saeid online

پـنــد

عارفی می‌گفت: صبح‌ها که دکمه‌های لباسم را می‌بندم به این می‌اندیشم که چه کسی آن‌ها را باز خواهد کرد؟ خودم یا مرده‌شور؟

دنیا همین قدر غیر قابل پیش‌بینی و پست است، پس تا می‌توانی خوب باشید و خوبی کنید.

   + سعید ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

ساختمان جدید دانشگاه اراک

 معرفی ساختمان جدید دانشگاه اراک

بعد از معرفی و شناساندن اساتید بزرگوار گروه شیمی، اینک برآن شدیم تا یکی از قسمتهای مهم و حیاتی دانشگاه اراک -این طلایه‌دار کاروان علم و دانش در ایران- را به شما دوستان معرفی کنیم تا خود با چشم خویشتن ببینید که برخلاف تبلیغات رسانه‌های بیگانه، آنقدرها هم ایران کشور توسعه‌نیافته‌ای نیست و حتی برخی از دانشگاههای ایران (همچون دانشگاه اراک) در زمینه استفاده از علم روز، از دانشگاههای اروپایی و حتی امریکایی چیزی کم ندارند.

ساختمان جدید، در ضلع شمال‌غربی دانشگاه بین‌المللی اراک واقع شده و همین جایگاه ویژه، موقعیت استراتژیک این بنا را به‌خوبی نشان می‌دهد و بر اینکه این ساختمان دست‌کمی از کشورهای شمال و دنیای غرب ندارد، به‌خوبی گواهی می‌دهد. (به این بنا، ساختمان کلاسها هم می‌گویند که نشان از کلاس بالا و مدرن‌بودن آن دارد.)

این ساختمان، همراه با ساختمان گل‌وگلاب، به‌مثابه برجهای دوقلوی نیویورک، بر آسمان نیلگون اراک‌سیتی می‌تابند و حتی برای جلوگیری از حملات تروریستی به این دو برج (مانند آنچه که در ۱۱ ستامبر رخ داد.) یک واحد ضدموشک مجاور دانشگاه مشغول صیانت و مراقبت از این یادگار دوران سازندگی می‌باشد.

نکته جالب‌توجه ساختمان جدید این است که تمام قسمتهای آن (در و دیوار و پنجره‌ها و...) به شبکه اینترنت متصل بوده و روزانه خود را با آخرین دستاوردهای فناوری در جهان، منطبق می‌کنند و به‌طور خودکار up to date می‌شوند. علاوه براین، تمام فعالیتهای هسته‌ای ایران و حتی جهان، از آزمایشگاه فیزیک‌هسته‌ای این ساختمان کنترل و هدایت می‌شود و گفته شده حتی «ماکس پلانک» به همراه «شرودینگر» در این آزمایشگاه مشغول به کار بوده‌اند.

از بزرگی و وسعت ساختمان جدید همین بس که به گفته فضانوردان این بنا از کره ماه با چشم غیرمسلح قابل‌مشاهده است. (مستقربودن دانشکده علوم انسانی و انجمنهای علمی دانشگاه و همینطور درمانگاه و سالن دفاعیه و چندین و چند ارگان دیگر ... در این ساختمان، دال بر گفته فضانوردان می‌باشد.)

زبان نویسنده از توصیف کامل این شاهکار قرن (که افتتاح آن توسط اکبرشاه صورت‌گرفته) قاصر و ناتوان است؛ تصویر زیر به خوبی شکوه و عظمت این بنا را نشان می‌دهد:

 

   + سعید ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

زندگی ما

دوران ما دوران پرتناقضی است. ساختمانهایمان بلندتر و خلق وخویمان کوتاهتر (تنگ‌تر) است. آزادراهها  بزرگتر و پهنتر ولی افق نظرها کوچکتر و باریکتر شده‌اند . بیشتر خرج می‌کنیم ولی کمتر داریم، بیشتر خرید می‌کنیم ولی کمتر لذت می‌بریم. خانه‌های بزرگتر و خانواده‌های کوچکتری داریم، راحتی بیشتری داریم ولی وقتمان کمتر شده است، مدارک و رتبه‌های بیشتری اخذ می‌کنیم ولی درکمان اندک است، دانش‌هایمان بیشتر ولی قضاوتهایمان سطحی‌تر، مهارتهایمان بیشتر ولی مشکلاتمان هم بیشتر شده، دارو و درمان دچار کثرت ولی شفا دچار نقصان است.

