اختیار ما می‌گذارد، از شما بخواهیم هرگونه نظر، پیشنهاد، نقد و ... را که درباره هر یک از استادان خود دارید در بخش «پیشنهاد بدین» وبلاگ بنویسید تا از این طریق بتوانید حرف دل خود را به گوش استادان خود برسانید. البته رعایت ادب و نزاکت فراموش نشود.
و اما شما استادان عزیز! هیچ‌گاه ترس و وحشت به دل خود راه ندهید و شک نکنید که آنچه که بازدیدکنندگان می‌نویسند، چیزی غیر از بازخورد و بازتاب رفتار خود شما نیست.
این بار قرعه به نام دکتر سلیمان‌نژاد افتاد و قابل ذکر است که این عکس و این اطلاعات، از سایت دانشگاه اراک گرفته شده. پس، هر چه که دوست دارید درباره این استاد به دیگران هم بگویید و دیگران را در دانستن آنها شریک کنید، در بخش «پیشنهاد بدین» بنویسید. این شما و این گوی و میدان!

Name: Mohammad Solimannejad
Date of Birth: 1973
Place of Birth: Abadan
Marital Status: Married
Nationality: Iran
Occupation: Faculty Member of Chemistry Department- Arak University
Subject: Quantum Chemistry, Theoretical Chemistry
Address: Department of Chemistry - Arak University - Arak 38156-879- Iran
Cellular phone: 0918-861-5207
Ph.D. In Quantum Chemistry, Shiraz University, Iran 1998 to 2002

 

   + سعید ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

لينکهای هفته

 

از اين به بعد تصميم گرفتيم که هر هفته ۵شنبه شبها، برای شما بازديدکنندگان وبلاگ دو لينک منتخب از ديد خودمون معرفی کنيم تا وبگردی پرباری داشته باشيد.
يکی از لينکهايی که الان می‌خوام شما را با آن آشنا کنم، وبلاگی است که در آن بر حسب ماه تولد، طالع شما به طور مفصل شرح داده شده؛ شما می‌توانيد با کليک در اينجا با ويژگيها، نقاط قوت و ضعف خود و جنبه‌های مثبت و منفی شخصيت خود و خيلی چيزهای ديگر آشنا شويد.

وب نوشت محمدعلی ابطحی هم در نوع خودش جالب توجه و زيباست. اينکه، يه آخوند حکومتی هم وبلاگ داشته باشه، عجيبه! نـــــه؟ حتما سر بزنيد.

 

   + سعید ; ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

و اما دانشگاه از نگاه شیمیست

دانشگاه را می‌توان به مثابه کمپلکس فعال در نظر گرفت. مواد اولیه همان پشت کنکوری‌ها می‌باشند که پس از انجام یک سری واکنشها و فعل و انفعالات کنکوری و تو سروکله هم زدن بالاخره باصرف پول آزاد به این سطح از معلومات می‌رسند که بتوانند کمپلکس فعال دانشگاه را تشکیل دهند. البته میزان پول آزاد مواد اولیه‌ای که کمپلکس آزاد اسلامی را تشکیل می‌دهند بیشتر از انواع کمپلکس‌های دولتی است و این امر باعث تصعید گاز «فخریک تکبر» در مراحل اولیه تشکیل کمپلکس می‌شود. اما پس از گذشت چندین ترم (واحد زمانی کمپلکس دانشگاه) و پیاده شدن مالی٬ از میزان این گاز کاسته می‌شود ولی هیچ‌وقت صفر نمی‌شود یعنی حد تصعید گاز به سمت صفر میل می‌کند. صرفنظر از نوع کمپلکس٬ میزان ماندگاری (Stability) دانشجویان کمپلکسی در این حالت به شرایط و عوامل زیر بستگی دارد:

۱- هرچه رشته تحصیلی (major) از درجه سختی بالاتری برخوردار باشد٬ ماندگاری کمپلکس نیز بیشتر است.