بسیار باده‌گساری می‌کنیم، بسیار دخانیات مصرف می‌کنیم، اوقات بسیاری را به بی‌قراری می‌گذرانیم و به ندرت می‌خندیم. به سرعت رانندگی می‌کنیم، به‌شدت دچار خشم می‌شویم، تا دیر وقت بیدار می‌مانیم و با خستگی کامل بر می‌خیزیم. خیلی کم مطالعه می‌کنیم، خیلی زیاد تلویزیون تماشا می‌کنیم و خیلی به ندرت دعا می‌کنیم . مالکیت‌هایمان را چند برابر کرده‌ایم ولی ارزشهایمان را ضعیف. زیاد حرف می‌زنیم، به ندرت عشق می‌ورزیم ولی غالبا ابراز نفرت می‌کنیم.

 آموخته‌ایم چگونه زاد و توشه زندگی تهیه کنیم ولی یاد نگرفته‌ایم که چگونه زندگی کنیم. سالها را به زندگی اضافه کرده‌ایم ولی زندگی را با سالها نیامیخته‌ایم. در طریق رفت و آمد به کره ماه موفق بوده‌ایم ولی برای گذشتن از کوچه‌ای جهت دیدار یک همسایه جدید دچار مشکل هستیم. فضای خارج را فتح کرده‌ایم ولی موفق به گشودن فضای داخل نشده‌ایم. ما کارهای بزرگتر به انجام رسانده‌ایم ولی برای انجام کارهای بهتر عاجزیم.

هوا را پاکیزه ساخته‌ایم ولی روح را آلوده‌ایم. بر نیروی اتم غلبه کرده‌ایم ولی بر پیشداوری‌هایمان پیروز نشده‌ایم. بیشتر می‌نویسیم ولی کمتر می‌آموزیم. بیشتر برنامه‌ریزی و کمتر اجرا می‌کنیم. یاد گرفته‌ایم که همیشه عجله کنیم ولی صبر را نیاموخته‌ایم. کامپیوترهای بیشتری می‌سازیم که ظرفیت ذخیره انبوهی از اطلاعات را دارند و قادرند نسخه‌های بیشتری از این اطلاعات را به همه جا برسانند ولی درک و تفاهم، کمتر و کمتر شده است.

زمانه، زمانه غذاهای سریع و هاضمه‌های کند است، مردان بزرگ ولی شخصیتهای کوچک، سودهای باد آورده و خویشاوندیهای کم عمق و نیم بند. روزگاری است که درآمدها دو برابر شده ولی در عین حال طلاق‌ها نیز بیشتر شده، خانه ها لوکس‌تر و مدرن‌تر ولی کاشانه‌ها ویران است.

روزگار سفرهای سریع، پوشکهای یک‌بار مصرف، دورانداختن اخلاق، شهرت‌های یک‌شبه و هیکل‌های چاق؛ و قرص‌هایی که همه کار می‌کنند از شاد کردن تا ساکت کردن و کشتن. این روزها ویترین‌ها پر وپیمان ولی پستوها خالی و سوت و کور است. ‏زمانه‌ای است که فناوری به‌راحتی این نوشته را در دسترس شما قرار می‌دهد و شما مختار هستید که این ادراکات را در اختیار دوستانتان قرار دهید و یا به سادگی دکمه حذف را فشار دهید.

   + سعید ; ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

خارج از دانشگاه

یک سری مقامات بلندپایه به اضافه یک سری روزنامه‌جات قبل از اجلاس تهران: ما Not only پروتکل رو امضا نمی‌کنیم، But also از پیمان هم خارج می‌شیم، ما زیر بار زور نمی‌ریم. جمهوری اسلامی و این حرفا؟ الله اکبر! وامصیبتا .... آقا ما دو راه بیشتر نداریم، یا باید تن به ذلت بدیم یا اینکه پروتکل رو امضا کنیم.

 

حکایت: یک‌بار یک مرده می‌فته تو جزیره آدم‌خوارا ولی سالم بر می‌گرده ... ملت کف می‌کنن که ای بابا، قبل از تو هر کی افتاده بود اونجا دیگه برنگشته بود. تو چی شد که برگشتی؟! اصلا اونجا چه خبر بود؟ ... مرده جواب می‌ده که هیچی، اونجا منو گرفتن و بردن پیش رییس قبیله، رییس به من گفت: تو دو راه بیشتر نداری، یا اینکه می‌کشیمت یا اینکه فلان می‌کنیم ... (مودبانه‌ش اینه که فرض بفرمایید چوب تو آستینش می‌کنن) ملت گفتن خوب تو چی کار کردی؟ ... مرده می‌گه: هیچی دیگه، منو که کشتن!

 

یک سری مقامات بلندپایه به اضافه یک سری روزنامه‌جات بعد از اجلاس تهران: ما که پروتکل رو امضا نکردیم!