۲- ماندگاری کمپلکس فعال تا حدود زیادی (٪۹/۹۹) به میزان خواست اساتید (Teachers want) یا همانt.w بستگی دارد. بدین‌صورت که اگر t.w منفی باشد یعنی استاد نخواهد نمره پاسی بدهد ماندگاری در حالت کمپلکس نیز افزایش می‌یابد.

۳- قدرت پاچه‌خواری دانشجو (Eating foot power) که به صورت e.f.p نشان داده می‌شود با میزان ماندگاری کمپلکس نسبت معکوس دارد. یعنی هر چه میزان e.f.p بیشتر باشد به همان نسبت طول عمر کمپلکس کوتاه‌تر می‌شود.

۴- اشک و التماس (انجمن شیمی‌دانان ۷۹ هنوز مخففی برای آن پیشنهاد نداده‌است) در طول عمر کمپلکس کوچک‌ترین تاثیری ندارد.

۵- فاکتور ثابتی نیز با نام «ضریب تقلب» در سالیان اخیر مطرح شده‌است که این عامل به صورت صددرصد به سایر تشکیل دهنده‌های کمپلکس که در محدوده دید عامل مورد نظر قرار دارند بستگی دارد.

پس از پایان عمر کمپلکس دانشگاه که برای رشته‌های کارشناسی دست‌کم هفت ترم و درنهایت سی چهل ترم است٬ دانشجویان تشکیل دهنده کمپلکس به صورت گروه های مزدوج که متشکل از یک پسر و یک دختر می‌باشد کمپلکس را ترک می‌کنند و این چرخه کماکان ادامه دارد. البته بعضی از این گروه‌ها به دلایل مختلف از جمله عدم تفاهم متقابل٬ عدم صرف پول آزاد کافی٬ دخالت به‌موقع کمیته انضباطی و ... در همان مراحل اولیه متلاشی می‌شود. 

   + سعید ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

یکی دیگر از استادها

استاد این درس ما یه خورده با آدمهای معمولی فرق می‌کنه. می‌گن زمانی که تو Newzeland بوده، عاشقی کار می‌ده دستش و یه روز که تو آزمایشگاه تجزیه مشغول در کردن صحبتهای عشقولانه با نامزدش بوده، دچار معضل دستپاچگی می‌شه و آزمایشگاه را منفجر می‌کنه. البته قابل ذکر است که خودشان نیز منفجر می‌شوند اما جان سالم به در می‌برند. در شیوه جمع کردن این استاد از کف آزمایشگاه روایات گوناگونی نقل می‌شه که بین راویان هم اختلاف هست. یکی از این روایات این است که ایشان را با قاشق از کف آزمایشگاه جمع کردند و عده‌ای هم می‌گویند که یک خاک‌انداز بر کف آزمایشگاه مایل و با جارو دستی ایشان را به داخل خاک‌انداز هدایت کردند. از جلوه‌های آشکار این حادثه می‌توان به شل حرف زدن استاد (و همراه با آن چرت زدن ما) و حرکات ناموزون و شاید موزون ایشان اشاره کرد. امروز استاد وارد کلاس شد و ما طبق معمول در ساعت 8 که وقت خواب است، داشتیم چرت می‌زدیم. استاد هم با شروع درس و شیوه حرف زدنش چرت ما را سنگینتر کرد. کلاسهای این استاد سبیل‌قشنگ ما بی‌شباهت به کلاسهای املا نیست؛ چرا که این بزرگوار، از روی ورقهایی که حدس زده می‌شود از جنس پاپیروس باشند، جزوه می‌گوید و ما نیز می‌نویسیم. مانند جلسات گذشته، استاد از درس هفته پیش quiz گرفت و ما هم مثل همیشه بلد نبودیم و مثل چیز، استاد را همینجوری نگاه کردیم. استاد گفت خوشم میاد هر هفته درس برای شما تازگی داره؛ تازه می‌تونید کارخونه بزنید و از اینهایی که من اینجا درس می‌دم در صنعت استفاده کنید. همین موقع بود که یکی از آخر کلاس گفت: اگه می‌شد خودتون می‌خواستید استفاده کنید و سپس خفه شد.
چون این کلاس بسیار برای بچه‌ها مفیده بنابراین آنها از وسطای کلاس با کلاس همراه شدند و استاد هم گفت هر چه به انتهای کلاس نزدیکتر می‌شویم به مشتریهای حضور و غیاب افزوده می‌شود ولی امروز ما حضور و غیاب نداریم و پــوز بچه‌ها کــــــــــــــــــــش اومد و خیلی حال داد. جلساتی که استاد حضور و غیاب می‌کنه، در پایان نصف بچه‌ها غایب می‌خورند چون اسمها به خاطر شل خوانده شدن نامفهوم است و در پایان کلاس، همه سر استاد خراب می‌شوند که اسمشان حاضری بخورد. هر کی از دور به این وضعیت نگاه کنه، پیش خودش می‌گه این استاده چقدر حالیشه که همه ازش سوال می‌پرسن! ولی غافل از اینکه این استاد هم هیچی نوفهمه!!! هیچی نوفهمه!

   + سعید ; ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

اطلاعیه سازمان حوادث غیر مترقبه دانشگاه اراک

 سازمان حوادث غیر مترقبه دانشگاه اراک و حومه اعلام کرد:

بسمه تعالی

به دلیل این که امکان افزایش تعداد سرویس‌ها در روزهای پنجشنبه٬ جمعه و تعطیلات رسمی و غیر رسمی وجود ندارد٬ دانشجویان ساکن خوابگاه شپرس (شهید پردیس) و دانشجویانی که پنجشنبه‌ها کلاس دارند یا مجبورند جهت انجام امورات روزمره از خوابگاه به شهر عزیمت کنند٬ در هنگام رفت و آمد باید نکات زیر را رعایت نمایند:

۱- لباس‌های گرم زیاد بپوشید.

۲- مقدار معتنابهی آذوقه٬ لوازم پزشکی ضروری٬ رادیو جیبی٬ نفت٬ بنزین و... را درون کوله پشتی‌های خود قرار دهید.

۳- مقداری غذای آبرومندانه برای سگ‌ها و گرگ‌هایی که شما را تعقیب می‌کنند به همراه داشته باشید.

۴- شیئی نعل‌مانند را جهت ممانعت از لیز خوردن احتمالی به زیر کفش‌های خود بکوبید.

۵- پول و مبالغ اضافی برای هزینه‌های جانبی و پرداخت‌های احتمالی به راهزنان عزیز به همراه داشته باشید. (اجرکم محفوظ)

۶- نانچاکو٬ پنجه‌بوکس٬ کلت٬ وینچستر هرکدام یک عدد تهیه کنید.

۷- وصیت‌نامه‌ای در دو نسخه تهیه و یک نسخه را نزد خود و دیگری را نزد جناب باباجانی نگهداری نمایید.

۸- کارت شناسایی عکس‌دار و معتبر به همراه داشته باشید تا در موقع فوت شدن به راحتی تشخیص هویت شوید.

۹- یک دستگاه GPRS ( موقعیت یاب جهانی ) به همراه داشته باشید تا کشف جسد شما برای برادران تفحص٬ راحت‌تر باشد.

 بدیهی است دانشگاه هیچ‌گونه مسئولیتی را در قبال مالباختگان و جانباختگان عزیز٬ بر عهده نخواهد داشت.

   + سعید ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()

از همه چیز

گلچینی از یادداشت‌های ا. نبوی، بخوانید و کیف کنید:

 