 

 و این هم یه جوک: یه روز یه گاو می‌رسه به یه گاو دیگه می‌گه:چقد علف می‌خوری؟ شدی عین گاو. دومی می‌گه: کمال همنشین در من اثر کرد!

 

انـدر دادن جـایـزه نوبـــل به یک زن ایرانی!!

... و حکایت کنند که روزی روزگار دیهی ببود از نوع پایین‌دست وندر این ده صبح تا شام کدخدا و ریش‌سفیدان و ارباب و معلم مدرسه و امام جماعت و چوپان و رعیت در سر و کله یکدیگر می‌زدند تا اینکه روزی مینی‌بوسی بوق‌زنان بیامد و شاگرد شوفر از آن پایین جست که ای جماعت کجایید که شهریان، زن کربلایی‌حسن ـ کز برای فروش کشک راهی شهر شده بود ــ را در سینی گذاشته‌اند و بر سر گرفته‌اند و حلواحلوا می‌کنند و وی را جایزتی نیز بداده‌اند. پس ارباب بیامد که زن کربلایی‌حسن جز کهنه‌شستن در لب چشمه مگر چه کرده که وی را جایزه داده‌اند و معلم مدرسه به‌پا خاست و در باب تجلیل از روشنفکری و نقش زن کربلایی‌حسن در ارتقای هنجارهای حقوق بشری سخنانی گفت و تبریکات خویشتن را نثار وی کرد و امام جماعت بگفت که جایزه دادن به کسی که نماز اول وقت نمی‌خواند جایزه دادن به لشکریان کفر است و کدخدا بگفت که گرچه ما بسی خرسند گشتیم ولکن در کلاس دویم دبستان مرا در سر صف یک بسته مداد رنگی جایزه دادند که بسی ارزشمندتر ببود و چوپان بیامد که چون من بچه بودم، همین زن کربلایی‌حسن مرا پس گردنی بزده و باید که جایزه‌اش را بازپس گیریم و چند زن در بالای پشت بامها شده کِل می‌کشیدند و الم‌شنگه‌ای راه افتاد دیدنی الم شنگه‌ای ... پس ریش‌سفیدان و بزرگان در شور شدند و این جایزه را به مثابه دخالت در امور داخل‌ ده خویشتن دانستند و آن را شدیدا محکوم نمودند، و این در حالی ببود که زن کربلایی‌حسن به مطبخ بازگشته بود و در کار کشک سابی خود می‌بود.

«از: اسکیزوفزنی»

   + سعید ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

داستانچی

یک)
درویشی کفش در پا نماز می‌گذارد. دزدی طمع در کفش او بست. گفت: با کفش نماز نباشد. درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد، گیوه باشد.


دو)
وردکی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد. رویش از کفل اسب بود. او را گفتند باژگونه بر اسب بنشسته‌ای. گفت: من باژگونه ننشسته‌ام، اسب چپ بوده است.

از عبید زاکانی

   + سعید ; ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

فراخوان

 

اطلاعیه                                                                                        اطلاعیه

بنا بر گزارش سازمان امنیت ملی امریکا و درپی افزایش تهدیدات تروریستی، «...»‌ رهبر شماره صفر القاعده به اتهام همدستی و همدلی با بن‌لادن، نشر و ترویج افکار بنیادگرایان اسلامی در دانشگاه سلطان‌آباد(که هم‌اکنون به نام اراک تغییر یافته‌است.) و ارسال حقوق دانشجویان ازطریق موسسه قرض‌الحسنه بسیجیان به عنوان کمک مالی به شبکه القاعده و همچنین طراحی و مشارکت در حملات ۱۱ سپتامبر، تحت تعقیب اینترپول می‌باشد.

درصورت مشاهده این فرد شرور و تحویل سر آن به مراجع ذیصلاح، مبلغ ۲۵۰۰۰۰۰۰ دلار از سازمان نام‌برده دریافت خواهیدکرد.

هشدار داده می‌شود هنگام دستگیری نام‌برده، در عین حال که ماسک بر دهان دارید فاصله مناسبی با آن داشته باشید چراکه بوی پیاز دهان وی همچون بمبهای میکروبی ساخت صدام عمل کرده و بسیار خطرناک می‌باشد.

در ضمن آخرین بار «...» در حال بالا رفتن از پله‌های ساختمان دکتر حسابی مشاهده شده‌است.