  • خودروسازی ملی و آمبولانس سازی ملی

    من فکر می‌کردم آقای حداد عادل به‌عنوان یک دانشمند و ادیب سابق، بکلی مسائل منطقی را فراموش کرده است، در حالی که خواندن یک جمله عجیب و منطقی وی مرا تکان داد. این جمله نه تننها منطقی است، بلکه درست است و اشکالی هم ندارد. حدادعادل گفت: «چرا کارخانه‌های خودرو ساز آمادگی تولید سالانه 900 هزار دستگاه خودرو دارند، ولی برای ساخت 1500 دستگاه آمبولانس مشکل داریم؟» در پاسخ به این پرسش منطقی آگاهان عقلشان را که خیلی هم زیاد نبود، روی هم گذاشتند و پاسخهای زیر را دادند:
    اول: چون خودرو وسیله‌ای است برای تصادف کردن و کشتن مردم، در حالی که آمبولانس وسیله‌ای است برای نجات جان مردم و تصادف کرده‌ها.
    دوم: تولید 900 هزار خودرو در سال می‌تواند هوا را 20 درصد بیشتر آلوده کند و خیابانها را 20 درصد بیشتر بند بیاورد و مردم را دچار دردسر کند، اما تولید 1500 آمبولانس فوقش می‌تواند یک درصد هوا را آلوده کند و هیچ کمکی هم به افزایش ترافیک نمی‌کند.
    سوم: با تولید خودروی شخصی، ملت می‌توانند عصرها و شبها در خیابانها ول بگردند و وقتشان را تلف کنند، اما با آمبولانس افراد مجبورند بیماران را به بیمارستان برسانند و نمی‌توانند برای مسافرکشی و ولگردی و دختربازی و مهمانی رفتن از آن استفاده کنند.

 

  • یک توضیح

    وقتی یک فقیه محترم و عضو شورای نگهبان مانند آیت ا... خزعلی به اصناف اعلام می‌کند که از چهره امام علی و گفتار او در تبلیغات محصولات خود استفاده کنید، طبیعی است که تبلیغات چیزی می‌شود شبیه آن چه ما پیشنهاد می‌کنیم. با احترام تمام آگهیهای زیر ساخته شده است؛ در صورت درخواست صاحبان آگهی، ما می‌توانیم نمونه‌های بیشتری از این آگهیها را هم بسازیم و تقدیم کنیم.

    دیگ پلوپز علوی سب
    برای شما که میهمان ناخوانده دارید...
    من فقط برای شش نفر پلو گذاشتم، اما نمی‌دونم چرا هر چی مهمون میاد باز هم پلو داریم، نگاه کن! هنوز برای ده نفر پلو باقی مونده.
    بگو یا علی و پلوپز علوی سب رو روشن کن!

    دربازکن خیبر
    در هر نوشابه‌ای را با دربازکن خیبر باز کنید.
    بگو یاعلی و در نوشابه رو باز کن.

    شربت آرامبخش علوی
    اگر نمی‌توانید مانند علی در جنگ خندق آرامش خودتان را حفظ کنید از شربت آرامبخش علوی استفاده کنید.
    وقتی عصبانی هستید، یک قاشق از آرامبخش علوی شما را آرام می‌کند.
    شربت آرامبخش علوی تهیه‌شده از گلاب قم و عرق بهارنارنج
    شربت آرامبخش علوی را از کلیه داروخانه‌های معتبر تهیه کنید.

    چاقوی دولبه ذوالفقار
    قطعه قطعه، تکه تکه
    همزمان سیب زمینیها را قطعه قطعه و گوجه فرنگی را تکه تکه کنید
    با چاقوی دولبه ذوالفقار

 

  • سقوط ۸۵

    با گذشت 35 روز از سقوط هواپیمای سی 130 حامل خبرنگاران و عکاسان، یک فروند هواپیمای فالکون سپاه نیز به دلیل نقص فنی در ارومیه سقوط کرد و یازده فرمانده نظامی کشور در جریان سقوط این هواپیما کشته شدند. به همین سادگی! راستش نمی‌توانم طنز بنویسم، حجم وحشتناک این فاجعه مغز آدم را منفجر می‌کند. کسانی که در سقوط این هواپیما کشته شدند، بخش وسیعی از تجربه نظامی کشور ما هستند، آدمهایی که در جنگی تحمیلی علیه ایران ایستادند، در میدان جنگ پرورش یافتند و برای کشورشان با هر انگیزه‌ای فداکاری کردند. این فرماندهان کسانی بودند که در مقابل تهاجم و تجاوز به کشور ایران و نه فقط حکومت ایران، مقاومت کردند و جنگیدند. مرگ این فرماندهان به معنی نابودی یک سرمایه بزرگ در اثر حاکمیت بلاهت و سهل‌انگاری و اشتباهات پایان‌ناپذیر یک حکومت است. سقوط دو هواپیمای نظامی در فاصله 35 روز و فرود اضطراری سه هواپیمای دیگر در همین 35 روز به معنی وجود یک وضع خطرناک است. متاسفانه واقعیت این‌قدر وحشتناک و خنده‌دار است که آدم نمی‌تواند نگرید و نمی‌تواند نخندد.
    سوال: آیا مشکل سقوط هواپیمای سی 130 در تاریخ 15 آذر امسال این بود که اشخاص غیرنظامی برخلاف استاندارد سوار هواپیمای نظامی بودند؟
    جواب: نه، در تاریخ 19 دی امسال هواپیمای فالکون نظامی با سرنشینان نظامی سقوط کرد و فرماندهان نظامی کشته شدند.
    سوال: آیا در سقوط خبرنگاران توطئه‌ای در کار بوده است؟
    جواب: نه، خطر حماقت از توطئه بسیار بیشتر است، وقتی فرماندهان نظامی امنیت ندارند چه توطئه‌ای می‌تواند در کار باشد.
    سوال: آیا فقط هواپیماهای مسافربری نظامی در شرایط ناامن پرواز می‌کنند؟
    جواب: نه، در تاریخ 29 آذر امسال هواپیمای میگ 29 جنگنده به دلیل خرابی یکی از دو موتورش در حالی که چترهایش را باز کرده بود، مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه مهرآباد شد.
    سوال: آیا فقط هواپیماهای نظامی ایران با نقص فنی پرواز می‌کنند؟
    جواب: نه، در تاریخ 5 دی امسال هواپیمای ایرباس در مسیر تهران به جده به دلیل نقص فنی (اشکال در سیستم هشدار دهنده) مجبور به فرود اجباری شد.
    سوال: آیا هواپیماهای ایرانی فقط در محدوده فضایی ایران با مشکل فنی مواجه می‌شوند؟
    جواب: نه، در تاریخ 14 مهرماه امسال هواپیمای ماهان ایر به دلیل نقص فنی در فرودگاه کلن مجبور به فرود اجباری شد.
    سوال: آیا هواپیماهای ایرانی هر وقت پرواز می‌کنند دچار سانحه می‌شوند؟
    جواب: نه، در تاریخ 19 مرداد امسال هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی در فرودگاه استکهلم در حالی که روی زمین صاف حرکت می‌کرد به دلیل برخورد با «جت وی» دچار آسیب دیدگی شد و موتور هواپیما نیز آسیب شدید دید.
    سوال: آیا هواپیماهای ایرانی وقتی مسافری در آنها سوار می‌شود دچار سانحه می‌شوند؟
    جواب: نه، چهار ماه پیش هواپیمای اختصاصی دولت در حال پارک کردن در آشیانه پرواز، تصادف کرد و یک بال هواپیما کنده شد.
    سوال: در چه شرایطی هواپیماهای ایرانی دچار سانحه نمی‌شوند؟
    جواب: در حالی که در آشیانه متوقف شده باشند و هیچ کس به آنها نزدیک نشود.
    به نظر شما من طنز می‌گویم؟ آیا من دروغ می‌گویم؟ آیا من حرف خنده‌داری می‌زنم؟ به نظر شما این واقعیت که در طول شش ماه گذشته، ما حداقل هر ماه یک سانحه برای هواپیماهایمان اتفاق افتاده است، خیلی چیز بامزه‌ای نیست؟ چرا از خنده روده‌بر نمی‌شوید و قاه قاه نمی‌خندید و از خنده اشک در چشمهایتان جمع نمی‌شود؟
    سوال: علت سوانح هوایی ایران چیست؟
    جواب: علت سوانح هوایی و زمینی یکی است.

   + سعید ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٤
comment نظرات ()