   + سعید ; ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

بیانیه تناردیه و تئودور

کار بر و بچه‌های باحال شیمی به انتشار شب‌نامه‌ ختم نشد و دست‌اندرکاران خوش‌ذوق «مدرسه قشنگ» در پی چاپ مطلبی درباره همین شب‌نامه، به کمیته انضباطی احضارشدند. مطلب چاپ‌شده در این نشریه به این قرار است:

بیاینه مشترک تناردیه و تئودور درباره پخش شب‌نامه اخیر

اکنون که با همت و تلاش شبانه‌روزی مسئولان زحمت‌کش دانشگاه و دستهای توانمند مهندسان، معماران و کارگران داخلی و به کوری چشم حسودان داخلی و خارجی طرح عظیم و پروژه ملی دانشگاه سردشت به بهره‌برداری رسیده است و دانشگاه اراک می‌رود تا در زمره دو دانشگاه برتر جهان بدرخشد، یک‌بار دیگر دست جنایتکار استکبار جهانی به سرکردگی امریکاییهای سوسول از آستین عده‌ای فریب‌خورده دانشجونما بیرون زد و بر سر همه تلاشها آفتابه گرفت. متاسفانه طی چند روز اخیر، حرکات مرموز و خزنده‌ای ازسوی یک عده افراد معلوم‌الحال نفوذی آغازشده که هدفی جز براندازی نظام علم و علم‌مداری دانشگاه نداشته و ندارند و نخواهندداشت. این عده که در قالب شب‌نامه مقاصد شوم و اهداف غیرمنصفانه خود را ترویج می‌نمایند احتمالا خیلی بد هستند؛ دانشجویان فهیم و همیشه حاضر در صحنه و پشت‌صحنه و مانیتورینگ و واحد سیار سازمان صداوسیما به حق می‌دانند که این چیزهایی که این افراد بد در شب‌نامه‌های خود آنها را حقوق حقه خود می‌دانند فی‌الواقع حقوق کارمندان است و آنان هیچ سهمی از این حقوق نداشته و ندارند؛ وظیفه دانشجوجماعت درس‌خواندن است نه حقوق‌گرفتن.

و اما مساله‌ای که تحت عنوان اردوهای مختلط بیان شده‌است؛ دراین رابطه باید بگوییم که ای نمک‌خورهای نمک‌دان شکن!! و ای آب در آسیاب دشمن ریزان!‌ باید کلاسهای شما را نیز مانند دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان از هم جداکرد تا قدر عافیت را بدانید؟ نکته دیگری که به عنوان مهمترین مساله در شب‌نامه مطرح است استفاده نابجا از علایم نوشتاری است، این افراد مجهول‌الهویه با به‌کارگیری علامت تعجب(!) بعداز واژه دکتر سعی در بر هم‌زدن اذهان عمومی و تخریب و تضعیف روحیه اصیل استفاده از تکنولوژی پیشرفته تدریس را داشتند که ما در همین‌جا با تقبیح این عمل با قدرت اعلام می‌کنیم که بعداز دکتر هیچ‌گونه علامت نوشتاری لازم نیست استفاده شود و بهتر است دکتر را با فونت درشت چاپ‌کرد و باز بهتر اینکه مدرک دکترا را قاب‌گرفت تا خاک نگیرد. نکته دیگر شب‌نامه استفاده از الفاظ رکیک و بسیار زشتی همچون «ختنه‌سوری»‌ بود که زیاد هم ضایع نبود زیرا این را همه....

در پایان از عموم دانشجویان خیّر خواهانیم با فروش یکی از دو کلیه خود به مراکز خیریه که اتفاقا نام آنها نیز در شب‌نامه آورده شده‌است اولا در امور عام‌المنفعه شرکت نموده و ثانیا با درآمد ارزی حاصل از آن هزینه اردوهای دانشجویی به مقاصد دوردست ازقبیل ساوه، خنداب، سنجان و... را فراهم آورید.

درضمن از مقامات لشکری و کشوری، خانواده‌های محترم طغاتیموریان و چنگیزیان به خاطر برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی دانشگاه و برپایی تورهای تفریحی اروپا و... برای اساتید گروه شیمی کمال تشکر و امتنان را داریم و در همین‌جا حمایت خود را از طرح کنترل نامحسوس دانشجویان اعلام می‌کنیم.

   + سعید ; ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

در محضر سعدی

به حضورتون عارضم که من از این چند بیت حضرت سعدی(ع) خوشم اومد، از اون‌جایی که گفتن هرچه که برای خود پسندیدی برای دیگران هم، اون‌رو تقدیم شما می‌کنم:

گرچه دانی که نشنوند، بگوی          هر چه دانی ز نیکخواهی و پند

زود باشد کـه خیره‌سر بیـنی          به دو پـای افتـــــاده انـدر بنــــد

دست‌بر دست می‌زند که‌دریغ          نــشنـیـدم حـدیــث دانــشمـند

   + سعید ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

اندر بدبختی ما

 نمی‌دونیم کدوم یک از شماها دانشجو هستین و معاون امور مالی دانشگاهتون یک آدم خسیسه؟ کسی که برای خودشیرین‌کنی و رسیدن به پست و مقامهای بالاتر از هیچ گونه تلاشی دریغ نمی‌کنه و می‌خواد به هر نحوی که شده در امور مالی صرفه‌جویی کنه.

از اون جایی که این آقا کفر مارو در آورده بود، عده‌ای از دانشجویان شیمی تصمیم گرفتن که با انتشار شب‌نامه‌ای که در ذیل می‌آید، حال ایشان رو بگیرن. اتفاقا تو این کار هم موفق شدن،‌ حتی خودمون که از این ماجرا خبر نداشتیم شوکه شده بودیم و همه می‌گفتیم ای ول، هرکه بوده دستش درد نکنه، گل کاشته.

و اینک متن شب‌نامه:

باسمه تعالی

براساس مصوبات آخرین نشست انجمن خیرخواهان اقتصادی دانشگاه و در راستای صرفه‌جویی و نیز تعدیل مخارج دانشگاه اراک، راهکارهای زیر به اطلاع عموم می‌رسد:

۱) حتی‌المقدور از واگذاری اموری که به هرشکل می‌تواند هزینه‌ای برای دانشگاه دربرداشته باشد به دانشجویان خودداری شود، ولو این هزینه از حقوق حقه دانشجویان باشد.

۲) از برگزاری اردوهای دانشجویی، حتی اردوهای علمی به هرنحوی که شده جلوگیری شود، چرا که اصولا دانشجویان حق درخواست برای کارهای ناپسند را ندارند، البته اگر این اردوها به مقصد قم باشد بلامانع است.

۳) برنامه‌ریزان اقتصادی دانشگاه از این پس موظفند عواید حاصل از صرفه‌جویی‌های فوق را صرف کمک به صندوق جوادالائمه کرده یا طوری که آب از آب تکان نخورد برای مسافرت مجردی اساتید بزرگوار گروه شیمی به خارج از کشور هزینه‌کنند.

۴) از آن جایی که مراسم «خلوت یار» یکی از پر هزینه‌ترین مراسم تفریحی برادارن و خواهران دانشجو می‌باشد و هزینه‌های سنگینی را به دانشگاه تحمیل می‌کند، پیشنهاد می‌شود این مراسم در فضایی تاریک و بدون استفاده از ادوات صوتی (جهت صرفه‌جویی در مصرف برق)‌ برگزارشود. اصلا معنا ندارد در محیطی روشن و پر از همهمه به دنبال یاری یگانه بگردیم که همه‌جا حاضر است و ناظر به اعمال عزیزان دست‌اندرکار «همایش ثقلین»، همایشی که باوجود آن همهب کبکبه و دبدبه‌اش و با صرف مبلغ چندین و چند میلیون تومان طوری برگزارشد که حتی قابل مقایسه با جشن ختنه‌سوران فرزندشان‌ هم نبود.

۵) یادمان باشد دانشجویان فهیم به هیچ وجه حق ندارند حتی در مخیله و ناخودآگاه خودشان به این فکر کنند که چطور می‌شود کسی که در تدریس ابتدایی‌ترین اصول رشته تخصصی خود هم دچار مشکل است، یک باره در لباس معاونت مالی دانشگاه ظاهر شود!

در پایان هشدار داده می‌شود، درصورت تخطی از این آیین‌نامه، معاون امور مالی دعوت وزارت اقتصاد و دارایی را برای تصدی مقام بهتر لبیک می‌گوید و آن گاه، همه نعمت حضور این متفکر آزاداندیش را از کف می‌دهید. خود دانید!

   + سعید ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()

اولین یادداشت

با نام و یاد خدا

این سایت توسط عده‌ای از دانشجویان شیمی دانشگاه اراک (یا همان سلطان‌آباد خودمان) و با حمایت persianblog راه اندازی شده است. امیدواریم که بتوانیم در سروسامان‌ دادن به  این دانشگاه بی در و پیکر نقشی داشته‌باشیم.

انشاءا... در روزهای آینده شما را با گفته‌ها و ایده‌های خودمان بهتر و بیشتر آشنا می‌کنیم. در ضمن این سایت احتمالا در روزهای آینده عضو «فهرست آموزشی‌تحقیقاتی» خواهدشد. به آنجا هم سر بزنید.

   + سعید ; ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()